« یازدهم سپتامبر صفحه اصلی یک عصر دل انگیز پاییزی »

یک درگیری ذهنی

سوالی هست که مدتهاست ذهنم رو مشغول کرده.

فرض کنید انسانی که از نظر شما بیگناه هست قراره فردا کشته بشه. فردی که مسول جان این انسان هست ( میتونه قاضی یا جلاد یا کسی که قدرت متوقف کردن حکم رو داره) از شما درخواستی میکنه که با ارزشهای اخلاقی تون سازگار نیست. کاری هم نیست که به کس دیگه ای ضربه بزنه. مسئله ای خواهد بود بین شما و اون فرد مقتدر.
اگه شما بودید چه میکردید؟ ارزشهای خودتون رو زیر پا میذاشتید و جان فردی رو نجات میدادید که از دید شما بیگناه هست یا پافشاری بر ارزشهای خودتون رو مقدم میدونستید؟ یا اینکه اصلا میگید بسته به چیزی داره که ازم بخواد.


پی نوشت:
دیدم کامنتها داره به سمتی میره که من فکرش رو نکرده بودم. گفته شد که بستگی داره اون فرد بیگناه کی باشه. یعنی اگه اون فرد رو بشناسید رو تصمیم شما موثر هست؟ اگه بدونید دشمنتون هست و بیگناه داره کشته میشه میگید به درک. ارزشهای آخلاقی ام مهمتره؟ و اگه دوست یا محبوبتون باشه میگید گور بابای ارزشهای اخلاقی ام؟
قبول دارم که ارزش و اخلاق دو واژه کاملا نسبی هستند. اما الان میخوام بدونم که مثلا انسانی داره فردا اعدام میشه. شما اون رو نمیشناسید و بنا به دلیلی فرد صاحب حکم به شما این پیشنهاد غیر اخلاقی رو میده. اون وقت چی؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

September 11, 2006 09:33 AM

Comments

احتمالاً از همه جواب ها غیر اخلاقی تر باشه، ولی بستگی به اون شخص بی گناه و مناسباتش با من داره...

لوا: یعنی اگه محبوبت باشه اون کار رو میکنی و اگه نباشه نه؟

بسته به کاری داره که میخواد!اگه خیلی اذیت کننده نباشه قبول میکنم..اما اگه انجام اون کار واسه من خیلی سخت باشه خوب اینجوری هم من میمیرم هم اون!هر کدوم یه جور!

به نظرم قانون شخصي آدما (يا همون اخلاق) به هيچ صورت قابل كنار گذاشتن نيست. بذار سوالت رو با يه موقعيت ديگه جواب بدم. فيلم "جنگ دنياها" رو در نظر بگير.مهاجمين حمله كردن و من به جاي تام كرو!ز مي خوام فرار كنم . اگر توي قانون شخصي من دزدي مجاز نيست ، هيچ وقت به خودم اجازه نمي دم اون ماشين بي صاحب رو بدزدم و فرار كنم.از اين كه موقعيت ساده تري وجود نداره.
خوب ممكنه بگي اين جوري كه نميشه زندگي كرد. خوب شايد بشه به اعمال اين جوري نگاه نكرد. شايد بشه اين بار مثبت و منفي (خوب وبد) رو از روي اعمال كنار گذاشت.
نمي دونم، شايد.

به نوعی اینطور فکر می کنم. اما اینکه دامنه این محبوبیت چقدر باید باشه تا راضی به این کار غیر اخلاقی بشم رو فکر می کنم تا در شرایط قرار نگیرم نمی تونم قضاوت کنم. (ضمن اینکه به خود کاری که درخواست شده هم بستگی داره).
می خوام بگم به خاطر چند نفر خیلی محدود ممکنه هر کاری بکنم. اما در مورد بقیه اینطور نیست، به محبوبیت اون فرد و کاری که خواسته شده بستگی داره.
یادمه یک بار تو مدرسه یکی از بچه ها سوالی با درجه سختی تقریباً مشابه (اما متفاوت) مطرح کرد و اون هم این بود که اگر بر فرض متوجه بشین که خواهر، برادر یا پدر مادرتون مرتکب قتل شدن و شما شاهد ماجرا بودین چه شهادتی می دین؟ برعلیه شون یا نه؟ من اونجا بازم جواب رو به فرد مورد نظر (و این بار مقتول وابسته دونستم. مثلاً برای بعضی هاشون بدون تردید حاضر بودم شهادت دروغ هم بدم.

من به طرف می دادم.چیزی از من کم نمیشه ولی یه بی گناه نجات پیدا می کنه

برای من، هم بستگی به میزان اهمیت اون فرد داره و هم به میزان تعارض خواسته جناب قاضی با اصولم.
میدونی، من عقیده دارم هرکسی باید ظرفیت خودش رو بشناسه و هماهنگ با اون عمل (=فداکاری و ایثار!) کنه اگه غیر از این باشه و در یه حالت جَو-زدگی بخاطر دیگری اصولش رو زیر پا بذاره، ممکنه تا آخر عمر احساس غبن بکنه.

من جون اون آدمو ترجیح می دادم.اینم خودش یه ارزش اخلاقیه خیلی خیلی اولیه هست که آدم بی گناه نباید بمیره.پس اونوقت سوالی که باید از خودت بپرسی اینه که کدومیک از این دو ارزش مقدم ترند? من فکر کنم ارزش حفظ جون آدم بی گناه رو در لحظه با هیچ ارزش دیگه ای عوض نکنم.

بستگی داره اون آدم کی باشه، بعد از اینکه این سوال مشخص شده باشه،این کار که سهله؛ خیلی کارهای دیگه هم شاید آدم بکنه . فرض سوال یک کم ایراد داره!

لوا: یعنی اگه اون آدم رو بشناسی , نشناسی, دوستش داشته باشی یا نه نظرت تغییر میکنه؟

سلام
سوالي كه پرسيدي خيلي وقته مطرح شده، از زماني كه بشر به درجه اي از شعور و درك اطراف و زندگي دست پيدا كرد؟شايد باورتون نشه اما خيلي وقت ها به اين نكته فكر ميكردم؟با اينكه براي مذهب و شخصيت هاي مذهبي اهميت خاصي قايلم ؟اما همين امام حسين كه براش تو سر و صورت ميزنيم؟اگه خودم اون موقع بودم انصافا اگه تو اون شرايط تشنگي و شرايط زندگي حاضر بودم برم تو سپاه امام حسين و خودم رو به كشتن بدم؟با تمام ارادتي كه دارم و داشتم اما چون نبودم تو اون موقعيت خيلي راحت ميام و ميگم من 100%جونم رو فدا ميكردم اين يه نمونه بارز تضاد گفتار و رفتار ما؟دليلش هم موقعيت ماست .اما سوالي كه شما مطرح كردين دقيقا شكل ديگه از همون سوال ؟نميگم به طور قاطع اگه من بودم ميگفتم:جون يه آدم خيلي مهم تر از هر چيزي تو زندگي اما راستش به نظرم خيلي كم هستن اون افراد كه شرايط رو در نظر نگيرن، بعد اين هم ميشه شرايط امام حسين تو كربلا،چون ميدونيم هيچ وقت تو اين موقعيت قرار نميگيريم و شناختي كه از خودمون داريم به صراحت ميگيم نه !اما اين رو مطمئنم ما آدم ها سفيد نيستيم در عين اينكه سياه مطلق هم نيستيم اما اين يه دروغ كه بگيم شرايط رو در نظر نميگريم؟,و حتي به درجه ميرسيديم كه خواسته خودمون رو هم مد نظر قرار ميداديم فكر ميكنم جواب به اين گونه سوالات نميتونه كامل باشه ،چون جوابش مجهول.
موفق باشيد

این سوال از نظر من دو تا جواب داره، وقتی از بیرون به مسئله نگاه کنی، می‌تونی به راحتی بگی که حفظ جان یک انسان بی‌گناه، از هر چیز دیگه‌ای ارزشمندتره، امااگر خودت واقعا در چنین شرایطی قرار بگیری، تنها با عملکردت به این سوال جواب میدی، و این چیزیه که اینجا قابل نوشتن نیست.

لوا: خودم هم یه جوابی پیدا کردم . فکر کردم فردا بنویسم. اما تو هم راست میگی. خیلی بسته به موقعیت هست.

نوشته من دو بخش بود. فكر كنم سوءتفاهم شده باشه. من افكار لحظه اي مربوط به اون روز رو كه يه دانشجوي چپ بودم نوشتم ولي فكر امروزم رو هم مطرح كردم و سوالهاي اساسي پرسيدم. واقعيتي كه تو سالن تلويزيون ديدم اون بود.ولي هيچ وقت به خاطر مرگ كسي خوشحال نبوده و نيستم. حتي صدام! باور كردنش سخته ولي اينطور فكر مي كنم.هيچ ارزشي نمي تونه حكم به گرفتن زندگي كس ديگري بده.بازم معذرت مي خوام كه خاطرت رو آزردم.

لوا: حتما سو تفاهم بوده. :)

for sure i would do that i have been asked for, specially if i would be sure that it save some one's life, and they are not pulling my legs!

I do beleive that akhlagh nesbiee as u said, but if what they asked me would not harm any one else, for sure i would do so.

however benazare man ehtemale inke kari ro peida koni ke gheire akhlaghi bashe va be kasi azar naresoone fekr nemikonam vojood dashteh bashee.

benazarm kar mogheyee gheire khalaghiee ke kasi ro narahat kone dar ghire insoorat ghier akhlaghi nemishee.
there is this saying: u can do watever u want as long as wouldn't hurt anyone else

love p

جهالت مذهب؟؟

خوب بستگی داره به درخواست قاضی، اگه درخواستش طوری باشه که کوتاه مدت باشه شاید قبول کنم اما اگه قرار باشه یه عمر یا زمان زیادی مجبور به انجام اون عمل یا تاوان پس دادن برای کاری که خلاف ارزشام انجام دادم بشم این کارو نمیکنم

خیلی فکر کردم به این موضوع با حذف گزینه شناخت فرد بیگناه و به این نتیجه رسیدم که کاری که ازم خواسته بود رو می کردم. چون نجات دادن جون یه آدم بیگناه (حداقل با تفکرات الانم) کاملاً یک ارزش اخلاقیه و در واقع هر کاری هم ازم می خواست (هر چقدر در شرایط عادی نفرت انگیز) در اون شرایط عین ارزش اخلاقی می بود.

به این فکر کن که از کدوم تصمیم پشیمون نمیشی (شاید اگه من بودم بیخیال ارزش اخلاقی میشدم!)

فکر میکنم اونقدر وجدان و اخلاق داشته باشم هنوز که نذارن دشمنم هم بیگناه سرش بره بالای دار

خيلي خيلي سئوال سختي
ولي تو اين شرايطي كه راحت نشستم و پام رو انداختم رو پام و دارم تايپ مي كنم
فكر كنم حاضر بودم از ارزشهاي اخلاقيم بگذرم واسه اينكه سر بي گناهي بالاي دار نره
و بازم احتمالا تا آخر عمرش منت اينكار رو ميذاشتم سرش :دي

من میتونم بگم حتما روش فکر میکنم. بد ترین چیزی که میتونم بهش فکر کنم(یعنی چندش آورترین) اینه که مثلا با یارو باید بخوابم تا اون آدمه رو آزاد کنه. فکر کنم فرقی نمیکنه چه کار میکنم...تا اخر عمر از فکرش بدم میاد. چه یارو رو نجات بدم و چه ندم.

در مورد اینکه بچه ها گفته اند به آدمش بستگی داره...راست گفته اند. هرچیزی یه قیمتی داره حتی اخلاقیات آدمها. آدم برای بچه اش خیلی راحت تر از همه چیز میگذره تا غریبه. همه آدمها در واقعیت برای آدم یکی نیستند.

سلام. اولین بار هست که اینجامی یام. سوالتون خیلی بحث برانگیزه.... به نظرم نجات روح مهمتر از جسم است..اما: گاهی با مرگ کسی که تو فرصت نجاتش را داشته ای، روحت می میرد. و گاه با کاری که ناخواسته و فقط برای نجات یک آدم ناشناس انجام داده ای روحت می میرد. مسلماً اینها با هم فرق می کنند. و موقعیت ها فرق می کند.

من فکر می کنم در این مورد هیچ حکم کلی وجود نداره، کاملا بستگی به موقعیت و آگاهی تو نسبت به موقعیت داره، هر تصمیمی که در اون لحظه می گیری بر اساس میزان آگاهی توئه نسبت به اون موقعیت و نه خودت و نه هیچ کس حق قضاوت کردن تو رو نداره.
این رو برای این می گم که اصولا سوالت از اون دسته سوال هاست که به قضاوت خودت و دیگران اهمیت می ده، وگرنه اگر به صورت مجرد فقط و فقط خودت در این جهان بودی هرگز این سوال برات پیش نمی اومد.
به نظر من موقع تصمیم گیری مجرد فکر کن، دقیقا بر اساس آگاهی اون لحظه ات

لوا جان اگه منظورت اينه كه قاضي يك مرد هست و من هم حتما يك زن و اگه خواسته اي كه داره برقراري يك رابطه و يا هر چيزي از اين قبيل باشه اگه اون آدم بي گناه رو بشناسم احتمالش هست كه برخلاف ارزش هاي اخلاقي ام عمل كنم يعني احتمالش زياد هم هست ....ولي خب اگه اون آدم رو نشناسم نمي تونم اين كار رو بكنم چون مي دونم كه تا اين حد به ازخودگذشتگي نمي رسم هيچ وقت و بعد هم خب من هم با زير پاگذاشتن اخلاقياتم دچار احساس مرگ ميشم كه تا سالها و شايد هم آخر عمر باهام باشه ...

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)