« تقدیر و تشکر صفحه اصلی وحشت زده در میان دکمه ها! »

سفر نامه مصور

این جاده یکی از قشنگترین جاده های دنیاست. پارسال تو جنوبش رانندگی کردم و امسال تو شمالش. یه طرفش اقیانوس آرام هست و یه طرف دیگه جنگل یا صخره. شیب های واقعا تندی داره که وادارت میکنه وقتی کولر با درجه بالا هم روشنه عرقت رو قایمکی پاک کنی.


1-highway.jpg

مندوسینو پر بود از خونه های کیکی شکل. واقعا خونه هاش شکلاتی بودن. مثل یه کارتون زنده بود.

balootak-1.jpg


و پر بود از شرابهای عالی و شکلات های خوشمزه.


wine.jpg

و پر از علامتهایی که جالب بود. شهر کوچیکی که پر از مردم ضد جنگ و ضد بوش بود. یعنی شاید من تو کلان شهری مثل اینجا هم اینقدر علامت اعتراض ندیدم که تو اون روستای کوچیک دیدم.

our-of.jpg


و این هم که من تصمیم دارم تو کوچه خودمون هم اجراش کنم:

stop-war.jpg

و مردی در کافه محلی که قهوه معرکه ای داشت (نکته قابل توجه: این عکس رو یکی از طرفداران استارباکس گرفته)

starbocks-man.jpg

این هم نمای نزدیک:
sturbocks.jpg

این هم مردی که رنگ میفروخت:

painter.jpg

و این استعمار لعنتی بین محبوب ترین بوته های دنیا ( من عاشق تمشکم)

coca-cola--balootak.jpg


شکار لحظه ها در راه برگشت:

no-war.jpg

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

August 14, 2006 03:49 PM

Comments

عکسات خیلی قشنگ بودن. من هم حوصله کنم عکسای شمال رو بگذارم خوبه :)

salam
man chand vaghtie ke be weblog shoma sar mizanam va az post haye jaleb weblogetun estefadeh mikonam
aval ino begam residan bekheir khoshhalm ke khosh gopzazashte
bad ye soal khosusi dashtam momkeneh in soal kami gostakhaneh bashe vali age dust dashtin javabeh mano bedin
man mikham bedunam shoma chetor tunestin berid oonja va dars bekhunid kar konid ya inke be tor koli zendegi konid ?
be har hal ageh dust dashtin javabe mano bedin mitoonid be email man befrestid
mamnoonam

لوا:
خوب هرکسی میاد اگه بخواد میتونه هم درس بخونه هم کار کنه. این که چیز عجیبی نیست. اما اگه منظورت اینه چه جوری اومدم من پناهنده هستم. از طریق مجرای پناهندگی سازمان ملل پذیرش گرفتم. با خانواده اومدم و بعد از یه مدت اینجا خودم رو پیدا کردم. اگه سوال دیگه هست خوشجال میشم تو ایمیل جواب بدم.

لوا جان تو چرا اصلا جنبه نداري (چشمك)
با ديدن اين عكس هايي كه گذاشتي من اگه جاي تو بدوم اصلا ياد كوه و اينا نمي‌افتادم.

بعدم اون حس هايي كه از كوه رفتن هات نوشته بودي رو با تمام وجود درك كردم از اون گير دادن هاي نيروي انتظامي تا تمام اون آدم هاي منيريه و تمام شبهايي كه با لباس نم دار مجبور بودم بخوام و البته همين حالا با پول نداشتن براي وسايل بهتر .

راستش منم فكر مي‌كنم تمام جاهاي زيباي دنيا رو هم كه ببينيم اين خاطرات يادم نمي ره.

حق داری، جاده خیلی زیبایی هست... از اونایی که آدم دوست داره تا تهش بره....

وای چه عکسهای خوبی:)حتما کلی خوش گذشته بهت:*

آخ که اون جاده خداست! چقدر خاطرات عالی از کریسمس پارسال یادم انداختی با این عکسها لوا

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)