
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« مهاجرت و پدید اضافه وزن- قسمت سوم: اثرات روانی زندگی کردن در میان چاقترین مردم دنیا
صفحه اصلی
مهاجرت و پدیده اضافه وزن - قسمت پنجم: چه کنیم که اضافه وزن پیدا نکنیم اگه هنوز تو اول راهیم؟ »
مهاجرت و پدیده اضافه وزن - قسمت چهارم: فقدان آموزش یا هیچ میدونید چی میخورید؟
بنفشه عزیز تو کامنتهای پست اول این مجموعه به موردی اشاره کرد که خیلی جالب بود : عدم آموزش
مهاجرت در تازه ای رو به روی خیلی ها باز میکنه: استقلال. درسته که خیلی از مهاجران تنها نیستند اما نمیشه منکر مستقل تر شدن افراد شد. حتی برای کسی که با تمام اعضای خانواده اش تن به مهاجرت میده. همونطور که قبلا اشاره کردم نقشهای سنتی کم رنگ تر میشه و افراد خودشون مسول کارها و روابط و البته خورد و خوراکشون میشن.
خوب حالا من یه سوالی میپرسم؟ کی میدونه اندازه کالری, چربی و هیدرو کربن یه دیس پلو با قورمه سبزی چقدره؟ نگید که میدونید چون باور نمیکنم.
یه بخش بزرگی از فرهنگ شناسی جوامع مختلف به غذاها و نقش و کارکرد اونها و چگونگی بوجود اومدنشون میپردازه. حتما یه ربطی داشته که ما یه عمر با پلو و خورشت و کوکوسبزی بزرگ شدیم. اضافه وزن هم نداشتیم.( حداقل مثل اینجا). حالا ما همون آدم بیست و چند ساله ایم اما یه دفعه تمام سیستم غذا خوردن ما عوض میشه. چربی هایی که بهشون عادت نداریم. هورمونهایی که تازگی داره برای بدنمون و ما بدون هیچ گونه شناختی اونها رو سرازیر میکنیم به شکم مبارک.
هیچ وقت پرسیدید از دکترتون که با توجه به وزن و قد و نوع کار و فعالیت بدنیتون, به چه مقدار کالری و چربی و نمک و شکر تو روز احتیاج دارید؟ هیچ وقت براتون مهم بوده که وقتی یه غذایی رو از فروشگاه میخرید به بخش " حقایق مواذ غذایی" اش یه نگاه بیاندازید؟ یا خدایش هیچ وقت رفتید ببینید این " ببگ مک" ارزش غذاییش چی هست؟ فکر نمیکنید لازمه؟
نظرتون راجع به این اعداد و ارقام چی هست؟
مثلا Double Quarter Pounder® with Cheese که سایت رسمی مک دانلد میگه ۷۳۰ کالری و ۴۰ گرم چربی داره. ۱۶۰ میلی گرم کلسترول و ۱۳۳۰ میلی گرم سدیم.
۴۹۰ کالری و ۲۱ گرم چربی به اضافه ۱۵ میلی گرم کلسترول و ۱۴۳۰ میلی گرم سدیم. و اضافه کنید ۶۱ گرم کربو هیدرات رو برای این بریتو تاکو بل.
و این لیست سر دراز داره. میشه به تک تک این رستورانها سر زد و دید که چه به خورد ما میدن. البته بدونید که این آمار وب سایت ها هست نه مثلا غذایی که تو روغن سه روز مونده سرخ میشه. این تازه استانداردش هست.
بدن بدون کالری و چربی و بقیه مواد غذایی که زنده نمی مونه. به همشون احتیاج هست. اما خوب کمیتش و کیفیتش هم مهمه دیگه.
حالا این همه حرف زدیم که ببینیم چیکار میشه کرد دیگه. درسته؟
اگه تجربه ای دارید که فکر میکنید خوب هست بقیه بدونن حتما بگید که بقیه هم استفاده بکنن.
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
سلام
من خنگ رو باش که مدتها واسه ی مریضهام قیافه می گرفتم و پز آمریکا و غذای سالمشو می دادم...آخه یکی نیس بگه مرد تو که حالیت نیس مرض داری الکی قپی می آیی؟
این سلسله نوشته هات چیزای زیادی رو برام روشن کرد.خیلی وقتا منظور بعضی نوشته های کتابای مرجعمون که البته اغلب آمریکایین رو نمی فهمیدم اما حالا مثل اینکه دو زاریم حسابی افتاد
چی می شه اگه بیشتر راجع به فرهنگ اونجا بنویسی؟
مرسی...واقعا
امید.م
October 8, 2006 01:07 AM
مادربزرگ من همیشه قورمه سبزیهای پر روغن و فوق العاده خوشمزه درست میکرد مامانم بهش میگفت انقدر روغن استفاده نکن سمه ضرر داره !اما مامان بزرگم میگفت من اینهمه سال از خدا عمر گرفتم همیشه اینجوری غذا درست کردم و هیچ اتفاقی نیفتاده تنها چیزی که عوض شده اینه که بچه ها تنبل شده همین!؟هیچکس از جاش تکون نمیخوره آدم غذای خوشمزه میخوره لذتشو میبره فعالیت و ورزش هم میکنه !!!؟
بهار
October 8, 2006 01:59 AM
سلام
به نظر من اولين كار داشتن تحركه...باشگاه رفتن و پياده روي ...اگر خونتون بزرگه ترد ميل خيلي خوبه...دومين كار هم افزايش مواد غذائي با فيبر بالا است..به نظرم خوردن پودر سبوس گندم قبل غذااشتها را كم كرده وفيبر بالائي هم دارد..اگر بيشتر حجم معده با سبزيجات وسالاد پر بشه خيلي عاليه...البته اين كارها اراده وانگيزه بسيار قوي مي خواد...من خودم فست فود اصلا نمي خورم...پلو و قرمه سبزي هم خيلي كم در حد اينكه اگه مهموني باشه محض ادب مي خورم...
لوا: کی وقت پلو قورمه سبزی درست کردن داره اینجا؟ اون هم مثال بود.
فایبر درست هست. البته نه اینکه از این پودرهای فایبر خرید و ریخت رو همه چی. مثلا براکلی اگه بشه جز همه وعدههای غذایی عالیه.
بهاره
October 8, 2006 02:06 AM
ايميل رسيد؟
لوا: آره. مینویسم حالا واست.
صبا بي قرار
October 8, 2006 02:16 AM
من یه جایی خوندم که قهوه کمک میکنه البته کم
یه ربطی به متابولیسم داره انگار
لوا: کمک ممک رو من نمیدونم. من بدون کافیین میمیرم. عمرم هم اگه کم شد دیگه کاری نمیشه کرد. مطمنا اون هم قهوه بدون کرم و شکر هست دیگه ..که من نمیتونم بخورم.
Parisa
October 8, 2006 10:00 AM
لوا جان. من یه سوال دارم اینه که مثلا" اگه من اینجا یه بشقاب پلو خورشت قورمه سبزی بخورم کالریش همونقدره که توی ایران؟ با توجه به هورمونی بودن و این چیزا؟
دلیل اصلی چاق شدنم که نه، اضافه وزن کردنم اینه که وقتی درس می خوندم همش باید دهنم می جنبید. هالا هرچی می خواد باشه.
مرسی لواجان بابت اطلاعات مفیدت. بازم منتظرما!
لوا: مامان غزل عزیز.
اول اول اول بگم که من واقعا متخصص این زمینه نیستم. هیچکی بهتر از دکترتون نمیتونه راهنمایی درست بکنه. من فقط با توجه به تجربیات این چند ساله و مشورتهام با متخصصین تغذیه اینها رو مینویسم.
جیزی که میتونم بگم اینه که تو اینجا هم میتونی گوشت بدون چربی و روغن کم کلسترول بگیری. به کامنت بنفشه نگاه کن در مورد قورمه سبزی.
درس خوندن و جنبیدن مشکل من هم بود و هست. سعی کن به جای شکلات یا جیزهای جنبدینی دیگه سبزی و میوه اضافه کن. خودکار بگیر دستت و نت بردار.
کسی نظری داره در این مورد که کار کنه؟
مامان غزل
October 8, 2006 11:10 AM
تموم چیزهایی که راجع به اضافه وزن گفتی درسته. یعنی هم تحرک ادم کم میشه. هم غذاها بزرگتر و چرب تر هستند و هم زیاد احساس نگرانی نمی کنی واسه چاقی وقتی اینهمه چاق هست.
تجربه خود من کم کردن مقدار غذام بود. یعنی مثلا یه ساندویچ رو همیشه نصف می کردم برای دو وعده غذا. اگر شام زیاد می خوردم تا فردا ناهار چیزی نمی خوردم. اگر ناهار می رفتم بوفه تقریبا تا فردا ظهر هیچی نمی خوردم. نتیجه اینکه وزنم از زمانی که اومدم تغییر زیادی نکرده و حتی کم شده. کم خوردنم هم باعث شده دیگه اشتهای زیادی واسه خوردن نداشته باشم. ماههای اول سخت بود کنترل کردن و نخوردن اما الان دیگه خیلی عادی شده.
یه کتاب خوب هم در زمینه کالریها هست که اسمش هست
The complete food counts
البته من به شخصه زیاد ازش استفاده نکردم اما خوب اگر کسی می خواد از کالری غذاهائی که می خوره سر در بیاره فکر کنم خوب باشه.
لوا: ممنونم مهدی جان. این کوچیک کردن پورشن ها واقعا مهمه. شاید اصلی ترین اصل باشه. مرسی از نظرت.
shift
October 8, 2006 12:30 PM
salam, bebakhshid birabte!! shoma ha keyboardetoon farsi dare ya type farsi ro az hefzin ya barchasb chasboondin ya chi? man che kar konam be nazaretoon??
dar sani, ghorme sabzi age charb nabashe, polosh ham ziad nabashe aslan ghazaye badi nist be nazare man. ki gofte ghazaye na salemie? taze man emrooz ghorme sabzi dorost kardam!!!! aslan roghan nadare, gooshtesh ham charbi nadare.kheili ham khoshmaze mishe intori, ye bar emtehan konin
لوا: من هم کیبردم فارسی نداره. حفظم دکمه ها رو. اولش سخت بود اما الان چشم بسته هم تایپ میکنم. میتونی خودت روی یه برگ کاغذ بنویسی و بذاری کنار کامپتوترت و بعد از یه مدت میبینی حفظ شدی.
Banafsheh
October 8, 2006 12:34 PM
خانوم اجازه؟همه اینا درستا ولی بگوییم «وعده»، نگوییم «پورشن»
مرجان
October 8, 2006 02:55 PM
چند نکته توی ذهنم هست که می نویسمشون.
با وجود خستگی زیاد و چشم های باباقوری ام هرچی دنبال خورشت قورمه سبزی!! گشتم پیداش نکردم.
مهاجرت خودش یه نوع استرسه و بعضی ها به خاطر استرس به خوردن روی می آورند.
درست می گین که چاق ها اینجا زیادن ولی باربی اندام ها هم زیادن و آدم همش آرزو می کنه که کاشکی تین ایجری بودم و خودمو همینجوری نگه می داشتم.
آها یه چیز دیگه... قدرت خرید مردم حتی برای مواد غذایی توی ایران کمه ولی اینجا با یه دو دلاری میتونی سر و ته یه چیز برگر توی مک دونالد که نصفش چربیه رو دربیاری و مک دونالد ها هم همیشه تبلیغ می کنن و همیشه هم در دسترسن. خب آدم وسوسه می شه دیگه.
توی ایران که می خوردیم اونقدر چربی توی غذا نبود که بخواهیم نگران چربی دور شکممون باشیم اونم بدون ورزش. ولی اینجا چربی هایی که اضافه شدن، باید هرجور که شده کمش کنیم و متاسفانه حتی با یه مدت ورزش نکردن فوری همه این چربی های بد خیم توی بدنمون جا خوش می کنن.
با این حال چونکه همیشه خوب و سالم خوردن توی خونه مون چه توی ایران چه اینجا رعایت می شد، مشکل آنچنانی نداریم ولی اشتباهی که کردم چیزهای خوشمزه و صد البته چرب مثل چیز کیک (آخ جون دلم براش تنگ شده) رو می خریدم که موقع درس خوندن دهنم بیکار ننشینه!! این گونه مواد غذایی رو چند وقته بطور کل حذف کرده ام و ممنوع الورود به خونه مون شده اند. فعلا" افزایش وزنم متوقف شده ولی فقط ورزش کردن مونده که اونم اصلا" حالش رو پیدا نمی کنم.
کم خوردن هم خیلی مهمه. معده رو باید به کم خوری عادت داد.
مامان غزل
October 8, 2006 05:33 PM
درسته که توصيهی من تا حدی جريان گربهايه که دستش به گوشت نمیرسه... اما پيشنهاد میکنم که اگه محل کار يا تحصيلتون خيلی از خونهتون فاصله نداره٬ (و البته اگه تو شهر پر فراز و نشیبی مثل سنفرنسیسکو زندگی نمیکنید) از دوچرخه استفاده کنين٬ هم از نظر اقتصادی به نفعتونه٬ هم برای محيط زيست بهتره و هم برای از بین بردن چربیهای دور شکم!
ساعت شنی
October 8, 2006 06:13 PM
لوا،
دستت درد نکند توضیحات خیلی خوبی است.
Banafsheh,
برو به این سایت:
http://behdad.org/editor/
mehdi
October 8, 2006 06:29 PM
میگما لوا جان اگه فونت این وبلاگ و کمی درشت تر کنی ثوابش هم کم نیستا. می بخشین که.
لوا: لطفا به این آقای وب مستر ما ایمیل بزنید. ما زورمون به ایشون نمیرسه!
مامان غزل
October 8, 2006 08:02 PM
من زیاد نظری ندارم فقط چون دیدم بحث قرمه سبزی شد خواستم بگم من نیم ساعته قرمه سبزی درست می کنم مثل ماه! بعد می ذارم واسه خودش بجوشه تا جا بیفته و بعد هم دو سه روز می خورم حالش رو می برم و اینجوری از نظر وقتی هم بهم فشار نمی آد. اینم بگم که از این نظر خواهی بندازینم بیرون: روغن زیاد می ریزم توش که خوشمزه شه! اما، اصولا، من فقط با روغن زیتون آشپزی می کنم، و دو سه ماه یک بار هم مثلا قرمه سبری می پزم. فکر کنم روغن زیتون خوبه.
و اما چند تا توصیه برای دهان جنبیدن: کرفس و هویج و کلم و از این جور چیزها که آدم بزنه تو یه سسی که مثلا با ماست کم چربی خود آدم درست کرده خوبه. میوه هم خوبه، البته خب بعضی میوه ها خیلی قند دارن. از این خیار گنده ها هم باحاله. ولی به نظر من کم کردن مقدار غذایی که آدم می خوره از همه بهتره. یه مدت کوتاه آدم غذاش رو کم کنه بعدش عادت می کنه دیگه. راستی، روزی 8 تا لیوان هم باید آب خورد!!
این هم تیر خلاص که لوا من رو بندازه بیرون از اینجا. سیگار زیاد اشتها رو کم می کنه و کمتر می خوری و لاغر می شی. البته احتمالش اونوقت زیاده که به جای اینکه از چاقی بمیری سرطان بگیری!
لوا: اتفاقا من به سیگار فکر کردم. ولی دیدم ضایع هست وسط این همه حرف سلامتی بگم سیگار هم بکشید!! من یه مدت تصمیم گرفته بودم برای لاغر شدن برم معتاد شم. دیدم نمی صرفه. ولی خدایش راز لاغر موندن تو هم همینه فکر کنم ( کس دیگه نخونه لطفا ولی دمت گرم)
آب هم خوردنش خیلی خوبه ولی هشت تا لیوان گفتنش آسونه . از این آب با طعم میوه ها هم که گرونه. ولی شما بخورید.
ورزش کنید ملت. ورزش.
یه دوستی داشتم سیگار میکشید تو کوه . میگفت ورزش میکنم ششهام باز بشه سیگار بیشتر بچسبه!
اینها دیگه به خودتون مربوطه!!!
خورشيد
October 8, 2006 09:26 PM
لوا جان
از شروع عجیب و غریب و چه بسا منحصر به فرد دوستیمان مسرورم .
لوا: من هم همینطور ریتا جان.
ريتا
October 9, 2006 09:34 AM
Salam, dar edameye bahse ghorme sabzi!! va sohbate mamane ghazal,
roghane zeitoon nabayd bejooshe, in ro yademoon bashe, vali agar bad az pokhtane ghaza rooye ghaza ezafe mikonin bahse digei hast.
man daram rooye farsi type kardan kar mikonam, be zoodi farsi miam!! mamnoon az linki ke baram ferestade boodin.
Banafsheh
October 9, 2006 04:08 PM
بنفشه جان باهات موافقم که روغن زیتون نباید بجوشه و در عین حال از سالم ترین روغن هاست و من همیشه از روغن زیتون استفاده می کنم بخصوص برای سالاد. خوشبختانه ما توی خونه خیلی کم سرخ کردنی می خوریم و اینه که مصرف روغن زیتونمون بیشتر از اون یکی روغنه. مثلا" سیب زمینی را به جای سرخ کردن، میذارم با کمی آب، آب پز بشه و توی آبش کمی زعفرون و کمی روغن (یه قاشق) اضافه کی کنم تا آبش ته بکشه که مواد غذایی اش از بین نره. سیب زمینی آب پز شده زعفرونی رنگ و کمی تا قسمتی چرب رو تا حالا امتحان کردین؟ هم خوشمزه س هم سالم تر از اون سرخ شده هاس. حالا جریان اون خورشت قورمه سبزی چی بود؟ از بس که اومدم اینجا و پاشنه در اینجا رو کندم، لوا دیگه تحویلمون نمی گیره. باشد که تو تحویلم بگیری تا بدینوسیله رستگار شوی!!!
لوا: خیلی بدجنسی به خدا.
من چیکار کنم الان که عصبانی شدم و بعد هزار کیلو پست نوشتن رنجیده؟
مامان غزل
October 9, 2006 05:13 PM
بنفشه جان چرا روغن زیتون نباید بجوشه؟ به من بگو حتما چون من دو ساله کل آشپزی ام رو با روغن زیتون می کنم! (از این بدون بوهای کم رنگ)
خورشيد
October 9, 2006 05:40 PM
salam, ghorme sabzi ke bahsesh too hamin safast beri bala mibini! dar morede roghan zeitoon ham age bejooshe chon radicale azad tolid mishe va az in harf ha khasiate saratan zayee peida mikone, albate age ta hala masraf mikardin eshkal nadare, bad az in vali nazarin bejooshe, vali baraye salad va rooye ghaza aalie,seke ya ablimoo ba roghan zeitoon baraye salad kheiiiiili behtar az ranche.lemon pepper faramoosh nashe.
Banafsheh
October 9, 2006 09:56 PM
salame mojadad, in gofteye man ro raje be jooshidane roghan zeitoon nadide begirid,sharmande! chon man intor yadam bood, vali engar daram eshtebah mikonam,khabaresh ro behetoon midam,
Banafsheh
October 9, 2006 10:37 PM
http://www.healthcastle.com/cooking-oils.shtml
albate engar sare in mabhas ekhtelafe nazar ziade, dige tasmim giri ba khodetoon.
Banafsheh
October 9, 2006 11:04 PM
لوا جان خدا نکنه شوما برنجی. با یه کافی و مقدار متنابعی غیبت می بخشیم؟
بوس. بوس.
یادت باشه که تو الگوی خیلی از ما ها هستی.
لوا: این حرفها چیه بابا جان. الگو کدومه. من خیلی هنر کنم شبها خودم رو سالم برسونم خونه. الگو پیش کشم. خواهش میکنم نگید اینطور. عذاب میکشم.
مامان غزل
October 10, 2006 05:40 AM