
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« یک سوال
صفحه اصلی
ساده مثل یک جنازه سوخته »
یادته؟
پارسال امروز بود. چقدر عصبی و خسته و درب و داغون بودیم. فشاری که همیشه رو دوش یه فامیل هست رو دوش من و تو بود. فقط هم تقصیر تنهایی نبود. وسواسی بودن من رو هم بذار روش. همیشه پیدا کردن بهترین و ارزونترین همه چی راحت نیست.
یادته؟
پارسال امروز بود. اون بدترین دعوای همه این چند ساله. تمام فشار اون چند ماه بد وقتی خودش رو نشون داد. فقط هم من نبودم. تو هم اونقدر عصبی بودی که سرم داد کشیدی. داد کشیدن توی که هرگز سابقه نداشت. اون هم تو اون روز. اما خوب فایده داشت. آروم شدم.
یادته؟
پارسال امروز بود. خوب تقصیر من چیه که هیچ وقت تو رو با کت و شلوار ندیده بودم؟ حالا فکر میکردم تو از من خیلی خوشگلتری و همه فقط به تو نگاه میکنن. فکر میکردم زشت ترین عروس دنیام. اون آرایشگر لعنتی هم که حرف گوش نمیکرد. میگفت کجای دنیا عروس بدون سایه چشم دیدی؟ اونقدر که گفتم کمتر . تو رو خدا کمتر. اون هم قهر کرد از اطاق رفت بیرون.
آخرش هم گفت که لطفا به کسی نگید من شما رو درست کردم.
یادته؟
پارسال امروز بود. نشستیم تو ماشین و تو مثل همیشه شروع کردی از تعریف کردن از من. که من دیگه طاقت نیاوردم و زدم زیر گریه. که گفتم من نمیام. که من زشت شدم که اصلا تحمل جمع رو ندارم. و حرفم رو هم زدم که تو از من خیلی بهتری. من نمیام. تو هم مثلا رفتی من رو آروم کنی. که عروسی و همه فقط به تو نگاه میکنن و یه دفعه تو هم ریختی بهم. یادت اومد که چقدر داماد تنهایی هستی. که هیچکی اینجا نیست و مامان و بابات باید پشت تلفن برات گریه کنن.
نمیدونم چرا همه این ها باید تو همون فاصله آرایشگاه تا خونه اتفاق میفتاد. تازه وسط این جنگ و گریه ها باید به بهروز که هراز گاهی با دوربینش به ما میرسید لبخند میزدیم و دست تکون میدادیم. چه فیلمی بود .
یادته؟
شاید تو از عقد چیزی یادت باشه. اما من از تمام عقد و شام و مراسم فقط همون قهر و آشتی توی ماشین یادمه. فقط یادمه که اونقدر خوب بود که دیگه یادم نمونه کی خوشگل تره کی زشت تر. یادته تو اون هیر وبیری تو میگفتی من برم باز قورمه سبزی بگیرم ضایع هست؟ اصلا من و تو جنبه عروس و داماد شدن نداشتیم.
یادته؟
فردا صبحش عازم بودیم. بعد مراسم همه کادو ها رو آوردن ریختن تو خونمون. و این شد جک واقعی تمام زندگیمون که اول نشستیم کادوها رو باز کردیم. کی میتونست یه هفته طاقت بیاره ندونه چی براش آوردن؟ ولی خودمونیم اون چکه از همه بیشتر چسبید مگه نه؟ که بدونی خرج یه هفته کامل مسافرتت در اومده.
باورت میشه یه سال گذشت؟ چقدر این آرامش زندگی رو دوست دارم حالا. بعد از تمام اون بالا و پایین رفتن ها. درسته که غر زیاد میزنم و گله زیاد میکنم اما تو میدونی که اینها همه خارج خونه هست و من عاشق زندگی آرومم با تو ام.
دوستت دارم وحید دیوونه دیوونه. امروزمون مبارک.
English Weblog
archives
by dateMarch 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
مبارك باشه و بهتر و بهتر و بهتر بشه زندگي قشنگتون
kati
July 30, 2006 12:44 PM
بلوط جان زیاد سراغ وبلاگت آمده بودم اما چیزی ننوشته بودم ایندفعه شاید بهانه قشنگی دارم . سالگرد ازدواجت مبارک. نهال زندگیت هر روز پر بار تر تز دیروز
راحله
July 30, 2006 12:45 PM
مبارکه، صد سال به این سالها.. :)
الیزه
July 30, 2006 12:50 PM
مبارک
پدرام
July 30, 2006 12:57 PM
تبریک میگم ... همیشه ی همیشه با یک قلب خوشبخت و شاد در کنار آقای همسر جانت شاد و سرخوش زندگی کنی. ایشالله سالگرد طلائیتون :دی
اینم کادوی (!) من با یک سال تاخیر !!!
http://www.iranmania.com/fun/music/ebi/sample_tracks/03s.ram
شیدا
July 30, 2006 01:20 PM
كلي تا تبريك!
هما
July 30, 2006 01:20 PM
مبارکه عروس خانم خوشگل
shabnam
July 30, 2006 01:37 PM
aakhei...che neveshteie naazi :) emroozetoon mobarak :)
Ng
July 30, 2006 02:23 PM
cheghadr jaleb rooze ezdevajeto sharh dadi va albate salgarde ezdevajet mobarakkkk!
shirin
July 30, 2006 02:48 PM
هزار تا تبریک :)))
سرزمین رویایی
July 30, 2006 03:26 PM
:) این خاطره ها فوق العاده ان :) خیلی مبارک باشه لوا جون :)
ژرفا
July 30, 2006 03:59 PM
Hamishe shad va ba aramesh dar kenare ham
tabreek migam behetoon
Parisa
July 30, 2006 05:00 PM
مبارکتون باشه! به همین زودی ها شما هم پمجمین-ششمبن سالکردتون رو مثل ما جشن خواهید گرفت.
Haji Washington
July 30, 2006 05:26 PM
اه!
مبارک است!
SoloGen
July 30, 2006 09:53 PM
مبارک باشه عزیزم از صمیم قلب برات شادی و آرامش و جاودانگی سعادتت رو آرزو دارم
بهار
July 30, 2006 09:59 PM
لوا جان از خوندن اين نوشتت حسابي كيف كردم اميد وارم هميشه شاد باشين
صبا بي قرار
July 30, 2006 10:17 PM
مبارك باشه .. هميشه كنار هم خوش باشين...
( من فكر مي كردم تنها زندگي مي كني )
-----------------
negah
July 30, 2006 10:19 PM
سلام عزیزم. یک سالگی مبارک و به امید سالهای بهتر و زیباتر . به آقا وحید هم تبریک بگو از جانب من.و یه چیز دیگه . اون پستی که نوشته بودی درباره زن شمالی خیلی بهم چسبید . حس کردم خودت هم شمالی هستی و بعد که آرشیوت رو میخوندم رسیدم به اون سرطانن ماهانه! دیدم بعله هم ولایتی هستیم!
پوپک
July 30, 2006 10:29 PM
وای خدای من! لوا جون خیلی خوشحال شدم این پستت رو خوندم. مبارکه هزار تا... بالاخره اسم هانی جانت رو گفتی! تو ذره ذره از خودت اطلاعات می دی دختر. قرار بود رخ بنمایی عروس خانوم چی شد؟
مریم
July 30, 2006 10:47 PM
Kheili khoshgel neveshte boodi ehsaseto khosham omd;))
Nirvana
July 30, 2006 10:56 PM
من هم از شب عروسي ام فقط برق رفتن بي موقع و اضطرابش يادم هست.
مبارك باشه
مينا
July 30, 2006 11:26 PM
ميدوني نظرم خيلي در موردت عوض شد.توي اين اوضاع وحشتناك مردم در لبنان تو دلت به اينا خوشه؟؟كاش چند تا موشك ميومد توي اون خراب شدتون تا ميفهميدين سر بقيه مردم دنيا داره چي مياد.شما واسه خودت خوش باش.ناسلامتي بهت ميگن انسان.اشرف مخلوقات.
لوا: بنده خدای عزیز.
اگه فکر میکردم با عذاداری و سیاه پوشی من اینجا کاری درست میشد حتما اون کار رو میکردم. نکنه باید استشهادی بشم و برم لبنان؟ رودربایسی نکن. بگو.
من وقتی باید خوش باشم هستم. راستی شما هم الان نباید بشینی وبلاگ بخونی و بنویسی؟ خجالت نمیکشی وقتی مردم لبنان اوضاعشون اینجوری هست تو نشستی پای کامپیتوترت و وبلاگ میخونی؟ کاش چند تا از موشک میامد توی اون خراب شدتون تا میفهمیدید سر بقیه مردم دنیا چی داره میاد. شما واسه خودت بشین وبلاگ بخون تا دنیا رو عوض کن. آخه به تو هم میگن انسان؟ به تو هم میگن اشرف مخلوقات؟
ما مردم ساده ای هستیم. ادعای عوض شدن چیزی رو هم نداریم. مگه خودمون.
امروزمون هم مبارک و چیزی هم نمیتونه خرابش کنه حتی اون موشکها.
وقت خوش بنده خدای عزیز.
1 bande khoda
July 30, 2006 11:37 PM
لوا جان!
من اينجا كلي كامنت گذاشتم اما سرور ارور داد! حالا اگه رسيدن كه هيچي.
لوا: پریسا جان. من متاسفانه کامنتی نداشتم. میشه زحمت بکشی دوباره بنویسی؟
پرگلك
July 31, 2006 12:27 AM
مبارک باشه بسیار
دنیا
July 31, 2006 01:36 AM
من دوست ميدارم اينا رو كه نوشتي. هوارتا تبريك وآرزوي خوب. :)
نون-جيم
July 31, 2006 02:38 AM
تبریک!
ala
July 31, 2006 03:25 AM
مبارک باشه
آزاده
July 31, 2006 03:43 AM
لوا جان به تو و همسرت تبریک می گم و امیدوارم سالهای سال در گنار هم روزهای خوبی را داشته باشید.
در امتداد نوشته ای که چند وقت پیش با عنوان سرطان ماهیانه نوشته بودی، مطلب کوتاهی نوشتم..
Lilo
July 31, 2006 03:45 AM
وحید جان مبارکه!!!
امید
July 31, 2006 04:48 AM
كسي بهت نگفت برو استشهادي بشو.گرچه اگه به همين ايران خودمون هم حمله كنن شماها ميشينين ماستتون رو ميخورين.ميتونستي حداقل 1 ذره خبر رساني كني.تا به خانم ها ميگن بالاي چشمتون ابرو داد و فرياد همتون ميره بالا.البته معلومه كه شماها فقط واسه 1 عده دلتون ميسوزه يا شايد هم از اين راه نون ميخورين.
لوا:
باشه عزیزم. هر جور راحتی.
1 bande khoda
July 31, 2006 05:05 AM
لوا جونم مبارکه یک عالمه. داشتم اسباب کشی میکردم این چند روز دسترسی به اینترنت نداشتم. به هانی جان هم تبریک مفصل بگو:)
Anar
July 31, 2006 09:35 AM
راستش خیلی وقت بود قصد داشتم این وبلاگ را راه بندازم و از چیزهایی که تا حال ننوشتم بنویسم.. اون هم اولین پستش بود که خوندی و نیاز به مکاشفات بیشتر نداره. امیدوارم اینجا بدون خود سانسوری و بدون اینکه نگران نگاه و حرفهای آدمهای آشنا باشم که ناخودآگاه باعث می شن یه چیزهایی برای همیشه ناگفته باقی بمونه، بنویسم.. ممنون که اومدی
Lilo
July 31, 2006 10:03 AM
خب! كامنتش ديگه از دهن افتاد اما باز مينويسمش !
اول اينكه يه جواب طوفاني به اين بنده خدا داده بودم كه الان ديدم خودت از خجالتش در اومدي :* اينها اصولا يك چيزهايي را با يك چيزهاي ديگر قاطي مي كنند ( حالا مثلا تو بخوان گوز را با شقيقه)
بعدش هم در مورد اين پستت بايد بگم كه اولين باري كه وبلاگت رو خوندم فكر كردم يه زن جا افتاده هستي كه توي دانشگاه استاد دانشگاهي !!مثلا مث فرنگوپليس!
بعد كه نوشته هاي جديدترت رو خوندم فكر كردم يه دختر فينگيلي هستي ! :)) يعني اصلا حدس نميزندم ازدواج كرده باشي!
خلاصه كه هميشه پر از سورپرايز بودي واسه من خنگول!
روزتون هم خيلي مبارك:*
لوا: ا. شما هم میگید خنگول؟
آره به خدا خودم هم میدونم اوایل خیلی بهتر مینوشتم و آکادمیک تر بود. الان هم که پاک زرد شدم رفت. به خدا خوب میشم. قول میدم.
پرگلك
July 31, 2006 11:22 AM
از همه نوشته ات بوی محبت می آمد، امیدوارم همیشه سرخوش و شاد باشید. سالگردتان مبارک
ساناز
July 31, 2006 11:39 AM
so nice! :-)
RahiL
July 31, 2006 01:35 PM
لوا خانم گل ،با تمام وجودم آرزو می کنم دنیا پر بشه از زوج های خوشبختی
مثل تو و هانی ت .
در کنار هم همیشه شاد باشین
Farghaneh
July 31, 2006 02:26 PM
لوا جون چرا عکس اون دو تا خرگوش خوشگل مامانی رو برداشتی؟ من باهاشون خیلی حال کردم دیروز! الان کامنت پرگلک رو که خوندم دیدم من که تقریبا از اول وبلاگ نویسی ات اینجا رو می خوندم هیچ وقت فکر نکردم زن جا افتاده ای هستی! بر عکس همیشه فکر می کردم همون فینگیلی!قبلا هم بهت گفته بودم فکر نمی کردم ازدواج کرده باشی. خب من دوباره بهت تبریکات ویژه می گم خانومی با آقا وحید گل خوشبخت باشی همیشه...
مریم
July 31, 2006 10:22 PM
نوشته ات خیلی قشنگ بود، به دل نشست. مبارکم باشه !
mina
August 1, 2006 01:56 AM
تبریک می گم :)
از زندگی
August 1, 2006 10:36 AM
Many congrat khanoom! Sorry I wasn't in town to congrat sooner:)
mahi
August 1, 2006 10:22 PM
تبریک می گم. ببخش که یک هفته دیر شد. سرم بد شلوغه. امدوارم هر روزتون روز تو و وحید باشه.
لوا: مرسی عزیزم. ( اون ویدیو هم خیلی باحال بود) ما تصمیم گرفتیم دیگه پشت تلفن قربون صدقه سکسی نریم. چه معنی داره مرد غریبه اینهارو بشنوه؟ به قول وحید فکر میکنن شمبول یعنی راکت!!! و شمبول طلا یعنی راکت هسته ای!!!
سيما
August 3, 2006 11:03 AM
man bade kheili vaght emrooz oomadam ye sari zadam be balootet leva joon , che khoshgel neveshtii,salgardetoon ham mobarak, ishalah 100 sal dige baz ham az in jashn ha begiriido be ma kabob bediin
لوا: دیگه نوبت شماست خواهر جان!
mona
August 4, 2006 04:47 PM
سلام. من عقب موندم. بهت تبریک میگم . خوش باشی .
golmaryam
August 5, 2006 11:35 AM