
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
«
صفحه اصلی
نی نی از کجا میاد. »
من بیگناهم!!
ببینید . من امروز صبح اومدم سر کار ( الان تقریبا ساعت نه و نیم صبح هست). اینقدر کار داشتم و دارم که قصد وبلاگیدن هم نداشتم. چیزی هم نداشتم که بنویسم در موردش. یه چهار تا تلفن زدم و چایی ام رو خوردم و دوتا قرار گذاشتم و نظرات شب قبل رو منتشر کردم و بعد هم رفتم این جی میل مادر مرده رو باز کردم. یک عدد ایمیل نو برق میزد . با اسم ل. ز . حروف اول اسم و فامیل بنده.
ما این ایمیل رو خوندیم. اولش جا خوردیم. بعد جدی گرفتیم و بعد زدیم زیر خنده. یعنی بعد از ده دقیقه به این نتیجه رسیدم که عجب مخی از ما به کار گرفته شد. ولی به شدت اعتماد به نفسم هم رفت بالا. به یه سری نتایج جامعه شناسانه عمیق هم رسیدم. تو این ایمیل از بنده یک سری سوالات شده بود . اصلا بخونید خودتون. بولد ها متن نامه هست و بقیه اش مال من.
سرکار خانم زند. با عرض سلام و خسته نباشید. من جوانی در آستانه ازدواج هستم که در کشور کوروش کبیر ایران بزرگ زندگی میکنم. با توجه به اینکه مدتی است خواننده وبلاگ شما هستم و شما نمونه دختری ایرانی هستید که در خارج از ایران زندگی میکند و درس میخوانید و کار میکنید و از طرفی زندگی خانوادگی بسیار موفقی دارید. ( شما از کجا به این نتیجه عمیق رسیدید؟) با توجه به اینکه من علاقه وافری دارم که در آینده و در صورت قبولی در کنکور با شریک آینده زندگی ام به کشور های اروپایی یا آمریکایی مهاجرت کنم میخواستم نظر شما را در خصوص برخی مسایل جویا شوم. کاملا واقفم که برخی از این سوالات خصوصی است و ممکن است شما یا همسرتان مایل به جواب دادن به آنها نباشید اما خواهشمندم در صورت امکان به تمام انها اگرچه به صورت خصوصی یا به صورت عمومی در وبلاگتان جواب دهید. من مطمئن هستم این سوالات بسیاری از جوانان با موقعیت من نیز میباشد. با سپاس. لام. ز از ایران.
خوب دیگه شما هم حتما فهمیدید که یکی من رو گرفته. اما بخونید سوالها و جوابهای من رو. چون خودش گفته جوابها رو عمومی هم میتونم بدم من صادقانه جواب میدم. باشد که همه کسانی که مخ ما را به کار گرفتند رستگار شوند.
۱. آیا در صورت حمله آمریکا به ایران و تصرف ایران , شما به ایران باز میگردید؟
نه خیر.
۲. کشور آمریکا چه مزیتهایی داشت که شما آنرا برای زندگی انتخاب کردید؟
ما فکر میکردیم اینجا همه مردها شبیه کوین کاستنرن. اشتباه کردیم. گول خوردیم. بد حادثه.
۳. آیا تا به حال با سیاه پوستان هم کار کردید؟ آیا این درست است که هنوز آنها از تبعیض نژادی در امریکا رنج میبرند؟
نه دوست عزیز. من تا به حال هیچ سیاه پوستی ندیدم! یه بار تو خیابون دیدم که فرار کردم.
۴. آیا این درست است که در امریکا کشتن آزاد است و همه میتوانند اسلحه حمل کنند؟
بلی درست است. یه بکش بکشی هست که نگو. همین امروز صبح یه همکار من یکی دیگه رو کشت چون قهوه زیادی پررنگ شده بود. یه وقت به سرت نزنه بیایی اینجاها!
۵. آیا همسر شما از گرایشهای فیمینیستی شما با خبر است؟
گرایشهای فیمینیستی دیگه چه صیغیه ای؟
والا از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون. ما شبها ساعت دوازده که میشه, با یه شمشیر مخصوص که ریس فیمینیستها بهمون داده کله اون رو گوش تا گوش میبریم. بعد میریم کارهای فیمینیستیمون رو میکنیم صبح ساعت شیش بر میگردیم. با یه پر که اون رو باید تو یه آب مخصوص- که اون رو هم ریسمون داده- خیس کنیم دوبار کله اش رو به تنش میچسبونیم. این حقیقت تمام جنبش فیمینیستی هست که من اینجا برای اولین بار افشاش کردم و با اینکار جونم رو در خطر قرار دادم فقط برای شما. وگرنه زن جماعت رو چه به گرایش.
۶. آیا شما قبل یا بعد از ازدواج فیمینیست شدید؟
والا اون روزی که ما رو دزدیده بودن بردن ما رو غسل فیمینیستی دادن چشمامون رو با یه پارچه سیاه بسته بودن. ما هیچی ندیدیم.
۷. آیا همسر شما از وبلاگ نویسی شما مطلع است و اگر میباشند عکس العمل شان در برابر اون مطلبی که تمایلات جنسی خودتون رو نسبت به بدن لخت کوین کاستنر نوشته بودید چی بود؟
بابا دمت گرم. تو همه پستهای من رو خوندی!
متاسفانه ایشون مطلع هستند و من رو برای هر پست با توجه به تعداد کلمات کتک میزنند. اما من از رو نمیرم و باز هم مینویسم.
والا ایشون اولش گفتن " خوشم میاد همیشه خوش سلیقه ای" . بعد هم اضافه کردن " خدا به تو عقل بده به من پول".
۸. چرا شما از بچه دار شدن متنفرید؟ آیا همه فیمینیستها اینگونه اند؟
خداییش این رو از کجا گرفتی؟ من واقعا میخوام بدونم چی شد که شما فکر کردی من از بچه ها بدم میاد؟
اما در راستای همون افشاهای فیمینیستی باید بگم که درست حدس زدید. فیمینیستها اصلا رحم ندارن که بچه دار بشن. تو همون مراسم غسل که گفتم رحمشون رو در میارن. بدون بیهوشی . خیلی هم درد داره. اما این دستور ریس هست. کاریش نمیشه کرد.
۹. آیا شما مطلعید که .....یک لزبین میباشد؟
والا ما اصولا چند وقتی هست که به مردها به چشم یه آلت بزرگ و به زنها به چشم دوتا سینه گنده و یه سوراخ نگاه نمیکنیم. سعی میکنیم به محتوای کله شون بیشتر دقت کنیم. حل شد این مشکلتون هم؟
۱۰. نظر شما در مورد دعوای بین سبیل و نیکان چیست؟
در راستای همون اصول عرض شده ما به کارهایی که مردم تو تختشون هم میکنن کاری نداریم.
خوب این از دوحال خارج نیست. یا مخ ما به شدت به کار گرفته شد ( این احتمالش بیشتره) یا اینکه یکی واقعا اینها سوالاش بوده. که اون وقت باید دو دستی بزنم تو سرم که ما هنوز کجاییم.
در هر حال انتصاب خودم رو به عنوان مرجع تقلید تبریک میگم. دوستان خواهش میکنم سوالات خودشون رو از این به بعد انگلیسی فارسی ننویسن. خوندش سخت هست.
خدایش من هنوز دارم میخندم. ای زندگی . بریم به کارمون برسیم که به شدت عقبم.
جون من یه ایمیل دیگه بزن بگو راست راستی کی بودی.
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
ای ول! با جواب هات حال کردم
مامان غزل
September 7, 2006 11:25 AM
بسی مشعوف شدیم از خواندن این پست! واقعاٌ که خدا به بعضی ها عقل بده با این سوالهایی که توی مغز فندقی شون پیدا میشه
شانه بسر
September 7, 2006 11:58 AM
این طور که پیداست صاحب مراتب کرامات و آیات باهرات شده اید.
شما ادعای طریقت و حقیقت بفرمایید، خر شدن و مرید شدن از ما
لوا: ا... نگید اینجوری بابا.
yalda
September 7, 2006 02:09 PM
روده بر شدم از خنده. مخصوصا اونجایی که آقاتون با توجه به تعداد کلمات کتکت میزنه. کاش آقای منم فارسیش خوب بود و اینجور غیرت داشت به خدا! دستت درد نکنه از این پست دختر.
لوا: آره والا. هی سعی میکنم کلمات رو کم کنم که کم کتک بخورم اما نمیشه.
anar
September 7, 2006 03:26 PM
وا....... لوا جون مگه شما امريكا زندگي مي كنيد؟
واي خدا...........؟
لوا: این پست رو واسه این نوشتم که بگم دیگه. متوجه نشده بودی؟
شانه بسر
September 7, 2006 03:46 PM
جوابهات خیلی باحال بودند. ببین .. داشتم فکر می کردم که اسم هیچ پسری با "ل" شروع نمی شه.
تو چیزی به فکرت می رسه؟
لوا: لطف الله. لطفعلی. لورنزو!! لئوناردو داوینچی!!
سایه
September 7, 2006 04:24 PM
انتصاب درستش نیست؟
شاید اسمش نورعلیه اما لوری صداش میکنند.
لوا: آره فکر کنم. الان درستش میکنم. مرسی. شاید هم چراغعلی هست تو خونه لوستر صداش میکنن.
anar
September 7, 2006 08:32 PM
اما چه غمانگیزه اگه این سوالا رو واقعا جدی پرسیده باشه...
ساعت شنی
September 7, 2006 11:48 PM
سلام
در نوع خودش جالب بود ! البته من هر چی فکر کردم شخصا سنخیت این سوالها را متوجه نشدم ...
Mehdi
September 8, 2006 05:34 AM
مسئلتن: خواندن وبلاگهای زنان شوهر دار توسط مردان متاهیل چیست؟
لوا: گناه است و موجب خسران!
پرویز
September 8, 2006 11:44 AM
منم یه سوال داشتم ازتون خانوم ، نظر شما در مورد انرژی هسته ای حق مسلم ماست چیه ؟
لوا: بسمه تعالی. مستحب است اگر در شب جمعه از ان استفاده شود. گفته اند که پیامبر خود در خانه انرژی هسته ای درست میکرد و این درسی است برای مردان ما.
نازلی دختر آيدين
September 10, 2006 02:42 AM