
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
ERROR: Blogroll is currently inaccessiblepowered by
Movable Type 3.35RSS | Atom
search
« چگونه با زبان فارسی باستان کودکان خود را خفه کنیم.
صفحه اصلی
چرا از ایران آمدم؟ آیا روزی باز خواهم گشت؟ »
کسی میدونه " داوینچی کد " فارسی رو از کجا میشه آنلاین خرید؟
پ. ن: بی خیال. پیداش کردم. با هزینه پستش میشه سی و خورده ای دلار. میخواستم به کسی هدیه بدم. حالا طرف رو بفرستم کلاس زبان بعد مال خودم رو که یه دلار از یه دست فروش خریدم بهش بدم, باصرفه تره.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
June 19, 2006 4:04 PM
English Weblog
archives
by dateNovember 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
I know there is a copy of it availabe online. If you or s/he can print it I can give you the link.
لوا: فکر کنم کار کنه. چون از من نسخه فارسی اش رو خواسته بود و من میخواستم با کتاب سورپرایزش کنم. میشه لینک رو بذارید یا ایمیل کنید لطفا؟
mahi
June 19, 2006 8:52 PM
من فايل فارسي و انگليسي اش رو دارم، اگه خواستي برام ايميل بزن
نسيم
June 20, 2006 12:00 AM
سلام نازنين. صنم سفارش کرده بود که هر کس می تونه بياد اون بحث جالب ماحصل گفتگوی تو و انار عزيز رو بخونه و نظر بده. راستش اين چند روز گاهی اومدم و نظرات ضدو نقيض ( که البته خيلی هم خوبه که اين طور باشه چون تضارب آرا و افکار از همين جا شروع می شه) رو خوندم و خيلی نکات مثبت ياد گرفتم. دست گلت هم درد نکنه بابت اين بحث. راستش من به عنوان کسی که بيرون از ايران زندگی می کنه خواستم تنها انتقادی رو که به این جریان دارم بگم. انقدر هم شوکه بودم و هنوز هم هستم که یه جورایی از نوشتن تو وبلاگم در این مورد طفره رفتم.غمگینم می کنه. این که از دوستام خبری ندارم و حتا جرات ندارم براشون ای -میل بدم و احوالپرسی کنم چون می ترسم براشون مشکل پیش بیاد. ولی تمام فکر و ذکرم و بحث با همسرم حول و حوش همین موضوع بوده این چند روزه. خلاصه که تنها انتقادم اینه که کار باید ریشه ای تر باشه و انرژی خوب هر کدوم از ما به عنوان زن، باید صرف اطلاع رسانی به لایه های پایینی و میانی جامعه ی زنان ایران بشه هرچند که لايه های بالايی هم کم نيستند زنانی که با وجود تحصيل و ثروت و امکانات فراوان، به نظر من قربانيان خاموش قوانين کج و کوله ی کشورمون هستند. ببين من گاهی با همسرم در جلسات بحث و بررسی پيرامون مثلا فلان نويسنده ، فلان کتاب يا فلان مسئله ی روز ايران شرکت می کنم. خيلی هم چيز ياد می گيرم و اين جلسات و دور هم جمع شدن رو دوست دارم ولی مگه اين همه اطلاعات مفيد از اون جمع ۳۰ يا ۴۰ نفری فراتر می ره؟ دلمونم خوشه که در جلسه ای روشنفکری شرکت کرديم. تنها فايده اش فراگرفتن خيلی چيزهاست و لذتی که اين فراگيری نصيبمون می کنه. اما آيا دختر عموی من که اون سر دنيا ست و هم و غمش يه شوهر پولدار پيدا کردنه يا خاله ی من که هم و غم و غصه اش گلدون و سرويس نقره خريدن برای دخترشه نصيب و بهره ای می برند؟ نه والله. روز به روز و سال به سال هم غرق زندگی و اون طرز تفکر می شند . نتيجه اين که فاصله ی روشنفکر نوعی ( چه در ايران و چه در خارج) با مردم عادی روز به روز بيشتر می شه و ديگه حتا حرف همديگر رو هم نمی فهمند. حالا هی بيا براشون راجع به آزادی بگو، حق طلاق، حق کار، سفر و غيره. شايد بهتره يه کم از آخوندها ياد بگيريم و مداح ها که چطور تونستند خيل عظيمی از مردم رو به طرف خودشون جلب کنند.چی دارند که ما نداريم؟ چه شيوه ای برای ارتباط برقرار کردن دارند که ما نمی دونيم؟ جز اين که من نوعی وبلاگ می نويسم و دلم خوشه مثلا که بلوط يا انار که خودشون خيلی بيشتر از من می دونند، میاند و وبلاگ من رو می خونند!!!! چرا مجله ی خوب "زنان" نمی تونه مثل مجله ی مزخرف "خانواده ی سبز" یا "خانواده" ( اگر اسم هاش رو درست نوشته باشم) توی اين قشر از زنان که کم هم نيستند ، جای خودش روباز کنه؟ و يه عالمه چرای که ديگه که بايد بگرديم و پيداش کنيم. شايد بهتره ادبيات گفتاريمون رو عوض کنيم، از خانه های خودمون شروع کنيم، به جای مهمانی های مزخرف هر کدوممون گاه گاهی ديگران رو به دور خودمون جمع کنيم و به زبان ساده از دلمشغولی های زنان بگيم و دنبال راهکار بگرديم، وبلاگ های خوبی رو که به زبان ساده می نويسند پرينت کنيم و توی مهمونی ها و دور هم جمع شدن ها بديم دست خاله و دخترعمو و عمه که بخونند و نظر بدند و و و من معتقد به اين نوع حرکتم. اگر بتونم فقط يک نفر رو به حق خودش اول به عنوان انسان ، دوم به عنوان زن آشنا کنم، اون روز به خودم می بالم .
* گوشزد عزيز بحث جالبی رو که تا حدی شبيه بحث تو و انار بود تو پست قبلی اش شروع کرده و فکر می کنم خالی از لطف نباشه اگر سری بزنی و کامنت ها و خود پست رو بخونی. قربانت و شاد باشی عزيزم
نازخاتون
June 20, 2006 12:24 AM
man file pdf esh ro daram age bedardet mikhore ?too site ghafase.com
لوا: صدف جون ممنون. گشتم اما پیداش نکردم. یعنی پولکی اش بود. :)
sadaf
June 20, 2006 3:16 AM
تا جايی که می دانم هيچ يک از ترجمه های فارسی اين کتاب، چندان معتبر نيستند و ترجمه های خوبی ندارند. بهتر است تا زمانی که يک مترجم درست و حسابی کتاب را ترجمه کند، همان نسخه انگلیسی اش را هديه بدهی!
hamidreza
June 20, 2006 5:00 AM
سلام لوا جان.من هن همه مطالبت را میخوانم گرچه دیر به دیر نظر میدم. در مورد زنهای ایرانی کاملا دیدت درسته خیلی محدودیتها مال ماهیت اسلامه و باید با عوض شدن نوع جمهوری عوض بشه. ولی اگر زنها بیان روی خودشون کار کنند با گذر زمان حتی یکسری قوانین جدید را جا میندازند. مثلا الان تو ایران کار کردن زنها کاملا عادیه حتی از نظر مردها. یا مثلا کمتر زنی پیدا میشه که برای بیرون رفتن هر دفعه از شوهرش اجازه بگیره. چون تو این موارد زنها باور کردن که این حقشونه ولی در مورد حق طلاق و .... انگار بین خود زنها هم توافقی نیست البته نسبی میگما خلاصه من فکر میکنم نه نیکول کیدمن نه هیچکس دیگه ای نمیتونه به ما کمک کنه به قول فروغ از آینه بپرس نام نجات دهنده ات را.
شهره
June 20, 2006 5:45 AM
البته وجود سازمانهای بازرس که قدرت اجرایی داشته باشند برای حل بعضی موارد خاص مثل بازداشتها و ... لازمه ولی به نظر نمیاد کسی از سازمان ملل حساب ببره مخصوصا این حکومت!منتظر جمعبندی نظرات و پیشنهاد راه حل هستم. اگر شدنی بود حتما کمکت میکنم!!! این تقسیم کار به شیوه ایرانیه!!!
شهره
June 20, 2006 5:50 AM
ببین، من ورژن پی دی افش رو دارم ترجمه اش هم خیلی خوبه، اگه خواستی ایمیل بزن بهم تا 4-5 روز دیگه برات می فرستم:)
لوا: مرسی . پیداش کردم . همون پی دی اف رو . باز هم ممنون ولی.
elise
June 20, 2006 10:37 PM