
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« والمارت و یک نگاه مثبت
صفحه اصلی
خلاصه اخبار »
صبحانه امروز ما
سر صبحی یه بحث مفصل کردم با یکی از همکارام در مورد زندانیان اینجا. معتقد بود که اینجا زندان مثل هتل هست. میگفت زندانیها وقت دارن هر روز ورزش کنن. تلوزیون نگاه کنن. اینترنت داشته باشن. کتاب بخونن و هیچکاری نکنن. میگفت هزینه یه زندان در یه سال با هزینه یه دانشگاه برابره. میگفت اونها هیچ رنجی رو تحمل نمیکنن.
گفتم فرض کن بیست سال از تمام جامعه دور باشی. همه جا دیوار باشه. اعضای خانواده ات رو نبینی. همیشه زیر نظر باشی.
گفت اونها به خانواده احتیاج ندارن. همشون گی هستن. بهترین جا رو دارن. دارن بیست سال تفریح میکنن. باید کار کنن. ما داریم برای اونها مالیات میدیم. اونها باید مثل زندانیان کشورهای دیگه کار اجباری کنن. این تاوان نمیشه براشون.
گفتم فکر میکنی تو گوانتانامو چی؟ اونها پس دارن عذاب میکشن. پس همه زندانها باید مثل اونجا بشه. گفتم وقتی تو رفتی بازدید یه زندان , از اسمش هم معلومه که بازدید بود, پس همه چی آماده بود که تو بری اونجا رو ببینی. مطمئن باش واقعیت اینقدر ها هم تمییز نیست.
گفت من اگه بچه ام کار بدی بکنه از خونه بیرونش میکنم. نمیام نمیذارمش تو یه اطاق و بهش تلوزیون و اینترنت و غذا نمیدم.
گفتم خوب این تئوری رو چه جوری میخواهی در مورد زندانیها بکار ببری؟ کجا میفرستیشون؟
گفت از کشور برن بیرون. به من چه که کجا میرن. همه رو میفرستادم یه جزیره که اونجا رو آباد کنن.
آخرش به من گفت که تو عقلت رو از دست دادی که میگی اونها هم بشر هستن. اونها باید مجازات بشن.
من هم فقط گفتم که خوشحالم تو فرماندار نیستی.
بعد هم هرکی برگشت سر میز خودش و حرص خورد ( فکر کنم)
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
خوبه نگفته همه رو اعدام کنیم.
Anar
August 18, 2006 09:52 AM
ای کاش زندانی های اینجا هم وضعشون مثل زندانی های اونجا بود...
لوا: والا اینها هم به گفته این یارو بود. من هیچ منبع موثقی نداشتم.
مریم
August 18, 2006 09:09 PM