
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« یک عصر دل انگیز پاییزی
صفحه اصلی
کابوس جدید »
شهر در محاصره مگس ها
جمعه هفته قبل دپارتمانهای شهری یک اعتصاب یکروزه داشتن در اعتراض به مزیتهای پزشکی و کمبودها. برای خیلی از دپارتمانها همون یه روز بود و بعد برگشتن سر کارشون. اما بعضی ها هنوز به اعتصاب ادامه دادن از جمله مامورین حمل زباله ها.
تو یه جایی مثل جنوب شهر- که محل کار من هم هست- خیلی این قضیه داره جدی میشه. ازدیاد مگسها رو به وضوح میشه تشخیص داد و چهره خیابونها از اونی که بوده خیلی کثیف تر شده.
ظاهرا به والدین هم تذکر دادن که اجازه ندن بچه ها بیرون بازی کنن. فعلا هم هر جا میریم آدمهای سبزپوش و پلاکارد به دست گرفته رو میبینیم. به خیر بگذره.
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
خدا را شکر کن سکرمنتویی و نیویورک نیستی. من یکبار تابستون وقتی اعتصاب کارگرهای شهرداری بود رفتم نیویورک. چشمت روز بد نبینه. مگس که سهله، موش و سوسک بود که تو خیابن پشت امپایر استیت رژه می رفت! بوی ماهی هم که دیگه آیسینگ روی کیک بود.
من هنوز قول نهارم سرجاشه. یا وایستا این دست صاب مرده بهتر شه یا بیا بریم بیرون نهار بخوریم. در هر دو حال قول من سرجاشه.
لوا: من باید یک عدد گردش علمی برم یه موزه ای تو سانفرانسیسکو. ( گدای اکسترا کردیت که شنیدی منم) پایه ای ؟ ناهار و راید هم با من.
یه نکته دیگه هم اینکه خودت هم میدونی بودن تو این خراب شده هیچ شکری نداره. دل من رو هم خوش نکن که من در حسرت اون سوسک و موشها دارم میسوزم و میسازم.
سيما
September 13, 2006 11:34 AM
کی باید بری؟
Asian Art Museum khoobeh.
man paayam abji. toe neda bedeh, man miyam city.
لوا: میتونه ویکند هفته بعد باشه یا هفته بعدش. یه جای مخصوصی هم هست باید بریم. ایمیل میزنم واست. دوتایی بریم یه ذره شهر رو ببینیم.!
سيما
September 14, 2006 10:32 PM