
« مهاجرت و پدیده اضافه وزن - قسمت چهارم: فقدان آموزش یا هیچ میدونید چی میخورید؟
صفحه اصلی
از این که اینجا بوی پیاز داغ گرفته جدا شرمنده ام. »
مهاجرت و پدیده اضافه وزن - قسمت پنجم: چه کنیم که اضافه وزن پیدا نکنیم اگه هنوز تو اول راهیم؟
اول از همه معذرت میخوام که این مطلب اینقدر طولانی شد. میدونم خیلی ها منتظرن ببین اصلا راه حلی هست یا نه. ولی خوب همونطور هم که تو قسمت اول گفتم این مسله ای هست که شاید کسانی که قصد مهاجرت دارن و یا تازه دارن باهاش درگیر میشن باید بدونن. که علاج واقعه ناخواسته رو قبل از وقوع بکنن.
یه مسله دیگه ای رو هم که از قسمت اول میخواستم بگم این هست که خودتون رو بشناسید . خیلی ها از تپل شدن و حتی چاق شدن لذت میبرن. من یه دوستی دارم که میگه من به عنوان یه مادر باید چاق باشم. یه پسری رو میشناسم که میگه شکم من نشونه مردونگی من هست! یه دوست امریکایی دارم که میگه مرد امریکایی باید صدو پنجاه کیلو باشه کم کم. خوب . سالم باشید و با خودتون حال کنید. جدی میگم. مهم فقط و فقط خود شما هستید. من هانی ام رو میبینم که با رسیدن بوی چلو کباب بهش دین و ایمونش رو از دست میده.( و خدا رو شکر چاق هم نمیشه) . من هیچ وقت این لذت رو نمیگیرم ازش. مهم فقط و فقط خودتون هستید. هیچ رل مادلی هم نزارید. هیکل این هنرپیشه ها و مدل ها به نظر من اصلا طبیعی نیست. آخه چطور یه زن بیست و چند ساله میتونه چهل کیلو باشه و سالم ؟
در ضمن استخون بندی و کلا فرم بدن خانوادگی تون رو بدونید چی هست و توقع زیادی نداشته باشید. من میدونم همه خانواده پدری من لگنهای پهنی دارن. من هرچی چربی بسوزنم دیگه با فرم استخون که نمیتونم مبارزه کنم.
اما اگه دیدید از خودتون لذت نمیبرید و هیچ جوری هم نمیتونید خودتون رو قانع کنید بهتره که فکری بکنید تا دیر تر نشده.
در هر حال ما داریم کار میکنیم و درس میخونیم که در درجه اول خودمون از زندگی لذت ببریم دیگه. چه فایده داره اگه خونه چند میلیونی و سه تا دکترا ( البته اگه اینها رو معیار موفقیت بدونیم) داشته باشیم اما دلمون نخواد تو آینه به هیکل خودمون نگاه کنیم؟ که از برهنه شدن خودمون تو اطاق خواب لذت نبریم؟
- بدن خودتون رو بشناسید. اگه اونقدر خوش شانس بودید که تو این مملکت بیمه پزشکی داشتید و تونستید یه دکتر داشته باشید ازش بپرسید که وزن سالم برای شما چی هست. تاکید میکنم وزنی که تو اون سالم هستید. من زنم. بیست و پنج سالمه و قدم اگه درست یادم مونده باشه صدو شصت و شش هفت باید باشه. خوب دکترا میگن که وزن من از پنجاه و چهار تا شصت و پنج اگه باشه من سالم هستم. اگه کمتر یا بیشتر باشه باید فکری بکنم. این رابطه رو بدونید که زنگ خطر کنار گوشتون باشه.
- از دکتر درجه کالری رو که باید تو یه روز به بدنتون برسه رو بپرسید. رژیم غذایی میتونه هزار و دویست هزار و پونصد یا دوهزار باشه. - معمولا بیشتر از دوهزار توصیه نمیشه- و همونطوری که قبلا گفتم بهترین نسبت اینه که به ازای هر صد کالری سه گرم چربی بخورید. سدیم و کربو هیدرات هم هرچی کمتر بهتر.
- دقت کنید که من یه متخصص تغذیه نیستم. حرفهایی رو که متخصصین به من زدن بازگو میکنم. بهترین مرجع همیشه دکترتون هست.
- وقت نیست. قبول دارم. به خدا قبول دارم. شاید فشردگی برنامه ای رو که الان خود من دارم در حد تصور هیچ کدوم از همدوره های دیگه ام نباشه. اما خوب. کاری نمیشه کرد. تصمیمی هست که گرفتم . نمیشه به خاطر رسیدن به هدفهام از خودم. از رضایتم از سلامتی ام بزنم . این رو یادتون باشه که همه این دویدن ها برای اینه که از زندگی راضی باشید.
- تو خونه وقت غذا درست کردن ندارید؟ قبول دارم. من خودم شاید هفته ای دوبار هم تو خونه غذا درست نکنم. اما خوب برای خرید که میشه وقت گذاشت و البته باید وقت گذاشت. خود من به طور مطلق همه سه وعده غذا رو از بیرون میخرم. هم برام ارزونتر تموم میشه , هم میدونم چی دارم میخورم هم وقتی رو که برای آشپزی ندارم جبران میکنه.
تو تمام فروشگها بخشی هست به اسم شام وناهار یخ زده. خوب. درست. به خوشمزگی غذای داغ و تازه نیست. اما چاره این بی وقتی مگه غیر از اینه؟
خیلی راحت یه مافین برای صبحانه بگیرید که صد کالری بیشتر نداشته باشه. ( توی آلبرتسون میتونید پیداشون کنید) ساعت ده یه لیوان ماست میوه ای بدون چربی بخورید. ( که چهل سنت هم بیشتر نیست). ناهار رو غذایی رو بگیرید که تا دویست و پنجاه کالری داشته باشه و چربی اش هم متناسب باشه.( مثلا تا جایی که من میدونم این هفته غذاهای سوت بیچ دایت یه حراجی داشت که پنج سرو غذا رو میداد ده دلار. به نسبت پنج بار بیرون غذا خوردن نمی صرفه؟ برای شام هم همینطور. خوراکی های این وسط رو هم تنظیم کنید. من خودم کسی نیستم که بدون کافین زنده بمونم. خیلی ها میگن سودا حتی رژیمی اش رو هم نخورید. من نمیتونم. دیگه با خودتون.
من دیگه هر چقدر کار داشته باشم هر شب یه ظرف سالاد رو درست میکنم هم برای شام هم برای ناهار فردا. خیلی ساده و تکراری. کاهو گوجه و فلفل دلمه ای سبز. نگیرید اونقدر رنچ نرزید که دیگه اثر همه کم غذا خوردن بره. چون وعده های غذایی کوچیک میشه سالاد کمک میکنه به گول زدن شکمتون. وگرنه اگه قرار باشه اول یه کاسه سالاد رو بخورید و بعد یه دیس پلو لطف کنید سالاد رو نخورید.
قهوه رو اگه تو خونه درست کنید هم تو پولش صرفه جویی کردید و هم میتونید کرم بدون چربی توش بریزید. از این فلاسک کوچیکها بگیرید و بذارید تو ماشین. صرفه جویی بزرگی هست. جدی میگم.
حواستون به میوه ها هم باشه. قرار نیست هرچی دلتون میخواد بخورید و بگید میوه هست. میوه ها شکر وکالری زیاد دارن. یه دونه همراه صبحانه و یه دونه هم بعد از ظهر. البته یه سری میوه هستن که هرچی بخورید اشکال نداره. باید یه لیست از اونها رو بنویسم.
این چیبس مادر مرده رو حذف کنید از سبد خرید. آی سخته. آی سخته...
اصولا خیلی وقتها غذا میخوریم سرمون گرم بشه. خوب برید وبلاگ بخونید!! ترک غذا خوردن از روی عادت سخته. اندکی همت می طلبه.
مثل من نباشید. آب بخورید. آب بخورید. ( من سودا میخورم. سودا میخورم)
برای من و وحید بیرون غذا خوردن یکی از معدود تفریحاتی هست که اینجا داریم. یکی دوشب آخر هفته رو ترجیح میدیم بیرون غذا بخوریم. یه کتابی هست به اسم بیرون شام خوردن. منوی رستورانها و حقایق غذاییشون رو نوشته. خیلی راحت میتونید از روی اون سفارش بدید. نترسید از اینکه بگید نصفش رو براتون سرو کنن. نگید بقیه اش رو میبرم خونه. همین که تو بشقاب باشه وسوسه اتون میکنه. کم سفارش بدید. بستنی نخورید بعدش ( آی سخته آى سخته) دیگه حداقل یه لیس از بستنی همراهتون بزنید که ناکام نرید بیرون!
ببینید برای اینکه الگوی غذا خوردن پیدا کنید هزار تا کتاب نوشته شده. اما آخرش به شما میگه که با توجه به سلیقه تون کم بخورید. واقعا اگه اول کار هستید خوب شروع کنید که کارتون بعد از یکی دوسال به رژیم نکشه. بهتر خوب شروع کنید تا اینکه بعدا به فکر جبران بیافتید.
ورزش رو هم که دیگه گفتن نداره. داره؟ وقت ندارم. وقت ندارم. وقت ندارم.
قبول دارم. الان برنامه خودم رو نوشتم. اما پاکش کردم . دیدم خیلی دارم از خودم مینویسم. اما باور کنید با شلوغ ترین برنامه ها هم میشه روزی نیم ساعت رو برای ورزش اختصاص داد. تازگیها خودم کشف کردم حتی ارزشش رو داره که از کارتون کم کنید یا حتی از واحد های درسی تون اما ورزش کنید. من هنوز از هیچ کدوم نزدم. اما استرسی رو که ورزش ازم کم میکنه واقعا تاحالای تجربه نکرده بودم. خیلی خوبه. نه برای لاغری نه برای تناسب که فقط برای این آروم کردن.
اگه هنوز مشگل اضافه وزن ندارین که خوب بهتر. یه ذره حواستون به این موارد باشه. وعده هاتون رو کوچیک و کم کنید. نترسید . نمی میرید. اما بعد از یه مدت حجم معده اتون کم میشه. جدی میگم. هله و هوله کمتر بخورید. به کامنت خورشید خانم نگاه کنید که میگه براکلی بخورید با کرفس. هم فیبر طبیعی به بدنتون میرسه هم دهنتون میجنبه. خوب قبول دارم. براکلی به خوشمزگی شکلات نیست.ولی دیگه دیگه...
به خدا اگه یکی بود همین چیزهای کوچیک رو همون سال اولی به من هم میگفت شاید تو سالهای بعد اونقدر با کم کردنش دچار سختی و مشقت نمیشدم.
سایه هم اینها رو گفته که اضافه میکنم:
یک نکته خیلی مهم دیگه هم این هست که گرسنگی نکشید اصلا. چون گرسنگی باعث می شه که اولین وعده غذای گرم رو که گیرتون می یاد، با ولع بخورید و توجه هم نکنید چی هست. راهش اینه که هر چهار ساعت یک بار یه اسنک بخورید. سالم ترین اسنک هم چیزهایی مثل گردو و کشمش و بادوم خودمون هست( نه بیشتر از یک مشت) و یا ماست و میوه یا همون هویج و کرفس که صنم گفته بود.
آخرین اسنک باید چهار ساعت قبل از شام باشه و بعد از شام هم تا قبل از خواب باید چهار ساعت چیزی نخورید.
این یکیش برای من خیلی سخته خداییش. تنها چیزی که کمک می کنه این هست که در طول روز به اندازه کافی غذا خورده باشم که واقعا بعد از شام چیزی دلم نخواد.
بعضی غذاها هم باید حذف بشن. مثلا:"کره، شیرینی،نوشابه های غیر دایت"
دیگه این که بعضی از غذاهای ایرونی به خاطر میزان پروتئینشون خیلی خوب هستن، مثل عدس پلو. البته همه این غذاهای نشاسته ای( برنج، پاستا، ماکارونی) نباید بیشتر از یک کاسه کوچیک خورده بشن. این کاسه کوچیک با یک کاسه سالاد که همراه می شه، کاملا کافیه.
به شرطی که اسنک هایی که گفتم هم خورده بشن.
فقط فکر کنم یه پست دیگه بنویسم که اگه یه ذره همچی بفهمی نفهمی هلو شدیم چه کنیم حالا.
پی نوشت: باید واقعا از بنفشه ممنون باشم که از همون پست اول این بخش با کلی نظر خوب و یه ایمیل مفصل کلی کمکم کرد.
در ضمن کلی چیز دیگه هست که میخوام بنویسم. اما این هفته سری جدید کلاسم شروع میشه. الان هم اونها دارن تست میدن من دارم مینویسم. نمیدونم چقدر وقت میشه. باید از گریه کردنم موقع اون کنفرانس وضع زنان در خاورمیانه بنویسم و یه عالمه خبر خوب.
زندگی قشنگه. مگه نه؟ ( حتی اگه تکلیف جفت کلاسهای عصرت رو ننوشته باشی و با کمال پر رویی وبلاگ بازی کنی.)
اوه اوه. یه چیز دیگه. دیشب یه خواب دیدم خفن. خواب دیدم رفتم ایران واسه یه کنفرانسی. بعد خانم معلم احمد نیا اومد اونجا. من یه جوری پریدم بغلش که طفلک ترسید. سرزمین رویایی هم اونجا بود با یه دختری که کلاس دوم راهنمایی ما از کیفش آلوچه برداشتیم و رفت به ناظم گفت.
تازه فامیل های شوهر سابق دوستم هم بودن که من رو گیر آورده بودن واسه گلایه. بساطی بود. جای شما خالی.
English Weblog
archives
by dateMarch 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
سلام عزیزم
خوبی؟ وقت به خیر
پست قشنگی بود....خسته نباشید
*********************************
میگویند پرنده ای بود که در وسط رودخانه ای روی شاخه ی تک شاخه ی بجامنده از درختی لونه ساخته بود....اب رودخونه شاخه را خیلی تکون میداد فرشتگان دلشون برای پرنده سوخت از خدا خواستند که او را به بهشت ببرند..خداوند قبول کرد پرنده را به بهشت بردند بعد از چند روز دیدند پرنده داره اوازهای غمگین می خونه رفتند ازش پرسیدند تو از کجا به کجا اومده ای دلیل غمگینی تو چیست..گفت یاد وطن..یاد وطن...یاد وطن
عزت ز یاد
باشوخان
October 9, 2006 10:48 AM
تپل زیباست این هزار دفعه
پینوشت:
ببخشیدا این چیزا چیه برای ملت تجویز میکنید! غذای یخ زده، کافی، سیگار رو هم میگفتید تمام بود
من میگم کلم بروکسل خوبه، آبجو نخورید اندازه فیل میشید، بدوید شبا با یه دختری چیزی یا یه سگ بخرید یا دوچرخه
من میدونم سکس چربی خون رو میاره پایین و نیم ساعتش خیلی برای سلامتی خوبه
نان فیبر دار بخورید، آب هم بخورید
کرم کارامل با پفک و ویپ کرم، با اسنک وسط روز با ساندویج وندیز و فرنچ فرایز با مایونز هم خوبه، ساب وی هم الکیه فایده نداره
اگر رژیم میگیرید هم قرص ویتامین بخورید که نمیرید
بازم میگم تپل زیباست
البته اینم بگم که من تخصصم در تپلیه نه در لاغری بنابر این بهتره پیشنهادای منو نادیده بگیرید
لوا: من کشته مرده این پیشنهادات لاغری تو ام. باید یه نامه به اپرا بزنیم تو رو دعوت کنه. میلیونر میشی.
سیاه
October 9, 2006 11:22 AM
حیف که من تا پول نگیرم نسخه نمی دم !! وگرنه راهنمایی می کردم.
این سیاه هم انشاء الله یک زن دویست کیلویی سیاه ÷وست گیرش بیاد که هم تشکش باشه و هم لحافش!
فرمول وزن را می نویسم و می روم
برای مردان به ازای 148 سانتی متر اول 48 کیلوگرم و به ازای هر سانتی متر اضافی 1/1 کیلوگرم
مثلا یک مرد با قد 178 سانتی متر باید 48 = 33 = 81 کیلو گرم باشد و 10% بیشتر و کمتر نیز بر اساس استخوان بندی فرد قابل قبول است.
یک زن به ازای 148 سانتی متر اول 45 کیلوگرن و به ازای هر سانتی متر اضافه 9/0 کیلوگرم اضافه می شود
و بر این اساس یک زن با قد 168 سانتی متر 45 = 18 = 63 کیلو گرم نرمال است و 10% بالاتر یا پایین تر قابل قبول است.
لوا: مرسی دکتر جان. ولی من نفهمیدم این 45 = 18 = 63 یعنی چی؟ میشه دوبار بگید؟
گوشزد
October 9, 2006 12:24 PM
لوا جوونم
یه خواهش از تو و بقیه دوستان همین جا میکنم
رژیم های عجیب نگیرید خواهشن
یه موقعی میفهمید چه اشتباهی کردید که دیگه فایده نداره و از بدترین چیزاش افسردگی و ناراحتی اعصاب وکالری کمتر وتحرک بیشتر یادتون باشه. همین طوری که گفتی متخصص لازم واوونم نه هر متخصصی.من قبلا خیلی از این موارد دیدم به خاطر کارم
لوا: پریسا جون. فکر میکنم باید بشینم پست بعدی رو همین الان بنویسم چون دقیقا در همین مورده. چیزهایی که میگی خیلی درسته. رژیمی که به شما میگه هر روز یه پوند کم میکنید باید یه جای کارش بلنگه. کم کردن وزن یه کار دراز مدته و باید زمان داد بهش. من خودم شاید یک ساله دارم روش کار میکنم. هنوز به اون وزنی که میخوام و باهاش از ایران اومدم نرسیدم اما خوب میدونم که راهی رو که دارم میرم درسته. شاید سال دیگه این موقع.
اما مرسی از نظرت. لازم بود.
Parisa
October 9, 2006 12:38 PM
alan webloge Dr razavi ro bebineed ie poste kheili khoob dare too in zamine zooooood! http://dr-razavi.blogspot.com/
لوا: به روی جفت چشام!
Parisa
October 9, 2006 1:05 PM
یک نکته خیلی مهم دیگه هم این هست که گرسنگی نکشید اصلا. چون گرسنگی باعث می شه که اولین وعده غذای گرم رو که گیرتون می یاد، با ولع بخورید و توجه هم نکنید چی هست. راهش اینه که هر چهار ساعت یک بار یه اسنک بخورید. سالم ترین اسنک هم چیزهایی مثل گردو و کشمش و بادوم خودمون هست( نه بیشتر از یک مشت) و یا ماست و میوه یا همون هویج و کرفس که صنم گفته بود.
آخرین اسنک باید چهار ساعت قبل از شام باشه و بعد از شام هم تا قبل از خواب باید چهار ساعت چیزی نخورید.
این یکیش برای من خیلی سخته خداییش. تنها چیزی که کمک می کنه این هست که در طول روز به اندازه کافی غذا خورده باشم که واقعا بعد از شام چیزی دلم نخواد.
بعضی غذاها هم باید حذف بشن. مثلا:"کره، شیرینی،نوشابه های غیر دایت"
دیگه این که بعضی از غذاهای ایرونی به خاطر میزان پروتئینشون خیلی خوب هستن، مثل عدس پلو. البته همه این غذاهای نشاسته ای( برنج، پاستا، ماکارونی) نباید بیشتر از یک کاسه کوچیک خورده بشن. این کاسه کوچیک با یک کاسه سالاد که همراه می شه، کاملا کافیه.
به شرطی که اسنک هایی که گفتم هم خورده بشن.
لوا: خانم شما خیلی بلدیدها. احوال کاردیو خان چطوره؟
سایه
October 9, 2006 1:06 PM
لوا جان
باید می نوشتم
45+18=63
برای 148 سانتی متر اول 45 کیلو گرم و برای 20 سانتی متر بعد 18 کیلوگرم مجموعا می شه 63 کیلو گرم
لوا: آها
گوشزد
October 9, 2006 1:15 PM
امیدوارم نفرینم نکنی اما اومدم که فقط بگم که از این چند خط خییییلی خوشم اومد! یعنی فرای خوش اومدن ! ( چون من کلا ً از وبلاگ و طرز نوشتنت خوشم میاد ! )
:
این چیبس مادر مرده رو حذف کنید از سبد خرید. آی سخته. آی سخته...
اصولا خیلی وقتها غذا میخوریم سرمون گرم بشه. خوب برید وبلاگ بخونید!! ترک غذا خوردن از روی عادت سخته. اندکی همت می طلبه.
مثل من نباشید. آب بخورید. آب بخورید. ( من سودا میخورم. سودا میخورم)
لوا: سخن کز دل بر آید بر دل هم نشیند مریم جان. چشمک
مریم
October 9, 2006 1:23 PM
hamasho khoondam.khodamam bavaram nemishe. rasty linket kardam
لوا: شما لطف دارید؟ حالا همه چی رو خوندید؟ آرشیو یا این مسایل خوشتیپی رو؟
امين منصوري
October 9, 2006 1:34 PM
http://www.bbc.co.uk/persian/science/story/2006/09/060901_oh-eating.shtml
be in safhe ham ie nazary bendazeed bad nist.
Parisa
October 9, 2006 4:16 PM
راستش اینه که من یه دوستی دارم که تخصصش، تغذیه سالم و بدن سالم و از این حرفهاست. یه برنامه غذایی به من داده، یه دونه هم ورزشی.
این چیزایی رو که نوشتم از اون یاد گرفتم. امروز هم با من اومد جیم. برنامه کاردیو و چیزای دیگه رو برام تعیین کرد. خیلی خفن بود. من که به خودم نمی بینم بتونم پیش برم.
مخصوصا بعد از این که این دو کیلو رو کم کنم و انگیزه کم کردن وزن از بین بره!!!
سایه
October 9, 2006 4:40 PM
یک چیز هم من بگم؟ چای سبز هم خیلی خوبه. مثلا آخر شب یا صبح زود یک قوری بزرگ چای سبز دم کنی بعدبریزی تو یک بطری چیزی تا آخر شب بخوریش. می گن چربی رو خوب می سوزونه.
لوا: آره من هم شنیدم. وحید همیشه بعد از یه دیس چلو کباب یه لیوان چایی سبز میخوره و میگه این به اون در!!!
مریم گلی
October 9, 2006 7:42 PM
bebakhshid mesle inke daram efraty amal mikonam vali inam khoob nokati ro dare:
http://irwomen.com/news.php?id=2637
Parisa
October 9, 2006 9:00 PM
سلام
معذرت مي خوام خانوم دكتر !يه سوال داشتم؟
خوردن كله پاچه به عنوان نهار و كوبيده به عنوان شام باعث چاقي ميشه؟
آخه من هيچي نمي خورم اما نميدونم چرا وزنم كم نميشه؟حالا كله پاچه كولري اش!!!!!!زياده يا نه كه باعث چاقي ما شده؟
لوا: چرا کاری میکنید که آدم از نوشتن یه پست به درد بخور پشیمون بشه؟
zebra
October 9, 2006 11:21 PM
من از این غذاهای آشغالی مک
دونالد و برگر کینگ بدم میاد و تو این دوسالی که اومدم اینجا شاید دو سه بار بیشتر گذرم بهشون نیوفتاده که اونم ختم به معده درد شده به نظر من از همه چی بدتر همین غذاهای این مدلی چاق و ارزونه!
بهترین راه اینه که مثل من
تغییر ماهیت بدین و تبدیل به بز بشین!
به این معنا که از دم سبزیجات قابل جویدن رو بخورید و حال کنید!
یا اینکه بریزینشون توی ظرف فر فلفل نمک و اورگانو بزنین یه کوچولو شیر و یه مقدار
پنیر کم چرب هم واسه روش
بذارین تو فر !
هم سریع هم خوشمزه:)
پاییز
October 10, 2006 12:55 AM
لوا جان در مورد نوشابه های دایت و کلا محصولات دایت من خیلی نکات منفی دیدم. این که قند مصنوعی اونها تاکسیک هست و باعث میشه که درحین ورزش به جای چربی، عضله سوخته بشه و اصولا بهترین برنامه غذایی باید شامل مواد تازه و طبیعی باشه و نه پروسس شده و حاوی مواد نگهدارنده و مواد افزودنی. دلیل اینکه زنان فرانسوی چاق نمیشن هم گفته می شه همینه... و صد البته تحرک.
با عشق،
--سوسکی
لوا: میدونم درست میگی.
ولی مسئله حداقل برای من وقت هست که نمیرسم. یعنی وقتی واسه غذا درست کردن نیست. بهونه هم نیست چون خودم میشناسم خودم رو. ولی خودم هم دارم سعی میکنم سودا رو کم کنم . اما به جاش قهوه و مشتقاتش رو بیشتر میخورم. که از اون ور میافته آدم.
من فقط مدل غذا خوردن خودم رو گفتم که میدونم خیلی درست نیست اما مد نظرم این بود که اگه قرار تو بی وقتی بریم فست فود این غذا ها شاید بهتر باشه. برای من کار کرد.
سوسکی
October 10, 2006 1:18 AM
عالی بود..مخصوصا قسمت ماست میوه ایش..اما خداییش آدم برا خودش زندگی میکنه..اگه از هیکلش بدش نمیاد دلیلی نداره که خودشو هی به زور دارو و نمیدونم ورزش و رژیم لاغر کنه!
Veroneeque
October 10, 2006 4:36 AM
لوا جون درست گفتی... حداقل بهتر از فست فود خوردنه و آدم جلوی ضرر رو هر جایی که بگیره منفعته!
من که متد آشپزی سریعم اینه:
استیک گوشت (گوساله) و یا فیله ماهی و یا سینهء مرغ بی پوست و بی استخوان رو با ضخامت کم میذارم توی تابه تا با یک قاشق چایخوری روغن زیتون کمی طلایی بشه... بعد یه پیمانه سوپ قارچ (کریم آو ماشروم) یا هر گریوی دیگه می ریزم روش و یه تعداد هم مارچوبهء خام می چینم روی گوشت ها و در تابه رو می ذارم و پای اجاق رو می ذارم روی ملایم متوسط. توی این فاصله می رم دوشم رو می گیرم (آخه هر شب بعد از کار می رم کلاس رقص) بعد تا برگردم (ظرف 20 تا 30 دقیقه) شام آماده شده واسه خودش. سالاد هم از این میکس گرین های ارگانیک شسته شده می ریزم توی یه کاسه و مثل سبزی خوردن بدون سس سالاد کنار غذام می خورم. این شد شام من و تیسی. گاهی یه شرابی هم شاید کنارش بزنیم اگه حالش باشه. امتحان کن خیلی ساده است.
بوس گنده
--سوسکی
sooski
October 10, 2006 10:42 AM
من چون اساسن خوشتیپم و خوش اندامم و نه چاقم نه لاغر مطلبو زیاد دنبال نکردم
اما اون قسمت خوب دیدنت برام جالب بود/
راستی تو خوابت چه شکلی بودم؟
لوا: یه ایمیل بزن تا بهت بگم. چون واقعا مطمنم نمیخواهی اینجا بنویسم.
سرزمین رویایی
October 10, 2006 2:17 PM
salam lava jan
merci vaghean baraye deghat va vaghti ke mizari.
in matlab kheili baram jaleb bod.chon man to wv zendegi mikonam va taze be onvane daneshjo az shahri mese paris ke hame tarkei bodan omadam va avalesh vaghean shoke shodam.
vali ye janbe dge az ghazie ham hast va on ine ke inja vaghti mese man tanha zendegi mikoni aslan meilet be ghaza khordan tanha nemikeshe.va kheili jalebe ke to in 4 mahi ke man injam hata vazn ham kam kardam.
be har hal bazam mamnonam az matlab khobet
لوا: خوشحالم که خوشتون اومد و بدرد خورد. ولی یه چیزهایی هم که باید حواست باشه اینکه شاید اولش نشون نده ولی یه بعد که این مدل غذا خوردن ها زیاد بشه معلوم میشه. امیدوارم موفق باشی.
elnaz
October 12, 2006 11:09 AM
Salam
ye kari ke man tazegia mikonam va javab mide ine ke yek shanbe ha 2 joor ghaza dorost mikonam, ye khoresh va ye khorak. ba vaghti ke baraye ye ghaza dorost kardan bayad sarf kard, mishe 2 ta ghaza, oon ham ziadtar dorost kard. dar toole hafte khodam va shoharam shaba az in ghaza mikhorim. zohra ham ye sandwich sade kalbas. akhare hafte ha ham mamoolan biroon ghaza mikhorim. gahi vasate hafte mahi ham mikhorim ke to fer kheili rahat va sari dorost misheh :)
dar zemn man ham daneshjooye phd hastam va 2 saale ke america oomdadm. too in moddat faghat 1 bar fastfoode
ashghal khordam, oon ham majboor shodam!
merci az matalebe khoobetoon
لوا: آره این روش کار میکنه که غذا بپذیم و بذاریم برای هفته. من خودم گاهی این کار رو میکنم. ممنونم از نظرتون.
samira
October 16, 2006 8:48 AM
لوای عزیزم
از بابت یادداشتهای خوب تون تشکر می کنم. واقعاً خسته نباشین.
چه خواب خوبی دیدین و چقدر خوشحالم کردین. خب حالا دنیا رو چه دیدین شاید هم همدیگه رو دیدیم اینجا نشد اونجا :) من هم خیلی خیلی مشتاق دیدارتون هستم
لوا: ما که از خدامونه از شما یاد بگیریم خانم معلم!
از زندگی
October 23, 2006 7:17 AM
ba salam
as hameh dostan ba khabarhayeh khob va ba sadagat Tashakor mikonam.
(as shahrekord)
dariush
March 30, 2007 11:19 PM
سلام عزیزم : من به یک مشکل کوچولو بر خوردم اونم اینه که افراد زیر 148 چه طوری وزن ایده آلشون رو پیدا میکنن
این یک تحقیق 1 نمره ای از استادمونه خواهش میکنم این موقعیت رو از من نگیر
setare
April 28, 2007 10:26 PM