
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« من بیگناهم!!
صفحه اصلی
یه تبریک مخصوص به یه آدم مخصوص تر »
نی نی از کجا میاد.
به قول استاد نگارشمون یه سری از تجربه ها یونیورسال هست. به گفته اون هرجای دنیا وقتی تو زمستون یه دفعه از سرما میری تو کلاس گرم بعد از چند لحظه آب دماغت راه میافته و وای به حال وقتی که کنار کسی دیگه ای نشسته باشی و دستمال هم نداشته باشی و کلاس هم در سکوت مرگ آور تست باشه. این تجربه یونیورسال هست. بعد هم برای تکلیف ازمون میخواست که یکی از همین تجربه ها رو به تصویر بکشیم جوری که موقع خوندنش هر کسی لبخند بزنه به معنایی اینکه آره راست میگه . همینه.
نمیدونم شما اولین باری که فهمیدید بچه از کجا میاد کی بود و چند سالتون بود. من پنج ساله بودم. دختر عمه دوستم - که خدا لعنتش کنه جدا که تا وقتی شوهر نکرد هرچی پسر بود از دست ما در میاورد- یه روز تو زیر زمین خونشون که تو کوچه ما هم بود به من و دوستم اعلام کرد که مامان و بابا با هم از اون کار بدبد ها میکنن و بچه از اونجا بوجود میاد. کی هست که تا قبل از پنج سالگی باهم خوابیدن و احتمالا چیزهای دیگه بابا و مامانش رو ندیده باشه و سرش رو نکرده باشه زیر پتو؟
در هر حال اثر این اکتشاف پنج سالگی ما نفرت بود از پدر و مادر. نمیدونم تا کی که ادامه داشت. و جالب این بود که بعد ها از هرکی میپرسیدم این حس نفرت از پدر و مادر یکی بود. یعنی کسی رو ندیدم که بعد از فهمیدن جریان کار بدبدا !! اذیت نشده باشه یا قبل اینکه از طریق دختر عمه و رفیق و آشنا بفهمه خود پدر و مادر مثل آدم بهش گفته باشن.
همه اینها رو گفتم که بگم ببینید تو آلمان به بچه های کوچیک چقدر قشنگ این چیزها رو یاد میدن. بعد از اون همه بحث آموزش و این حرفها که بود پزشک عزیز زحمت کشید و این لینک رو فرستاد.
رو هر صفحه کلیک کنید تا صفحه بعدی باز بشه. من خودم خیلی از اون قلبها خوشم اومد. خیلی قشنگ میشه به بچه گفت که بابا نمیخواد مامان رو بکشه . همه کاراشون با دوست داشتن هست.
نمیدونم. شما که ایران هستید بگید میشه اینها رو به بچه ها نشون داد؟ یا حداقل معلمهای مهد کودک یه نسخه قاچاقی از این داشته باشن و به بچه ها نشون بدن؟
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
من نفهمیده بودم باید رو صفحه هاش کلیک کنم. خیلی جالب بود.
anar
September 7, 2006 03:32 PM
Have you seen this series of program by BBC Farsi?
http://www.bbc.co.uk/persian/interactivity/debate/story/2006/07/060714_dr_sara_education.shtml
anar
September 7, 2006 03:33 PM
I love this!
Kamangir
September 7, 2006 03:36 PM
به بزرگترها نميشه نشون داد چون جنبه شو ندارن! اما به بچه ها فكر كنم بشه، البته به شرطي كه مربي شون با جنبه باشه!
لوا: یعنی چی جنبه اش رو ندارن؟ یعنی زشت میدونن یا چی؟ یا میگن ما از این کارها نمیکنیم و روح القدس بچه رو میاره؟ چیکار میشه کرد که جنبه پیدا کنن؟
صادق جم
September 7, 2006 11:18 PM
ميشه...نه نميشه
mehdi
September 8, 2006 12:25 AM
باور مي كني من تا كلاس دوم راهنمايي نمي دانستم كه زن و مرد چه جوري سكس مي كنن و بچه چه جوري به وجود مي آيدִִִִִ راقعا خجالت داره ولي تقصير من نيست جامعه ايران بسته بود هنوز هم هست
لوا: حالا اینجا من میرم واسه دختر ها و پسرهای دوازده تا هفده ساله کلاس آموزش استفاده از کاندوم میزارم. قبول دارم حرفت رو مهران جان. همین هست که میگم باید زور زد از یه جایی حتی اگه شده صحبت با یه پدر و مادر یه جوری فرهنگ رو تغییر بدیم.
خودت کی به بچه ات خواهی گفت؟
mehran
September 8, 2006 01:56 AM
سلام خانومي
مطلبت رو خوندم،خيلي جالب بود.راستش من اولين باري که متوجه اين موضوع شدم 8 يا 9 سالم بود اما خدا رو شکر چون خواهرم رشته پزشکي ميخوند و همه چيز رو از لحاظ زيست شناسي برام توضيح ميداد دچار بحران روحي نشدم و احساسم راجع به زن و شوهرها بخصوص مامان و بابام عوض نشد
راستش من که تا 7 سالگي توي اتاق مامان و بابام و بعضاً توي تختشون ميخوابيم -و از شما چه پنهون خيلي هم فضول بودم-هيچوقت با صحنه غير عادي مواجه نشدم با وجوديکه اون موقع هر دو جوون بودن و بعد از من هم صاحلب بچه شدن،معلوم ميشه که خيلي زن و شوهرهاي قديمي بي سر و صدا کارشون رو انجام ميدادن
:))
اما در مورد عکسها بنظر من واقعاً جالب بودن من که ذخيره شون کردم تا براي خواهرم که يک دختر کوچولو داره در ايران بفرستم چون ميترسم اين سايت هم فيلتر شده باشه-فقط مونده نفس کشيدن در ايران فيلتر بشه و فقط نور چشميها بتونن نفس بکشن-
شاد باشي
ويدا از آلمان
ويدا
September 8, 2006 02:48 AM
"کی هست که تا قبل از پنج سالگی باهم خوابیدن و احتمالا چیزهای دیگه بابا و مامانش رو ندیده باشه و سرش رو نکرده باشه زیر پتو؟"
واقعا برای تو پیش اومده؟
چه ÷در مادر بی ملاحظه ای
به نظر من 5 سالگی خیلی زوده واسه دونستن این چیزا
اوایل بلوغ بهتره که وقتی میگی اسپرم یا تخمک و ... بچه بدبخت بفهمه یعنی چی
لوا: بابا و مامان من الان تو پنجاه سالگی هم با هم میخوابن. اصلا حتی یه بار هم من تو همه عمرم فکر نکردم بی ملاحظه ان. یعنی دوتا آدم نباید از وجود هم لذت ببرن وقتی میتونن و باید؟ تقصیر من بی ادب بود که میرفتم تو اطاقشون. اونها بیچاره ها چه تقصیری داشتن. البته بهتر بود قبل از هفت سالگی بهم میگفتن.
نظر شما هم محترم واسه خودتون. تا بچه بفهمه تخمک و اسپرم چیه اینقدر از این داستانهای پورن تو مدرسه میشنوه که همه چی رو یاد میگیره غیر تخمک و اسپرم.
amir
September 8, 2006 04:29 AM
سلام
چه جالب ! نمی دونم حالا اسمش چیه فرهنگ ما ایرانیها ؟ حجب و حیا ؟ نمی دونم ... اما در ایران در جواب بچه ها که چنین سوالاتی بپرسند فقط یک پاسخ وجود دارد : " بزرگ می شوی ، خودت می فهمی ! "
خیلی وقت پیش یه آقایی که هم سن و سال پدر من بود داشت در مورد همین مسائل صحبت می کرد و اتفاقا او هم صحبت را به اینجا رساند که وقتی بچه می فهمد که از چه رابطه ای به وجود آمده ، حالت انزجار پیدا می کند ، در تفکرش همان عمل قبیحه نقش می بندد .
اما بلوط عزیز یک سوال ، فکر می کنی این آموزشها به تنهایی ( برای معدود از خانواده ها ) مفید است یا باید به صورت کلان در جامعه صورت بگیرد ؟ یک چیز دیگر اگر در همین ایران در مهد کودک چنین آموزشی داده شود باید ببینی که فردا توسط والدین چه بلوایی می شود ...
Mehdi
September 8, 2006 05:49 AM
من لینکتون رو اضافه کردم اگه ایرادی داره لطفا بگید.
شاد باشید.
a scrutinizing citizen
September 9, 2006 01:23 AM
اینجا رو نگاه کن، من برای خواهرزاده ام اینجوری توضیح دادم:
http://midwife.blogfa.com/post-7.aspx
midwife
September 9, 2006 01:46 AM
من یادمه وقتی فهمیدم (8 سالم بود!) تا یه مدت زیادی رفته بودم تو نخ هر زن و شوهری که می دیدم (مامان بابا، خاله شوهر خاله، همسایه و زنش، باغبون و زنش :O :))...) هی با چشمای گشاد گشاد نگاهشون می کردم و می گفتم یعنی اینا از هم خجالت نمی کشن؟
:)))
در مورد توضیح مطلب و نشون دادن تصاویر فکر نکنم بشه رو مدرسه حساب کرد. تو ایران بیشتر یه حالت تعلیم خصوصی داره. یعنی هر خانواده روش خودشو داره که شکر خدا انگار همه مامانا از بچه هاشون خجالت می کشن!!!
یکی نیست بگه چطور اون کارا رو بدون خجالت انجام می دین اما موقع توضیح دادن که میشه خجالت می کشین!! :)) Kidding!
اما راستش احساس می کنم مهد کودک یکمی زوده برای اصل مطلب رو گفتن. از اون سن میشه آروم آروم مقدمات رو شروع کرد و مثلاً هشت-نه سالگی با طول و تفصیل گفت!
البته بازم بستگی به محیط و شرایط اجتماعی داره (این شامل تعداد cousin های فوضول در سنین نوجوانی و میزان رفت و آمد با اونا میشه!! D: ) که بچه داره توش رشد می کنه.
لوا: ببین راحیل جان. ما میگیم زوده. میگیم فرهنگ فرق داره.اما تو همون فرهنگ و تو همون سن بچه از این ور و اون ور میفهمه.خوب بهتر نیست بدون ترس و نفرت از خود پدر و مادر بشنوه؟
RahiL
September 9, 2006 12:03 PM
يك كتاب فارسي هم هست كه كانون پرورش فكري در سال 52 چاپ كرده و ترجمه خانم ليلي گلستانه. خيلي تصاوير قشنگتري هم داره حيف كه بعد از انقلاب اون رو از توي كتابخونه هاي كانون جمع كردن. من يك نسخه شو دارم. به نظرم از اين تصاوير آلماني خيلي بهتره
لوا: امکانش نیست که اسکن کنی کتاب رو و بذاری تو اینترنت یا فکر میکنی بشه جوری اجازه گذاشتن کتاب رو تو اینترنت گرفت؟
saraس
September 10, 2006 01:41 AM
منم اومده بودم بگم کانون پرورش یه کتاب اینجوری داره مال قبل از انقلاب ! بابام بچه که بودم قسمت های حیواناتش رو نشونم داد و آدم هایش رو اسکیپ کرد!!!
خیلی خوبه اگه کسی نسخه سالمش رو داره اسکن کنه لطفاً !
در ضمن موافقم که بزرگ ها جنبه اش رو ندارند! انگار خودشون هم باورشون شده که این کار بده!
مریم
September 10, 2006 11:20 AM
سلام.
یادمه یه بار در مورد اینکه نی نی از کجا در می آد!، با دوستامون مشورت می کردیم، یعنی هدف بحث این بود که چجوری بچه فسقلی های کنجکاوی را که همش از این سوالهای ناجور!، می پرسن و پدرمادرها را تو هچل دروغ گفتن پرت می کنن، حالی که کرد که دو تا جنسیت وجود داره و یک غریزه خرکی و کشش به جنسیت اون وری و این صوبتا!، چون یه جایی خونده بودم که وقتی یه بچه فسقلی که کلش بوی کیک سبز میده از مامانش بپرسه: مامی، من از کجا اومدم؟!!!، مامانش هم یه فکری می کنه و یهویی می گه: الهی قربونت برم!، الهی فدات بشم، الهیی...، تو را خدا از آسمون بهمون داده!!!!!، خدائیش این بهترین جواب نیست؟!، کاش این مامان باباهای ما این لینکه را میدیدن و از دروغ گفتن به بچه ها پرهیز می کردن، تا بچه معصوم نره هی نگاه به آسمون کنه ببینه خدا کی بهش آبجی یا داداش میده!!! :)
مهدی
September 12, 2006 06:01 AM
midouni chiye ma farhange dors hesabi nadrim faghat hamin golam
pezhman
December 13, 2007 08:11 AM