« دوستان عزیز ! " پ" مورد نظر پیدا شد! صفحه اصلی تغییرات مثبت و منفی ( در راستای همون خصوصیات بد و خوب) »

خصوصیتهای بد و خوب من

از چند روز پیش دارم فکر میکنم به اینکه اگه قرار باشه خصوصیتها و عادتهای بد و خوب من رو تو دو تا کفه یه ترازو بزارن سنگین ترن. واسم مهمه که موجود دوست داشتنی باشم. از این فکر اصلی شروع شد و به اینجا رسیدم که بهترین و بد ترین عادتها یا خصوصیات اخلاقی ام چیا هست. برای خودم به اینها رسیدم.

خصوصیات اخلاقی مثبت:

۱- مهمترین خصوصیتی که تازه دارم بهش میرسم و راه سختی هم بود و هست اینه که سعی میکنم در مورد بقیه قضاوت نکنم. کافی یه لحظه خودم رو جای طرف مقابل بذارم و ببینم چقدر بدم میاد که مورد قضاوت قرار بگیرم.
زندگی اینجوری خیلی راحت تره. هر کسی ممکنه تو یه لحظه از زندگی اش کاری بکنه که مورد پسند سلیقه من نباشه. اما من کی هستم که قضاوت کنم؟

۲- مردم رو بای دیفالت دوست دارم. وقتی میگم مردم منظورم تمام آدمهای کره زمین ( شاید هم بقیه کرات) هستن. نمیگم پیامبر رحمتم. من هم از خیلی ها متنفرم و میخوام سر به تنشون نباشه. اما کاری کردن که باعث نفرت من شدن. بنابرین همه برای من خوبن مگه اینکه خلافش رو ثابت کنن.

۳-به بزرگترهام احترام میذارم. اصولا بر خلاف تبعیضی که علیه پیرها همه جا هست, من همیشه خودم رو با موی سفید و عصا بدست میبینم. یه جورایی توی خونم هست. یادم نمیاد هیچ وقت گفته باشم " پیر خرفت". حتی الان نوشتنش هم تنم رو لرزوند.

۴- اعتماد به نفس هوارتا. یه وقتهای به خودم میگم این دیگه اعتماد به نفس نیست پررویی هست. تو کار و درس مخصوصا. هر چند تا حالا که خوب جواب داده . کی سرم بخوره زمین رو نمیدونم.

۵- نمیدونم چرا. ولی یه جورایی امین دوستامم. بیشتر توضیح نمیدم. اما این رو خیلی دوست دارم.


و اما خصوصیات بد من:

۱- تمام ابروهام رو کندم. جدی میگم. اون ابروهایی که ایران مایه افتخار و مباهاتم به همه بود الان به شکل اسف باری کچل شده. نمیتونم ترکش کنم. این از بی خوابی های ترکیه شروع شد. کافیه یه لحظه دستام بیکار باشه. یکیشون میره سراغ پایین ابروهام. اونقدر بازی میکنم باهاشون که کاملا شل میشن. یه وقتهایی که عملا میکنمشون. وقتهای استرس و امتحانها این وضع خیلی بد تره. اما یه موقع هایی هم بهتره. خیلی سعی کردم ترکش کنم. اما یه وقتهایی میبینم دو ساعت گذشته و من تموم این دوساعت رو داشتم با ابروهام بازی میکردم.

۲- خیلی سریع از کوره در میرم. البته این رو الان خیلی بهترش کردم. با بالا رفتن سنم یه خورده بهتر شد. اما هنوز فکر میکنم با وضع نرمالش خیلی فاصله دارم. گاهی وقتها یک میلیونیوم ثانیه هم بسه تا من منفجر بشم.

۳- اشکم دم مشکم هست. یه وقتهایی اصلا نمیدونم چرا بین چهل تا آدم فقط من باید بغض کنم. فکر کنم این غدد اشک زا بیش از حد ترشح دارن. ( دل رقیق و از این حرفها..)

۴- زیادی فکر میکنم. یه وقتهایی زیادی واسه آینده فکر کردن خوب نیست. سعی کردم متعادل بشم اما هنوز فکر و خیال میکنم واسه دوره دکترا. خوب عزیز من تو اول لیسانست رو بگیر. بعد ببین اصلا یاد میگیری دکتری رو با کدوم " د" مینویسن. بعد برو فکر و خیال کن. ( درس یه نمونه اش بود)

۵- زیادی خودم رو محدود دنیای مجازی کردم. یه وقتهایی دلم واسه دنیای واقعی تنگ میشه. گاهی روزها میگذره و من میبینم گلی که خریدم پژمرده شده بدون اینکه یه بار هم گذاشته باشمش روی میز شام. گاهی گلدون ها رو باید بیشتر از صفحه کیبورد دوست داشت.

مسلما بدیهاش بیشتره. شاید خودم نبینم و دور و بری هام باید بیان بنویسن.

شما چی؟ نمیخواهید بیایید خودتون رو لو بدین؟

لینک اول: ظاهرا شجاع ترین آدم این دور و برا این خانم بودن.
پی نوشت اول: در مورد اعتماد به نفسی که گفتم, این همه چی رو شامل میشه غیر از هیکل. دیشب با خودم کلی خلوت کردم ببینم ریشه این عدم اعتماد کجاست. فکر کنم به اشراق هم رسیدم! مینویسم در این مورد.

لینک دوم: مطلب آزاده از وبلاگ روزها بر می آید
پی نوشت دوم: بازهم دم شجاعت خانومها گرم. آقایون که ظاهرا به این سادگی ها خودشون رو لو نمیدن.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

July 10, 2006 12:29 PM

Comments

من فکر کنم بدترین خصوصیتم این باشه که نمی تونم تصمیم بگیرم. یاشاید هم اینکه ترسو ام. اعتماد به نفس هم که در حد منفی (این البته تو زمینه کاری اینجوریه بقیه جاها نه!) . در مورد چیزهای مثبت! اونی که خودم بیشتر باهاش حال می کنم اینه که با آدمها راحت کنار میام. با شرایط هم همینطور. یعنی اولش خیلی سخته اما زود عادت می کنم.

انقده چيزاي مشترك پيدا كردم كه كلي ذوق كردم ! البته از كوره در رفتن من كماكان شديد شديده و كم هم نشده . شايد يك پست راجع بهش نوشتم خيلي فكر خوبيه :)

لوا: خوشحالم. پس اگه نوشتی حتما لینکش رو بذار برام. مرسی.

khosoosiate khoobet yejoorai be bada micharbeha(khodemoonim.)
makhsoosan khosoosiate mosbate ghezavat nakardan kheli alie.
akh azab mikesham az in khosiisate bazia

من که شهامتش و ندارم بیام خودمو لو بدم. بابا شجاع!

لوا: ای بابا مامان غزل, ما که کاری نداریم. گفتیم اینجوری شاید همدیگه رو بهتر شناختیم و به هم کمک کردیم یه ذره بهتر شیم ( چقدر تریپ اخلاق در خانواده بود!!)

من یک ماه پیش مجبور شدم این کار رو بکنم! برای اینکه نتایج جالبتر بگیری از دوروری های هم بپرس. از فامیل گرفته تا کسایی که در روز با اونها در ارتباط هستی.

من یه پست مینویسم. خیلی موضوع خوبیه.

لوا: آره. چون من کلی خصوصیات بد دیگه خودم یادم اومد که میتونم اونجا تو کامنتها اضافه کنم!!

لوا می دونی یک جوری داری اون من پنهان رو وادار می کنی خودش رو عریان کنه با تمام خصوصیاتش و این سخته شهامت می خواد....

لوا: من یه نظریه واسه خودم دارم اونهم اینکه تا هرچی رو کامل نشناسیم و مشکلات و عیبهاش رو نفهمیم نمیتونیم درستش کنیم. این نظریه منه. خوب ممکنه با بقیه متفاوت باشه. من پنهانم کجا بود مادر جان؟ ما هرچی داریم ظاهر و باطن همینه.

چه کاریه لوا جان؟! بی خودی چرا می یای خودتو لو می دی اینجا. برو راحت زندگی تو بکن مادر... اگه اینکارو کردی که ما هم خودمونو لو بدیم سخت در اشتباهی. من انقدری خصوصیت مثبت ندارم که منفی ها رو بپوشونه. برای همین از نوشتنش معافم کن. آه ببین یکی همین ترسو بودنمه! یکی دیگه هم عدم اعتماد به نفس. بازم بگم؟؟؟ می شه یه کم از اعتماد به نفستو به من منتقل کنی. شدیدا نیاز دارم. یا یه پیشنهادی بدی؟ قربون دستت!

لوا: والا مریم جان. جون کلام یک کلوم. پررو باش. همین. واسه من آی کار کرد. آی کار کرد.

من فکر می کنم نسبیه. مثلاً الان به بعضی چیزا راجع به خودم فکر می کنم می بینیم که نمی دونم خصوصیت خوب باید حسابشون کنم یا بد؟! به هر حال بعضی خصوصیات من (حداقل از نظر خودم ایناس):
1- خیلی زیاد می خندم. یعنی خنده رو و خوش برخوردم (اینو دیگه مثبت حساب می کنیم!)
2- خیلی دوس دارم هر جایی که می تونم کمک کنم. اونم خیلی خیلی بی توقع. در کل خصوصیت خوبی به نظر می رسه. اما گاهی (البته فقط گاهی) راجع به اشخاص بخصوصی توی زندگیم فکر می کنم این موضوع نباید روتین بشه. چون ارزش خودشو از دست می ده (هرچند که نمی تونم ترک کنم و بدتر می کنم) و در مقابل هم هی سعی می کنم توقعمو از آدما در سطح خیلی پایینی نگه دارم.
3- با استقلال خیلی علاقه دارم. چه استقلال مالی، چه استقلال فکری و... . الان هم خیلی دارم براش تلاش می کنم و اینو خیلی دوس دارم. اما در عین حال مثلاً چون به استقلال مالی خیلی حساسیت داشتم یه سری فرصت ها رو از دست دادم. یعنی زمانی که خیلی راحت (سه سال پیش) می تونستم ادامه تحصیل بدم انقدر این مساله کارو برای خودم پررنگ کردم که اون موقع فرصتش از دست رفت. هرچند که دوباره شروع کردم (با حفظ کار و...) و از پاییز کلاسای فوقم شروع می شه اما احساس می کنم یه جورایی این وسط سه سال رو از دست دادم (از دست که نه، تجربه های خوبی داشت ولی...)
4- منم خیلی زوووووود از کوره در می رم! هم تو کارم بده هم تو برخورد با بقیه! هرکاریم می کنم درست نمی شه!
5- یه قولی به خودم دادم که تا اونجایی که می تونم اشتباه های آدما و چیزاییشون که منو ناراحت کرده رو ببخشم. سعی می کنم هر شب قبل از خوابم به این فکر کنم که الان هنوز از کی ناراحتم و اونقدر با خودم استدلال و توجیه کنم که ببخشمش. این خیلی از نظر روحی به خودم کمک کرده. کینه خیلی چیز بدیه و سعی می کنم ازش دور باشم.
6- وحشتناک آدم بی نظم و بی برنامه ای هستم. وحشتناک. به همه هم می گم در بی نظمی خودش یه نظمی وجود داره! ولی خودم می دونم فقط توجیه تنبلیه!
7- تنبلی دیگه! همونی که بالا گفتم! اما خوشبختانه نه تو کار!
8- مامانمو خیلی اذیت می کنم. هیچوقتم اینی که خیلی خیلی خیلی دوسش دارمو به زبون نمی یارم. می دونمم خیلی بده.
9- ولخرجی!
10- ....
بازم هست البته! بخصوص بداش! ولی خیلی زیاده! از پست خودت طولانی تر شد لوا جان:D

لوا: مرسی مینا جان از جوابت.
فقط یه چیزه. اینجا الان میگن اول لیسانست رو بگیر. دقیقا دو سال کار کن. بعد تازه میفهمی چی میخواهی برای فوقت. اون وقت هم تجربه داری هم با یه دید باز تر رشته فوق رو انتخاب میکنی. من هم قصد ندارم مستقیم برم فوق. و بعد هم اه اه... دکترا. ( این حرفها مال پونزده سال آینده هست البته ها) من که فکر می کنم درس خوندن خالی بدون نتیجه اش رو دیدن اونقدر ها هم فایده نداره. مخصوصا اگه درسی باشه که کار هم بشه باهاش کرد.

جمله آخرت با اعتماد به نفست در تناقض بود! خوبي و بدي به شماره نيست كه چهار تا باشه بيشتر از دوتا و پس من بدم. خوبي و بدي به عمق و كيفيت هست نه به كميت. ممكن يه آدم همه خوبي‌ها رو داشته باشه و به شماره به 100 برسه ولي يه شماره بد داشته باشه كه خيلي عميق باشه و ملتي رو بيچاره كرده باشه مثلن ديكتاتور باشه! راستي اين تيك عصبي رو هم همه كساني كه زياد فكر مي‌كنن يه جورايي دارن و تركش خيلي سخته. من يه دوستي داشتم كه موهاش رو مي‌كند يا كسي رو ديدم كه سيبيل هاش رو مي‌كند يا خودم دچار گرفتگي عضلات فك مي‌شم. به هر حال پيشنهاد مي‌كنم با مشاوره يه راهي واسه ترك تيكت پيدا كن.چون مجبور مي‌شي بدون ابرو تتو كني و اين يعني 1 درجه از خوشگلي‌ات از دست مي‌ره(شوخي) به هر حال شاد باشي.

Man ke inghdr khososiate badam ziade ke asan har chi fekr kardam natonestam khososiate khobe ziadi peida konam faghat sedaghat hamin. Baghiayash hamash manfie :( Rasti Leva to daneshjoye che reshteyee hasti? Chand vaghet mikham azar beporsam

لوا: ای بابا شما دخترا چرا اینقدر اعتماد به نفستون کمه بابا. من یه پست باید در مورد مصاحبه های شغلی اینجا بنویسم که فقط باید از خودتون تعریف کنید.!
من جامعه شناسی میخونم فرناز جان. تازه هم شروع کردم. خیلی تازه کارم.

سلام
من هم سر بازي كردن خواهرم با صورتش حسابي با او كل كل دارم.
من گاهي اين حس رو دارم كه از اين كه امين دوستام هستم خسته مي شيم يعني اذيتم مي كنه (البته گاهي) مي فهمي كه چي مي گم.
اگه اومدني شدي مي برمت سيالان مطمئن باش ديگه الان پاهات مي كشه. اگرم نه قول ميدم براي تو هم كه شده يك بار ديگه برم روي اون قله به ايستم. و يك سنگ هم جاي تو...
دلم مي خواهد برايت ميلي بنويسم نمي دانم مي شود يا نه ولي اين جا نوشتم تا قول داده باشم براي نوشتنش.

لوا: اره. میفهمم. دقیقا میدونم چی میگی. خوش حال میشم از ایمیلت. عموم زنگ زده میگه دارم میرم الوند نمی ایی؟ میگم حالا تو هم هر دفعه زنگ بزن اینجا دل ما رو کباب کن.

اون يك‌ميليونيم ثانيه كه نوشتي و غده‌هاي اشك‌زا، درد منم هست. به‌اضافه‌ي اين‌كه بعضي خصوصيات مثبتت مث اعتماد به نفس رو هم ندارم. بشينم فك كنم ببينم اصلاً خصوصيتي دارم كه دوست‌داشتنيم كنه يا ...!


لوا: ای بابا. شما دخترا من رو پاک نا امید کردین. بابا کجا رفت اون زن شجاع. اعتماد به نفس داشته باشید یه ذره. من باید یه پست جدا در این مورد بنویسم اسمش رو هم بذارم رموز اعتماد به نفس.

خصوصیت خوب که ندارم
خصوصیت بد هم اینقدر دارم که اگر بنویسم سایتت می‌پکه :))))


لوا: ای بابا شماها چتون شده؟ من فکر کردم فقط دختران. تو دیگه چرا دکی جون؟ بابا این اعتماد به نفس که میگن چیز خوبی هستا!!! من کپ کردم با این کامنتها به خدا!!!!

اول سلام، من راستش رو بخوای خیلی به این موضوع فکر نکرده بودم ولی حالا که شما اشاره کردی دیدم خصوصیات مثبت 1و2و3و 5 رو کاملاً با شما در داشتنشون شباهت دارم ولی گزینه 4 همیشگی نسیت که فکر کنم میشه مهمترین خصوصیت منفی بعلاوه گزینه 4 منفی که منهم شدیداً بهش مبتلا هستم .ولی خب به هر حال مدینه فاضله رو در قالب پیامبر رحمت خیلی دوست دارم و واسم یه جور الگو هست .

من هر وقت یه خصوصیت خوب پیدا کردم میام یه چیزی می‌نویسم اینجا. اینطوری خیلی ضایع‌ست! راستی منظورت از مثلما همون مسلما خودمونه دیگه نه؟

لوا: چیزه...حال شما خوبه؟
درستش کردم. مرسی. یک عادت بد دیگه اینه که بازخونی نمیکنم مطلب رو. از همون اعتماد به نفسه هست که یه وقتهایی اینجوری میشه دیگه.

اي بابا جالبه من و تو انگار تله پاتي داريم با هم. چند روزي بود دقيقا مي خواستم از خصوصيات بد و خوبم يه ليست بنويسم. البته فكر نكردم بذارمش تو وبلاگم. راستي مگه تو نمي دوني اعتماد به نفس ايرانيايي كه ايران زندگي مي كنن، خصوصا زن ها كمه؟ مي دوني خود حجاب چه بار رواني سنگينيه واسه ي ما؟ و خيلي چيزاي مزخرفي كه براي ما تو اين جامعه هست و مجبوريم يه جاهايي بهش تن بديم. البته من خودم اعتماد به نفسم يه جاهايي وحشتناك زياده و يه جاهايي كمه. بسته به موقعيتش داره. اما بهترين خصوصيتم اينه كه:1. خيلي رك ام و تعارف ندارم( بازم نسبيه) 2. سعي زيادم اينه كه پر از انرژي مثبت براي خودم و اطرافيانم باشم
بدترين خصوصيتم اينه كه دوزاريم يه وقتايي سيني ميشه و آبروم ميره!
نامه شد.ببخشيد.

لوا: مرسی آذر جان. آره واسه من خیلی عجیب بود. منتظرم چند روز بگذره یه چیز دیگه در همین مورد بنویسم.
راستی رک بودن خیلی کار دست من داد. دارم ترکش میکنم یواش یواش.

Baloot jan
enghadr sakht nageer,vali good job!

از قضا منم بدترین خصوصیتم اینه که زیاد میخوابم. بنابراین زندگیم بد به هدر میره. اما بهترین خصوصیتم اینه که زیاد میخوابم و از دست این دنیای پرهیاهو راحتم.

لوا جان خیلی بحث جالبی راه انداختی.منم در وبلاگم چیزی نوشتم خوشحال می شم بخونی

لوا: مرسی. اضافه اش میکنم.

تابلو که نبود!قاب عکس بود!ولی پیشنهاد میکنم اگه وقت کردی حتما بخونیش

لوا: بابا خونده بودم. من همیشه نوشته های شما رو میخونم. :)
اون رو واسه همین جوری نوشته بودم!!

خیلی بحث مفیدی هست، با نظریه تون هم موافقم

من شچاع نیستم که خودم رو لو بدم، بنابراین بدون لینک مینویسم !
منم عادت گند کندن ابروها رو دارم :((
اگه یه روزی ترکش کردی حتما ً اینجا یه اشاره ای بکن که میل بزنم و ازت بپرسم !

khososiyate khob ke ziyad daram . vali khosisiyate badamo fekr mikonam ine ke zoodi delam be hale kasi misoozeh . webet bahale shad bashi . babye

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)