« هالویین و نوستالوژی دهه فجر! صفحه اصلی نتایج نظر خواهی »

نظر خواهی

به نظر شما اگه بلاگر ها عکسی از خودشون تو صفحه اول وبلاگ بذارن رابطه با خودشون و نوشته هاشون راحت تر میشه یا نه؟
البته میدونم خیلی ها با اسم مستعار مینویسن و شاید داخل ایران محدودیتهایی در این زمینه باشه ( شاید؟؟) اما در یک نظر خواهی کلی شما وبلاگ رو با عکس نویسنده بیشتر میپسندید یا فرقی نداره؟

October 28, 2006 10:09 AM

Comments

نظر آخرم رو بذار اول بگم؛ مخالفم.
۱- بلاگرها روزنامه نگار نیستن که شهرتشون بودن یا نبودن عکس رو علی السویه کنه.
۲- همینجوریش هم امنیت اخلاقی کامنتدونی ها رو هواست؛ چه برشه به وقتی که قیافه یه بابایی یه ذره صکسی هم باشه.
۳- بهتره آدمها اینجا به واسطه نوشته ها و عقایدشون شناسایی بشن.
۴- اون کسایی که بخوان قیافه همو ببینن بالاخره راهشو پیدا میکنن؛ نگرانی نداره!

موضوع جالبیه .طبیعتاً ارتباط با خواننده راحت تر میشه ولی متاسفانه تو ایران که هیچ ولی برای بقیه ایرانیهایی که گه گداری به کشورشون سر میزنند دیگه نمی تونه سفر بی دغدغه ای باشه .آدم مجبور به خود سانسوری میشه با این همه آزادی بیان !!

به نظر من فرقی ندارد! بدون عکس هم می شه با نویسنده و نوشته هاش ارتباط برقرار کرد.

من دوست دارم عکس نویسنده رو هم ببینم. برای مخفی کاری هم میشه عکس رو دست کاری کرد یا با عینک و اینا عکس گرفت.

با سیروس موافقم .

بنظر من دیدن عکس یک بلاگر باعث نمیشه با خودش یا نوشته هاش ارتباط بیشتر یا بهتری برقرار کنم. شاید آدم بعد از مدتی کنجکاو بشه که نویسنده های مورد علاقه اش رو ببینه ولی در اصل طرز فکر و نوشته ها و عقاید یک بلاگره که خواننده رو جذب میکنه و ارتباط حسی رو ممکن. برای من وبلاگ با عکس یا بدون عکس فرقی نداره

می تونه جالب باشه. اما اگه یادت باشه مصاحبه عمو اسد با بلاگرای خانم چه عواقبی داشت... دیگه کسی گوش نکرده بود اینا چی گفتن. فقط درباره قیافه طرف نظر می دادن و بس! اما در کل وقتی وبلاگ های غیر ایرانی رو می بینم که عکس بلاگر هم هست انگار بهتر میتونم تصور کنم...

جواب سوالت رو نمی دونم. فکر کنم فرق زیادی نداشته باشه. اما! صد ساله می خوام بهت بگم چند تا از عکسات رو برام بفرستی. اورکات هم که نیستی بریم فوضولی. خب می خوام بدونم چه ریختی هستی دیگه!

لوا: همینطور مجانی؟ نه خیر! شماره کردیت کارت بده اونوقت یه فکری میکنم!

ارتباط بهتری برقرار می شه. به نظر من فرقش تقریبا مثل فرق گفتگوی تلفنی با مکالمه رو در رو است. اما با این کاردر فضای وبلاگ های فارسی (که تا جایی که تجربه من نشون می ده با فضای وبلاگهای انگلیسی خیلی تفاوت داره) مخالفم .

به نظر من يه اتوبيوگرافي كوچيك خيلي مهمتره كه متاسفانه اكثر وبلاگا ندارن.

ببين لوا جون مشكل اينه كه يه سري آدم ها نمي آن وبلاگ بخونن از سر فرهنگ و شعور. اونا اگه يه دختر خوشگل ببينن بيچاره اش مي كنن بعد هم اين كه تو واقعا برات مهمه ببيني من چه شكلي ام؟ مساله اينه كه اگه آدما بخوان ارتباطاتشونو نزديك تر و صميمانه تر كنن ، مي كنن. پس من گذاشتن عكس رو چيز زايدي مي بينم.

موافقم! لااقل من بفهمم اين وبلاگي كه دارم ميخونم مال يه دختره يا پسر!!! شاهكارم نه؟:))

بدون عکس بهتره ! بعضی ها نوشته هاشون به قیافه هاشون نمیاد ( مگه اومدنیه ؟!!؟ )
اما شاید هم دقیقا ً به همین منظور با عکس بهتر باشه که بیشتر یاد بگیریم به قیافه نیست !

man bad az ye modaty shekle khanandaro hads mizanam.dige nyazy be ax nadaram

به نظر من واقعاً فرقی نداره. ببین یه وبلاگ جالب (مثلاً بلوط!) به خاطر نوشته های جذابش جالبه (و باید هم اینطور باشه). نمی دونم چجوری بگم! من الان شاید خیلی دلم بخواد لوا رو ببینم، اما دلم نمی خواد تو وبلاگی که می رم عکس وجود داشته باشه حتی! چون به نوعی می تونه باعث قضاوت اولیه و سطحی بشه و من شانس تحلیل مطلب رو تا حدودی (هر چند کم) برای خودم پایین بیارم.

من یه مدت عکسمو گذاشته بودم پارسال .
عکس آنچنان واضحی هم نبود !
اما این قد برخورد آدما بد بود که یک هفته نکشیده برش داشتم .

لوا: حالا دوباره بذار. من فضولی ام گرفته.

kaash hame onayee ke mitonan axeshono mizashtan. Dar morede khodet ke kheili dost daram bebinamet va etefaghan mikhastam pishnahadesho bedam ama fekr kardam aghe pishnahad bedam khoshet nemiad

لوا: ایمیلی میزنم برات. ولی مجانی نه! گفته باشم. خودم بدم نمیاد عکس داشته باشه وبلاگ. اکثر وبلاگهای خارجی با عکس نویسنده هستن. واسه همین میخواستم نظر خواننده ها رو به طور کلی بدونم . حالا نه فقط در مورد این بلوط.

bastegi be adamesh dare. man khodam doost daram aksam ro begzaram, chon hameye adamha ye joori konjkav hastan va doost daran bebinan matlabe che kasiye ke daran mikhoonan. vali be khatere mahale karam nemitoonam. vali ba kamal badjensi doost daram aks baghiye ro bebinam:D

من يه موقع فكر مي‌كردم تنها چيزي كه تو وبلاگ مهمه متن يعني فقط نوشته ولي الات كمي تغيير كرده فكر مي كنم فرم هم به جذايبيت و جلب مخاطب كمك مي كنه ولي بعيد مي دونم بودن عكس بلاگر به اين فرم كمكي بكنه شايد بيشتر دچار دردسر باشه بعدم به نظرم بذار آدم ها براي چيزي هايي كه مي‌خوان زحمت بكشن اگه كسي دوست داره تو رو ببينه كم كم مي تونه يه ميل بزنه و بخواد براش عكس بفرستي

لوا: حمید جان. منظورم خیلی خودم نبود. برام جای سوال بود که با توجه به وبلاگهای غیر فارسی, چرا وبلاگهای فارسی اینقدر بدون عکس نویسنده هستن. ما که دیدن نداریم!

نه! اما یه اتو بیوگرافی کوچیک از خودشون بزارن. اون خیلی کمک میکنه.

به نظر ایده جالبی نیستش که ادم عکس خودش و بزاره هر چند خیلی از وبلاگ نویسا این کارو میکنن.

واقعیت اینه که گاهی خوبه و گاهی نه، این مساله که که اکثر ما برمبنای ظاهر افراد به قضاوتهای اولیه و ناپخته دست می زنیم یک اصل نسبتن رایجه و همین می تونه ذهن خواننده رو نسبت به شخصیت نویسنده به اشتباه جهت بده، بنا بر این من فکر می کنم شاید بهتر باشه که اول با محتوای یک وبلاگ کنار بیاییم و بعد اگر شرایط ایجاب کرد به شکل و قیافه نویسنده بپردازیم... اکثر بلاگرهای قدیمی تجربه برخورد با صورتهای غیر منتظره را دارند، صورتهایی که تصویر ذهنی ما از اونها بسیار متفاوت از واقعیتشان بوده.

man mipasndam bodan akso ye hese nazdiki mide.

نميتونم منكر اين موضوع بشوم كه دوست دارم عكس صاحب يه وبلاگي رو كه دوست دارم و ميخونمش رو ببينم. اما اين احساس اوايل آشنايي ام با سايت شما بود. الان ديگه خيلي فرقي نميكنه
البته گذاشتن عكستون ممكنه دردسر هم براتون ايجاد كند.
حالا اگر عكستون رو خواستيد بگذاريد اينجا با حجاب اسلام يا زبونم لال بي حجاب اسلامي؟ ;)

لوا: خیلی برای عکس خودم نبود که والا همچین تحفه ای نیست. کلا در مقایسه با وبلاگهای خارجی برام بی عکس بودن وبلاگهای ایرانی جالب بود. میخواستم نظرات رو بدونم و اینکه چرا اکثر وبلاگها عکس دار نیستن. بحث مفصل رو ادامه میدم تو یه پست جدا.

نظر حضرت کيوان سی‌وپنج درجه به ميزان 85 درجه تاييد می‌شود. پانزده درجه‌ی باقيمانده هم صرف تاييد نظر انارخانم می‌کنيم.
خودمان هم عرض سلام داريم و احوالپرسيم :)

لوا: ما هم همینطور حضرت آشپز باشی . بلاد فرانس در چه حال است؟

متخصص سوال‌های مناقشه‌برانگیزی‌ها!
بعید می‌دانم این سوال تک‌پاسخه باشد. برای بعضی شرایط، بعضی انواع وبلاگ، و غیره شاید کمک کند. برای بعضی موارد خیر. مثلا اگر من در وبلاگ‌ام زیاد گزارش می‌نویسم و در شرایط مختلف حضور پیدا می‌کنم، شاید عکس‌ام به خواننده‌های‌ام راحتی‌ی بیش‌تری القا کند. اما اگر مثلا نویسنده‌ای ادبی هستم که درباره‌ی زیبایی‌های عشق می‌نویسم ولی قیافه‌ام چندان چنگ‌ای به دل نمی‌زند، به‌تر است دیگران را از دیدن عکس خود معاف کنم.

راستی یک چیزی ... در مورد کتاب‌ها و نویسنده‌های‌اش هم همین است دیگر، نه؟ به عنوان نمونه من با آلبر کامو ارتباط عمیق‌ای برقرار کرده بودم بدون این‌که عکس‌اش را دیده باشم. یا برعکس، هیچ‌وقت نتوانستم با دوراس ارتباط برقرار کنم با این‌که عکس‌اش را از همان اول دیده بودم. در مورد سارتر هم عکس را دیده بودم و هم از کتاب‌اش خوش‌ام آمد! و غیره و ذلک!

ایرانیها عکس نمیذارن، چون اینجا، وبلاگستان، از معدود جاهائیه که می تونن بی دلهره خودشون باشن. یا حداقل خیال می کنن که می تونن.
وبلاگ براشون جائیه که از پوسته و نقابی که اون بیرون دارن رها بشن. این نقاب گاهی چهره رو هم در بر می گیره و می شه قالبی که نفس کشیدن رو سخت می کنه.
این مسئله تو وبلاگرهای روزنامه نگار که حوزه شون قبلا عمومی شده و مهاجرها که تو جامعه دیگه ای زندگی می کنن کمتر هست.
اهالی وبلاگر ممالک خارجه هم که به واسطه تربیتشون احتیاجی به چند چهره بودن و پنهان بودن ندارن.
اما با همه اینها به نظرم ندیدن نویسنده و تصور کردنش خیلی جالبتره.
یادمه بچه بودم و اولین بار به جشن صدمین شماره مجله ای که دوس داشتم دعوت شدم. آی تو ذوقم خورد از دیدن قیافه نویسنده های محبوبم...

I doen't make any difference to me.

فکر می‌کنم مطلب و سطح فکرامون خونده بشه بهتره تا حواسا به عکس پرت بشه. یکی زشت اما خوب می‌نویسه یکی خوشگله اما چرت و پرت. اونطور قضاوت ما درمورد نوشته‌هاشون خدشه دار می‌شه نه؟

البته پرگلک منظورش منم که تا هفته‌ی پیش فکر می‌کرد دخترم و کلی باهم خندیدیم.
چقدر حرف زدم :)

لوا: والا روم به دیوار من هم یه سالی همچین فکری میکردم!

خوب راستش من همیشه از رئی فضولی دوست دارم بدونم آدمی که اونطرف نشسته و من دارم نوشته اش رو می خونم چه شکلیه! اما هر وقت رفتم تو یه وبلاگی که عکس نویسنده اشو رو زده بود یه جور حالم گرفته شده اصلاً خوشم نیومده!! حالا این تناقض رو چطور میشه توجیه کرد رو نمی دونم!

اتفاقا لوا جان من هم تصمیم گرفته بودم عکسم رو بذارم توی وبلاگ ...اینقدر که بعضی از دوستان مجازی می پرسیدند تو چی شکلی هستی
هر چند هنوز این کار رو نکردم ولی شدیدا با این کار موافقم ...

من اصولا چون آدم Visual ی هستم با تصویر ارتباط بهتری برقرار می کنم و دوست دارم عکس بلاگر های مورد علاقه ام رو ببینم. از خودت هم که عکس گرفتم :) ولی در مورد وبلاگ های فارسی می تونم بگم که محیطش خیلی شبیه به خود ایران ه. آدم نمی تونه هر چی که هست و هر چی که فکر می کنه رو نشون بده چون بعدش چنان مشکلات و قضاوت های بی ربطی براش پیش میاد که حس می کنه اصلا ارزشش رو نداشته. خیلی وقتها شده که اتفاق جالبی برام افتاده و خواستم بنویسمش ولی منصرف شدم چون فکر کردم که الان خواننده ها صد جور برچسب ناجور بی ربط بهم می چسبونن. یعنی احساس امنیت نمی کنم. به همین دلیل با گذاشتن عکس خودم مخالفم به دلیل همون فاکتور امنیت !

گمونم بستگی به طرف داره. مثلاً احمدی‌نژاد احتمالاً بهتره که عکس نذاره! وگرنه ارضای حس کنجکاوی خواننده که بد نيست، به خصوص که در مورد بعضيها حتی حدس زدن جنسيتشون مشکله، بس که زيرزمينی مينويسند! بعضيها هم از اين عکسهای شناسنامه‌ای رتوش‌شدهء مدل عکاسی چهره‌نما ميذارن با سايهء سبز روی پلک چشم و لپهای گلی و چنان ژستی که آدم بی‌آختيار خنده‌اش ميگيره، از اونهايی که کله رو کج گرفته‌اند و چشمها رو خمار کرده‌اند... من اون مدل عکسها رو خيلی دوست دارم و کلی باهاشون تفريح ميکنم.

راستی در نسخهء اوليهء قالب جديد وبلاگم يه عکس از خودم گذاشته بودم (گيرم که کمی تحريف شده بود و زياد قابل بازشناسی نبودم) که بعد از مدتی تصميمم عوض شد و احساس کردم کار لوسيه (در مورد خودم) و به جاش فقط اسم وبلاگ رو گذاشتم.

من هم فکر می‌کنم دیدن عکس در ابتدا کمی باعث پیش‌داوری در مورد مطالب بشه، البته این قضاوت اولیه احتمالا بعد از گذشت مدتی فراموش میشه و در نهایت نوشته‌ها هستن که اهمیتشون رو حفظ می‌کنن. از طرفی اگر بعد از یه مدت خوندن یه وبلاگ عکس نویسنده‌ش رو ببینی، حس جالب‌تری رو تجربه می‌کنی، یه جور کشف و ارضای کنجکاوی که هیجان‌انگیزه...

راستی یه چیز دیگه، توی تصور من چهره‌ت شبیه همون دختری بود که عکسش توی لوگوی وبلاگته و نصف صورتش از پشت لپ‌تاپ معلومه...

man fekr mikonam adam hamishe ye tasavori az nevisandeye weblog dare, az sheklesh, khosoosiat hash, senesh shoghlesh.....,agar bloger in etelata ro dar ekhtiare khanande bezare be khanade komak mikone ke oon ro behtar dark kone, va tasavoresh vaghei tar bashe, man khodam tarjih midam ke in aks bashe va etelate digei ham bashe. magar inke khode nevisande intori rahat nabashe, dar in soorat khaste nevisande be nazare man arjah hast, dar kol hade aksare etelati ke dar oon nevisande kamelan rahat bashe az hame behtare.e

salam
benazare man ziad farghi nemikone.
age neveshteha joor bashe ke adam b ahashoon ertebat bargharar kone ba akso bi aksesh farghi nemikone.
ama man doost daram toro bebinam:)

من موافقم
خب بذار يم اونايي كه واسه خوندن وب گردي نمي كنن خوش باشن
راستي چرا ما ايراني ها همه چيزو اينقدر سخت مي گيريم به قول شما اكثر وب لاگهاي خارجي عكس دارند

شماره حساب بده بریزم به حسابت! ای روزگار! ببین تو رو خدا! حالا باید رو نما بدیم! پس حداقل چارتا خوشگلش رو بفرست بیاد! :))))

ممکنه آدم خیلی کتابهای جالب بخونه ولی نه عکس نویسنده رو ببینه و نه اصلا نیازی ببینه بخواد که ببینه . فکر می کنم موضوع مهم انتقال افکار و عقاید باشه . خود من ترجیح می دم کسی که دارم چیزی ازش می خونم رو نببینم چون حقیقت اینه که روی طرز فکر تاثیر می گذاره . ولی ممکنه حس فضولیم گل کنه و بخوام که ببینمش .
ما عادت داریم افراد رو با نوشته هاشون مقایسه کنیم . و فکر کنید برامون سخته که کسی که یه متن لطیف و احساسی زیبا رو می نویسه یه آدم زشت باشه .
ولی تو عکس تو بذار ! فوضولیم گل کرده .

نگو كه دلم كبابه
البته يك زماني خيلي به اين موضوع فكر ميكردم و مثل زمان بچگي كه قيافه گوينده راديو رو برا خودم مجسم ميكردم چهره وبلاگ نويس ها رو هم سعي ميكردم با توجه به چيزايي كه راجع به خودشون ميگن تصور كنم
اما الان ديگه بعد چند سال خيلي برام مهم نيست و بيشتر به چيزايي كه ميتويسن فكر ميكنم
اما مسلما اگه عكس داشته باشه به نظر من خيلي بهتره
حالا اگر هم محدوديتي هست ميشه
به قول دوستان يه جوري كرد كه خيلي واضح نباشهاما در عوض به برطرف شدن خيلي از سو تفاهم ها كمك ميكنه
مثل عكسي كه خورشيد خانوم پارسال موقع تولدش گذاشتو تازه خيلي ها فهميدن بابا اين بيچاره انقدر ها هم كه خودش مي گفت چاق نيست

من موافقم برای گذاشتن عکس، چون ارتباط بهتری باهاش برقرار می کنم، گرچه گاهی نبود عکس هم می تونهه کنجکاوی آدم رو اونقدر تحریک کنه که مجبور شه تمام آرشیو طرف رو بخونه تا یه تصویر کلی ازش به دست بیاره، من که این جوری ام، شایدم یه کمی فضول باشم !!!

اگه سکسی باشه بععععله!!

من خودم نزاشتم ولي دوست دارم ما بقي بلاگر ها كه مي تونن اين كارو بكنن حتي عكس هايي از مسافرت هاشون مي زارن خيلي به حال و هواي همون پستي كه در موردش نوشتن كمك مي كنه

من به شخصه وبلاگ رو با یه لیوان آبهویج ترجیح میدم

سلام
من موافقم

من خودم وقتی عکس یه بلاگر رو میبینم کلی ذوق میکنم !
ولی اینو میدونم که خودم این کار رو نمیکنم !
نمیدونم چراها !!! اما یه جورایی ته دلم احساس آرامش نمیکنم که بخوام عکسم رو بالای وبلاگم بذارم.

من فکر می کنم ما ایرانی ها تو این مورد عکس گذاشتن هم مثل خیلی موردهای دیگه فرهنگ و جنبه اش را هنوز نداریم و این کار به خصوص در مورد خانم ها باعث سوء استفاده بعضی ها هم خواهد شد که همیشه به آزار و اذیت های جنسیتی دست می زنند و با دیدن عکس طرف کارشون راحت تر هم میشه. البته به نظرم شجاعت کسانی که بی توجه به این مسائل عکسشون را میگذارند قابل تقدیره:)

I think if a blogger dosn't put his/her picture on blog is better. this way the writer always remains mysterious and that helps people come back...but I realy, realy, realy wanna see how u look.

خب سخته
من عادت کردم بدون عکس بخونم نوشته ها رو. به خاطر مجازی بودنش شاید.
کتابها رو بیشتر دوست دارم عکس نویسنده اولش باشه تا وبلاگها.
این همه پراکنده گفتم حالا نتیجه : نه من دوست ندارم عکس وبلاگ نویس رو ببینم.

من ترجیح میدم تصویر نویسنده رو با توجه به نوشته ها و دغدغه هاش تجسم کنم. با عکس مخالفم.

man tarjih midam aks baashe :)

یادم رفت بگم که من موافقم با عکس گذاشتن .
شاید چون آدم فضولی ام :)

من خودم با اسم مستعار می نویسم تقریبا ! یه جاهایی شده اسمم رو بنویسم و شاید برای ماهایی که ایران زندگی میکنیم این تمایل برای مخفی بودن بیشتر باشه . به شهادت عکسهای ارکاتم دوست ندارم عکسی دور از خودم رو بذارم بالای وبلاگم . منظورم عکسی با حجاب اسلامیه ! حوصله دردسر هم ندارم ولی یه چیزی هست . حس خوب نسبت به یه وبلاگ به هیچکدوم از اینها ربط نداره ... دوست داشتنی ترین وبلاگ برای من نارنجه با ساده ترین تمپلیت با اسم مستعار بدون حتی یه دونه لینک ولی وقتی میری به صفحه اش انگار توی یه کافه دوست داشتنی داری اسپرسو می خوری !

آره.می تونم وقتی داشتی مطلبو می نوشتی قیافه تو تصور کنم.

نه اینجوری هیجانش بیشتره.
تازه اینجوری میتونی هر شکلی دوست داشتی بذاری پشت نوشته ها. یه جورایی دیگه ظاهر آدمها رو نظرت تاثیر نیمذاره. چون من فکر کنم همگی ناخودآگاه به این قسمت هم توجه میکنیم.

خیلی خیلی جالبه، باور نمیکنین وقتی این پست روخوندم خشکم زد. چه جوری بگم صحبت تله پاتی و ... چند وقت پیش داشتم اینجا رو میخوندم نمیدونم موضوع چی بود شاید اون خاطرات دوران کودکیتون گفتم یعنی لوا چه شکل و صورتی دارن !!! بعد جالبتر به این موضوع فکر کردم که اگر مثلاً کسانی که به هر دلیل معذور نیستن عکسی، تصویری از خودشون میذاشتن چی میشه؟ بعد با خودم گفتم مگر همین خود شما پیشنهاد بدی!!! حالا که دیدم حسابی یکه خوردم

لوا: عجب! یه موجودی رو تصور کن با دوتا چشم گنده ( دور از جون اندازه چشم گاو) اون منم!

من زیاد دوست ندارم که عکسه همیشه اون بالا کنار وبلاگ باشه ولی خیلی دوست دارم وقتی صاحب وبلاگ یهو وسط پستاش مثلا وقتی داره یه اتفاقی رو تعریف میکنه اگه یه عکسی هم ازاون داره که حالا مثلا خودشم تو عکسه با پستش بفرسته
مثلا نمومش وبلاگ مرجان عالمی یا مثلا کوزه که عکسش تو هالووین پارسال رو توی پست مربوط به هالووینش گذاشته بود.

همه عکسها که راست نمکیگن....گاهی اوقات دروغهم میگن.... این عکس نیست که باعث گرایش به خوندن بلاگی خاص بشه... بلکه طرز نگاه نویسنده به محیط اطراف هست و سبک نوشتن او که باعث جذب مخاطب و ارتباط بیشتر میشه

همه عکسها که راست نمکیگن....گاهی اوقات دروغهم میگن.... این عکس نیست که باعث گرایش به خوندن بلاگی خاص بشه... بلکه طرز نگاه نویسنده به محیط اطراف هست و سبک نوشتن او که باعث جذب مخاطب و ارتباط بیشتر میشه

unjuri ye kam mesle Orkut mishe. be nazaram age aks nabashe behtare chon tanha chizi ke az nevisande mibini neveshte haaye une va kam kam yek ghiyafeii az un dar zehnet shekl migire. masalan kheili delam mikhad bedoonam unaii ke weblog e mano mikhunan fekr mikonan man che shekliyam!

تقریبا همه بچه ها به مساله عدم احساس امنیت اشاره کردن که به نظر من هم همینطوره.حتی کسانی که خارج از ایران هستن فکر کنم تا حدودی همین احساس عدم امنیت رو دارن.اون هم به خاطر فرهنگ غنی فضولی تو کار مردمه که الحمدلله هممون توش خداییم.البته گذاشتن عکس رابطه برقرار کردن رو ساده می کنه اما همچین ضروری هم نیست.

دروغ چرا؟ تا قبر آ آ‌ آ آ! ما می‌خواستیم یه عکس از خودمون با کلاه کابوی بذاریم یه زمانی صفحه اول که ارتباط با خوانندگان قوی بشه. به دلایل متعدد نذاشتیم! مهمترینش اینکه ترسیدیم دیگه ارتباط خیلی قوی بشه و خوانندگان مونث دل و دین از دست بدن!

ولی حالا شوخی به کنار، فکر کنم یه جورایی باعث پیش‌داوری می‌شه. شاید امتحانی این کارو بکنم برای یه مدت ولی ترجیح می‌دم من رو از نوشته‌هام بشناسن تا از اون عکسه.

نظرم رو تو یک پست تو وبلاگم دادم.

هویت وبلاگی در چپینه

در ضمن وبلاگت خیلی خوبه بلوط! ادامه بده

لوا: ممنونم.

اومدم نظرهای بقیه را بخونم..
یاد یه چیزی افتادم. چند وقت پیش یکی از کسایی که تو مسنجر اد کرده بودم بعد از سلام و علیک گفت بهتره عکست را که این گوشه گذاشتی را برداری! گفتم ایرادی داره؟
گفت امکان داره سوءاستفاده بشه و منظوری نداشتم ولی خواستم این توصیه ی دوستانه را بهت کنم.
و یا وقتی عکسم را تو یاهو 360 گذاشتم از بعضی ها حرفهایی شنیدم که زیاد خوشایند نبود با اینکه عکسم را هم برنداشتم.
نمی دونم چرا عکس العمل ها منفیه و برداشت های عکس می کنن متأسفانه!

خب ما هم فکر می‌کنیم اصولن اگر قیافه‌ی کسی را ببینیم تصویر کامل‌تری از ایشان برای خودمان می‌بینیم و کلن به‌تر ارتباط برقرار می‌کنیم. البته شما که می‌دانید، ما این بالا پلان همه را می‌بینیم و اگر گاهی به آسمان نگاه کنند، صورت‌شان را هم به صورت اتوماتیک‌وار خواهیم دید!

لوا: اینطور است که شما میفرمایید خداوندگار!
واسه همینه که ما سرمون همیشه پایینه و اصلا به خاطر خوف شما به نجابت و سر به زیری معروف شدیم!

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)