
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
ERROR: Blogroll is currently inaccessiblepowered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« سر دوراهی میشینم, خودمو تنها میبینم....
صفحه اصلی
سالاد فصل »
هذیان شبانه ام..
چنگ میزنم به ملافه ها. فقط میخوام تنها باشم. تنها و تاریک. دنبال بهانه ام برای گریه. میدونه. مهربون تر از همیشه میشه. حالم بهم میخوره. بهانه نمیده دستم. میخوام گریه کنم. فقط میخوام از خونه بره بیرون.
دسک تاپ رو عوض میکنم. سیاهش میکنم. میذارمش پایین. اونقدر بهانه میگیرم که بره بیرون. حالا گریه میکنم که چرا رفت. که چرا نمیفهمه باید الان اینجا باشه. که چرا هم باید باشه و هم نباید باشه. که چرا هم باید خونه تاریک باشه و هم لامپا روشن.
چنگ میزنم. حس میکنم پوست انداختنم رو. یاد بچگی هام میافتم که مادربزرگم تو حموم تنم رو کیسه میکشید. چند وقته کیسه نکشیدم؟ باید چرک انداخت. فکر مکینم هرماه سه روز وقت دارم پوست بندازم. میخوام چشمام هم, دنیام هم مثل رحمم نو بشه. سه روز وقت دارم.
تازه دارم زنانگی هام رو میشناسم. باید بغض ماهانه رو ترکوند. چیزی بدتر از نگه داشتن بغض روز قبل از شروع نیست. به قیمت دعوای الکی. به قیمت بهونه گیریهای بیخود. به هر بهانه.
باید زن باشی که بفهمی چی میگم. که دردی نیست و میخواهی باشه. این بعض لعنتی روز قبل.
آهنگی که نباید بشنوم رو میذارم. هق هق میزنم. مثل کسی که مادرش مرده. کاری نمیکنه. کاری نمیتونه بکنه. میدونه اگه هق هق ها خودش خالی نشه یه ماه بغض میمونه. چرا برنمیگرده پس؟
چنگ میزنم. دیگه حوصله گریه هم نیست. فکر میبافم. باید سیاه تر باشه اطاق. اگه برگرده هم نمیذارم بیاد تو. میخوام تنها باشم. چرا برنمیگرده پس؟
نو دارم میشم. چشمام هم میخوام نو شه. مثل رحمم. کاشکی میشد هر ماه مثل رحم پوست انداخت...
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category