
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
[نونجيم]
[توکای مقدس]
[یک پنجره]
[هفتان]
[پينکفلويديش]
[شمال از شمال غربي]
[قصه های عامه پسند]
[حاجی واشنگتن]
[آلوچه خانم]
[نیم نگاه]
[يک پزشک]
[جمهور]
[سرزمین رویایی]
[پویا]
[کولیان کنار آتش]
[عصیان]
[کیوان خان]
[زنانهها]
[مریم گلی]
[میرزا پیکوفسکی]
[یک آقایی به سبک قدیمی]
[سولوژون]
[الیزه]
کمانگیر
آزاده عصاران
بایرامعلی خان
خانمی از برکلی
منصور نصیری
35 درجه
نازخاتون
آنسوی دیوار
کرم دندون
پرنده خارزار
خسرو نقیبی
آزاد نویس
يک ليوان چای داغ
کیبرد آزاد
آشپز باشی
حقوقدان پاریسی
شنا در شنزار
تمشک
خوابگرد
باغ بی برگی
از اون بالا
شرح
پستچی همیشه دوباره زنگ میزند.
یادداشتهای تنهایی
مسیح
منیرو
اميد معماريان
کتابهای عامهپسند
کافه رادیو
روزهای ابری من
آق بهمن
اعلی حضرت حاج آقا
کلاشنیکف دیجیتال
بابونه
ارزيابی شتابزده
زن نوشت
رها
آهو نمیشوی به اين جست و خيز، گوسِپند
برون کا
کتابلاگ
حرفه: خبرنگار
سيبيل طلا
آسيه امينی
کسوف
صبا بیقرار
ندا دهقانی
کوروش علیانی
سوسکی
من و بيلی
پیاده رو
ایرانی آیرونیک
سایه
غلاف تمام فلزی
قمار عاشقانه
راز
سر هرمس مارانا
رادیو سیتی
گیله مرد
شراگیم
سخن
هنوز
پرژن کارتونز
زیتون
ساعت شنی
خورشيد خانوم
غربتستان
تادانه
بارانه
نسرین
ملا حسنی
آذرستان
خواب زمستانی
روزها
از زندگی
جیرجیرک
کافه ناصری
سورئالیست
پرنسس
نازلی دختر آیدین
محمود فرجامی
حرف حساب
بی بی گل
مکالمات ذهنی
نارنج
سیبستان
ماست
سلمان جریری
تنها چند واژه
روز بر می آید
امشاسپندان
دفتر بی مخاطب
خانوم حنا
راننده ترن.
ماه شب اول
لگو ماهی
قاصدک*
دست نوشته ها
ساز مخالف
صدای ما را از فارگو می شنويد
علی تکزاسی
گلنسا
پرگلک
ژرفا
پناهندگی
امید آقا
نرگس
دلتنگستان
دفترچه ی ممنوع
افکار
در امریکا
نقطه
نیستان
جوانه
استعداد درک نشده
ژرف
هزار تو
کوزه
همه طرف غیر از روبرو
بوی تلخ قهوه
الپر
فرنگوپوليس
زنستان
چرا نگاه نکردم؟
بابک غفوری آذر
جامعه شناسي ايران
مسرت میر ابراهیمی
پارسانوشت
یک احسان
آلیس در شگفتزار
پیام
همشهری کوهنورد
بازگشت ابدی
مریم میرزا
لولوی پشت شیشه ها
by BlogRolling
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« یه روز چندش آور
صفحه اصلی
این خانه از کجا ویرانست؟ »
یه حرکت که نه, اما یه درخواست...
این یه بحث جدی هست که چند وقتی که وقتی واسه نوشتن نداشتم تمام ذهن من رو به خودش مشغول کرده بود و همچنان مشغول نگه داشته.
یه هفته قبل از تجمع دوشنبه زنان در هفت تیر بود که انار یه پیشنهاد جالب داد مبنی بر جلب توجه مجامع حقوق بشر به مسایل زنان ایران. انار با یونیفم شروع کرد و به نظر من پیشنهاد فوق العاده جالبی بود. بهش هم لینک دادم با تیتر مطلبی که باز هم به ذهن من نرسیده بود.
یه سری مکاتبات بین من و انار انجام شد و یه سری اختلات کردیم. ایده خام بود و با هر کلمه یه مطلب تازه به نظرمون میرسید و یه بخش از کل جریان. بعد از اولین صحبتی که خیلی هم خام بود و باهم داشتیم یه ذره به خودمون وقت دادیم که راجع به جزییات یا راه حل های عملی فکر کنیم و با چهار نفر آدم با تجربه تر هم که میشناسیم مشورت کنیم.
اما حداقل برای من یه قدم جلو رفتن دیدن مشکلاتی بود که تو اون فکر خام در نظر نگرفته بودم.
زنان ایرانی یعنی کی؟ یعنی همه زنهای ایران؟
زنان ایران چی میخوان؟ آيا اهم خواسته هاشون اینهایی هست که تو متن اولین بیانه تجمع اومده؟
این قوانینی که باهاش قراره مقابله بشه از کجا اومدن؟ قانون اساسی؟
قانون اساسی از کجا گرفته شده؟ خبرگان؟ فقه اسلامی؟
آیا جنبش زنان ایران میخواد در یک کشوری که قانونش بر اساس فقه اسلامی هست قانون رو عوض کنه؟
آیا قران قابل عوض شدن هست؟
آیا امکان داره که فقهی که قانون باید از زیر دست اون رد بشه متن قران رو زیر پا بذاره و با صیغه کردن زنان مخالفت کنه؟
آیا این فقیه سوره نسا رو نادیده میگیرده و دیه زن و مرد یا شهادت زن و مرد رو با هم برابر میکنه؟
لطفا اشتباه برداشت نشه. من قصد توهین به مذهب هیچکس رو ندارم. اما واقعیتی هست که باید دیده بشه. هر چند از همه جا قصد انکارش هست. هر چند تلخه اما واقعیت اینی هست که هست.
آیا زنان ایران خواهان تغییر قانون اساسی مملکت که بر اساس اسلام نوشته شده هستن و یه الگوی جدید براش میخوان؟ اونوقت میگن حرکت ما سیاسی نیست؟
آیا تغییر قانون یه مسله سیاسی نیست؟ قبول که نتیجه اش یه پیشرفت اجتماعی هست اما خود حرکت چطور میتونه اسم سیاسی نگیره تو مملکتی که سوسکهاش هم سیاسی هستن؟
من با نیلدا ( مسول خونه امن خواهرم که رابطه خوبی هم با مدیا داره) حرف زدم. اولین حرفش این بود. چی میخواهید. گفتم جلب توجه مجامع جهانی به مسایل زنان ایران.
سوت کشید. جدی میگم. بعد هم با لبخند گفت. ساچ ا بیگ استپ ! بعد هم کلی باهم خرف زدیم که حالا این مشکلات زنان ایران چی هست و از کجا اومده. وضعیت آماری زنان قربانی این قوانین چی هست؟ و اصلا چند درصد زنان خواهان تغییر هستن؟
من هیچ جوابی برای نود و نه درصد سوالهای منطقی اش نداشتم. آخرش هم بهم گفت که فکر نمیکینی به جایی این بیگ استپ یه کار فایده دار عملی بکنی. کاری که مطمن باشی همه زنان خودشون هم بخوان.
باز با انار حرف زدم. نظرش این بود که تو ایران فقیه هایی هستن که با دادن یه سری حقوق به زنان موافق هستن. یه لینکهایی هم واسم فرستاد. بحث ادامه داشت تا اینکه تجمع دوشنبه اون شکلی شد.
من این روزها به قدری درگیر هستم که واقعا وقتی واسه بررسی همه مطالب فارسی و انگلیسی ندارم. اما تا جایی که از بحث های سیما و انار و نازلی و یه ذره هم عقل خودم دستگیرم شده اینه که حرف یه آدمی مثل فرح پهلوی تو این ور دنیا میتونه ب....به همه یه حرکت. به اینکه حالا کیا این جریان رو میدونستن یا نه و چرا کاری کرده نشد و خبر رسانی و اصلا مدیریت این تجمع با کی بود کاری ندارم.
من هنوز ذهنم درگیر برنامه خودمون بود. فرض کنیم این پروژه ما گرفت و اصلا ما صدد ر صد موفق شدیم و فردا خود نیکل کیدمن واسه هشت مارس اومد ایران. این وضع جنبش زنان رو بد تر نمیکنه؟ اگه فردا یه روزنامه معتبر یا یه سازمانی بیاد راجع به این وضعیتها و قوانین نظر بده دوستان همفکر تو ایران متهم به مخالفت با اسلام و بعد هم لابد بر اندازی نمیشن؟
همه این حرفها به کنار آیا ما اصلا اجازه داریم از این سر دنیا کاری رو که به نظر خودمون تو یه کشور بگیریم آزاد ـ قبول کنید که از ایران دیگه آزاد تره - انجام بدیم و اونور با تمام زندگی یه نفر بازی کنیم؟ اقرار نمیکنم چون میدونم چی به سر اونهایی میاد که با همچین اتهاماتی به گیر وزارت اطلاعات میافتن.
آیا منی که دیگه حاضر نیستم به سرزمین گل و بلبل برگردم اصلا حق ادعای مشارکت دارم یا نه؟ ( منظورم باز فقط خودمه و نه بقیه) آیا حرکتی که به نظر من مثبت هست اونجا هم مثبت و درست به نظر میرسه یا نه؟
اینها سوالهایی هست که من به جوابشون احتیاج دارم. کاری هست که قابل انجام شدن هست. حتی اگه سخت و حتی اگه طولانی مدت. شاید بشه پنج سال دیگه اثرش رو دید اما قابل انجام شدن هست به شرطی که در درست بودنش شکی نباشه.
میدونم که انار دنبال کار تماس با دفتر سازمان ملل تو تهران و پرسش در مورد راه اندازی یونیفم تو ایران هست که به نظر من به شدت قابل تحسینه.
کسایی هستن که میدونم خارج از ایران جدایی تمام مسایل سیاسی دغدقه مسایل زنان ایران رو دارن. و میدونم که اگه همچین حرکتی بخواد شکل بگیره کمک های بزرگی هستن. اما هنوز سوالهای اساسی بیجواب مونده.
خیلی سعی کردم یه روال منطقی واسه این سوالها پیدا کنم و اونها رو اینجا مطرح کنم. با اونکه این وبلاگ خواننده هاش به روزی پونصد تا در روز هم نمیرسه و نود درصدشون هم با جستجوی سکس و مامان و برهنه به اینجا میرسن, اما واقعا اگه نظر یا نقدی دارین لطفا کنین دریغ نکنید. ایمیل من که این بغل هست و انار هم منتظر جوابتون میونه.
۱. آیا شروع این حرکت که اسمش رو میذاریم جلب توجه مجامع بین اللملی به مسایل زنان ایران الان کار درستی هست یا نه؟ کار درست رو هم کاری تعریف کنیم که فایده اش از ضررش بیشتر باشه.
۲. فرض کنیم که این کار درسته و قراره انجام بشه, نظرتون جلب توجه راجع به چه مسایلی هست؟ مشکلات اصلی چیا هستن؟ آیا هیچ مبنای آماری برای این درخواستها وجود داره؟ آیا اصلا میدونیم که چند درصد زنان ایران خواهان این تغییرات هستن؟
۳. آیا اگر هم مشکلات شناخته شد حداقل یه مسیر عملی برای رسیدن بهش وجود داره یا نه؟
۴. این سوال رو مخصوصا از خواننده هایی که تو ایران هستن میپرسم. آیا شما به کسی که خارج از ایران هست حق میدید برای این جریان یه کار این مدلی بکنه یا نه؟ آیا کسی که خارج از ایران هست میتونه درک صحیحی از جامعه زنان ایران , مشکلاتشون یا راهکاری برای حلشون داشته باشه؟
۵. راه حل هایی عملی برای ارائه به نظرتون میرسه؟ چیزی که بشه نشونش داد. من با تجمع مخالف نیستم. اما چند درصد از زنان ایران از این جریان خبر داشتن ؟ آیا روشی برای زیر سازی فرهنگی بهتر نیست؟ ( چقدر از این مدل کلی حرف زدن بدم میاد اما نصفه شبی هیچ لغت دیگه هم به ذهنم نمیرسه)
دیگه هم اینکه لطفا هرچه دلتون میخواد با نام و بی نام بگین. شاید به جایی رسیدیم. شاید که نه. حتما میرسیم.
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
متاسفانه من كمي قبل يا كمي در از ميدان هفت تير رد شدم و كمي آنطرفتر و نه خيلي بيشتر در حد يك خيابان پايينتر زناني در پارك هنرمندان هيچ خبري از ازادي و عدالت طلبي همنوعانشان نداشتند زندگي مسالمت اميزي داشتند. فكر ميكنم ايده بدهيد زنان ايراني را در ابتدا اگاه كنند و بدانند درو برشان چه خبر است بهتر است و مرحله ي بعدي خارج از ايران باشد. گرچه بيروني شود به نفع بازداشت شده هاست ولي خب تا همين چند نفر كه ميگويند صدهزار نف راصلن چباشند زن ايراني صد هزار نفر است و نه سي ميليون نفر!!!
شب نويس
June 14, 2006 11:48 PM
می دونی لوا جان من هر چی فکر می کنم می بینم نمیشه یه کله گنده از بیرون بیاد و یه کاری برای زنای ایران بکنه.این حرکت و جنبش شاید بتونه انرژی و ایده از خارج مرزها بگیره اما خود زنای ایرانی هستن که باید بخوان و برای رسیدن به آرمانهاشون تلاش کنن. من فکر می کنم اگه نیکول کیدمن حمایت کنه از جنبش زنان ایران وضع بدتر می شه.اول ولنگاری خانم رو در ایفای نقش های هالیوودی توصیف می کنن و بعد از همین مسئله برای غیر موجه جلوه دادن حرکت زنان ایران استفاده می شه.همونطوری که گفتی خیلی از قوانین ضد زن از توی قران اومده یا برداشتهای مغرضانه ای از برخی آیات بوده.باید توسط کسانی که احاطه کامل به این حیطه دارن، تعاریف جدیدی ارائه بشه. البته این نظر منه و شاید اشتباه می کنم.باید دید بقیه چی فکر می کنن...
مریم
June 15, 2006 03:33 AM
Salaam, man moteassefaane Farsisaaz dar dastres nadaaram pas finglish minevisam.
Dar morede soaale avval ghaateaane migam ke moassere va kheily ham moassere. Masaael too mamlekate ma moteassefaane ta ba boogh va karnaa hamraah nabashan shenide nemishan!!
Moshkele besyar bozorg ine ke kheily az zanaa in moshkelaat ro daashtan ya daaran. Vali ya be dalile kam daaneshi ya kam savaadi ya hamoon moshkele hamishegie khejalat keshidan az inke baghie bedoonan too zendegie man che khabare, hichvaght borooz nemidan ya az kasi komak nemigiran. Tashkile NGO dar in zamine(ke ba ghavaanine emrooz emkan pazire) mitoone forsati bashe baraye zanaani ke motaaleaate bishtari dar in zamine dashtan va hala ba dorost kardane ye jaie baraye jalbe zanaane laayehaye paaintare jamee in motaalebat ro be hame rosookh bedan na faghat tooye gheshre roshanfekr va daneshjoo.
Toolaani shod!!
Tooska
June 15, 2006 06:49 AM
لوا جان سلام عزیزم :) خیلی خیلی ممنونم بابت تبریک تولد. خیلی لطف کردی. تولد عید خودت هم سه چارک :)
ژرفا
June 15, 2006 07:53 AM
سخني با روشنفکران
کشورهاي استعمارگر براي به غارت بردن منابع طبيعي و انساني کشورهاي استعمار شده از سه عامل استفاده ميکنند:
۱-نيروي نظامي که بااستفاده از آن کشور هاي ديگر را اشغال ميکنند و مالک جان و مال و هستي کشور اشغال شده ميشوندو هرچه ميخواهند ميکنند.
۲- مبلغان مذهبي يا همان مسيونر هاي مسيحي که با ظاهري انسان دوستانه به کشورهاي ديگر وارد ميشدند و زمينه را براي بدست گرفتن حکومت آماده ميکردند. بهترين تعريف را در اين مورد رئيس جمهور فقيد کنيا بدست داده است . او ميگويد؛ وقتي که مسيونرهاي سفيد پوست مسيحي به کشور ما آمدند ما سياهپوستان مالک زمينها بوديم و آنها کتاب مقدس را داشتند. آنها به ما ياد دادند که چشمان خود را ببنديم و دعا بخوانيم . وقتي ما چشمان خود را باز کرديم ديديم که ما کتاب مقدس را داريم و آنها مالک زمينها هستند.
۳- دولتهاي دست نشانده که نوکر گوش بفرمان دولتهاي استعمارگر هستند و از تمام امکانات براي حفظ منافع استعمار گران استفاده ميکنند. در اين زمينه روشنفکران نيز بعنوان سفيران فرهنگي استعمارگران عمل ميکنندو تلاش دارند که با گسترش معيارهاي فرهنگي و هنري کشورهاي استعمارگر به تخريب اعتماد بنفس ملي کمک کنند. بطوريکه هرگونه روحيه مقاومت را در مردم از بين ببرند و اين چنين وانمود کنند که دولت و مردم کشورهاي استعمارگر انسانهايي برتر هستند و هدف و نيتي به جز خيرخو اهي و سعادت مردم کشورهاي مستعمره ندارندو اين مردم کشورهاي مستعمره هستند که لياقت و شعور ندارند که اين مسئله را درک کنند و بعضي مواقع با نمک نشناسي دست استعمار گران را گاز ميگيرند و به عبارت ساده تر تلاش دارند که ثابت کنند برخلاف باور عوام ؛ گربه ها براي رضايت خدا موش ميگيرند.
شروع روشنفکري در ايران را همواره همزمان با آشنايي ايران با اروپا يا به عبارتي غرب اعلام ميکنند که اين يک نکته زيرکانه است زيرا با اين حساب در شرق و ايران تاريک فکري برقرار بوده و انسانهايي که در اين سرزمين زندگي ميکرده اند هيچگونه استعداد و تواني نداشته اند که خود بتوانند به روشنايي فکري دست يابند و بايد از غرب ياد ميگرفتند. واژه منورالفکر يا بعد ها روشنفکر نيز مفهومي خود خواهانه دارد و بدين معني است که اکثريت مردم يا بقول روشنفکران مردم عوام تاريک فکر هستند و درک درستي ندارند و بايد با گوش دادن به اين روشنفکران ارشاد شوند.
زماني که کشورهاي استعمارگر اروپايي با کمک مسيونرهاي مذهبي و نيروي نظامي خود دست به استعمار کشورهاي آسيايي و آفريقايي زدند و به سرعت مشغول غارت منابع آنها شدند تمام اين کشورها داراي اقتصاد: فرهنگ ؛ روش زندگي مخصوص به خود بودند که با اقتصاد؛ فرهنگ و روش زندگي استعمار گران متفاوت بود. دقت کنيد متفاوت بود نه عقب مانده . زيرا اين صفت عقب مانده و پيشرفته توسط استعمارگران تعريف شده است و بر اساس آن است که استعمارگران خود و هر چه که مربوط به خودشان بود را پيشرفته و ديگران را و هر چه به آنها تعلق داشت را عقب مانده ميدانند همان گونه که اروپا را مرکز دنيا ميدانند و بنا بر اين مناطق ديگر جهان از نظر جغرافيايي را نسبت به فاصله از اروپا مي سنجند و آنها را خاور ميانه : خاور نزديک و خاور دور مينامند. اين باور به پيشرفته و توسعه يافته بودن موجب ميشود که خود را ارباب و اقاي دنيا حساب کنندو با وجداني آسوده به غارت از کشورهاي استعمار شده ادامه دهند. همان کاري که سفيد پوستان اروپايي مهاجر به آمريکا با سرخپوستان ساکن اين کشور کردند. آنها نيز تفاوت مذهب : فرهنگ و روش زندگي سرخپوستان با خود را وحشي گري وتوحش ناميدندو با خيال راحت نسل سرخپوستان را ازروي زمين برداشتند.
روشنفکران محلي که عموما تحصيل کرده غرب بودند و تکنولوژي و دانش غرب براي آنها معبود و منتهاي همه چيز بود و در نتيجه به غربيان به چشم از ما بهتران نگاه ميکنند اين انديشه را در بين مردم کشورهاي خود گسترش ميدادند که غربيان باهوش تر و انسان تر از آنها هستند و بنابر اين بايد به حرفهاي آنها گوش د اد و برنامه هاي پيشنهادي آنها را اجرا کرد . معيار پيشرفت وتوسعه نيز از نظر روشنفکران اين بود که کشورشان شبيه کشورهاي اروپايي شود. همواره رفاه نسبي موجود در کشورهاي استعمار گر را به رخ کشورهاي استعمار شده ميکشند و فراموش ميکنند که قسمت عمده اين رفاه در اثر غارت منابع وخرابي و ويراني کشورهاي استعمار شده تامين ميگردد. براي يک لحظه هم که شده به اين سوال فکر کنيد که چند درصد از مصرف مردم کشورهاي استعمار گر توسط منابع طبيعي و انساني همان کشورها توليد ميشود؟ اگر غارت منابع طبيعي و انساني کشورهاي استعمارشده نبود آيا باز هم مردم کشورهاي استعمار گر ميتوانستند سطح رفاه و مصرف فعلي را داشته باشند؟ چون روز روشن است که رفاه موجود در کشورهاي استعمارگر به قيمت غارت و ويراني کشورهاي استعمار شده تامين ميگردد.
اولين قدم براي انکه روشنفکر بود اين است که با توده مردم يا بقولي عوام متفاوت بود
براي اين منظور روشنفکران ابتدا تلاش ميکنند که نوع لباس و آرايش سر و صورتشان با مردم عادي کاملا متقاوت باشدو از ان مهمتر اينکه با زباني به غير از زبان رايج و قابل درک براي عوام سخن بگويند. همواره از لغات انگليسي يا قرانسه در نوشته ها و گفتارشان استفاده کنند. بجاي چاي حتما قهوه بنوشند و بجاي ديزي ختما شاتوبريان نوش جان کنند. مذهب و فرهنگ و ناريخ و آداب و رسوم و هنر موري پسند مردم عادي را مسخره کنند و هر چيز که از عرب مي ايد را تحويل بگيرند و تبليغ کنند و تاييد کنند. هر چيز محلي و بومي که مورد تاييد عربيان باشد را تاييد کنند. سالها روشنفکران ايراني طب سنتي و داروهاي گياهي را به مشخره ميگرفتند و فقط و فقط از معجزات دارو هاي ساخت کشورهاي استعمارگر تعريغ ميکردند. حال چند سالي است که در کشورهاي استعمارگر استقاده از داروهاي گياهي رواج يافته است در نتيجه روشنفکران نيز بجاي قهوه دم کرده بابونه يا گل گاوزبان مي نوشند.باز هم فقص به اين دليل که در حال حاضر غربيان چنين ميگويند.
Kamran Sepehri
June 15, 2006 08:56 AM
سلام،
۱) کار غلط که نه... اما به نظر من در اين مرحله فايدهء چندانی نداره، به خصوص که به قول خودت ممکنه برای اونهايی که در ايران فعال هستند دردسرساز باشه. مگه اينکه يه عده در خارج بيان يه فعاليت کاملاً جدا شروع کنند و کوچکترين رابطهای با داخل کشور نداشته باشند که اون موقع هم باز سؤاله که اين کار به چه درد ميخوره.
۲. خوب خواستهها و موارد نقض حقوق زنان که کمابيش مشخص هستند. مبنای آماری هم که چه عرض کنم. چه انتظاری داری؟ فکر ميکنی اگه يه مؤسسهء آمار بره از زنها بپرسه آيا فکر ميکنيد که حقوق مدنيتون زير پا گذاشته ميشن و نتايج رو منتشر کنه، چه بلايی سر مسئولينش مياد؟ مگه نظرخواهی دربارهء رابطه با آمريکا رو يادت رفته؟ نچ، نميدونيم چند درصد هستند، و تصور من اينه که درصدشون خيلی کمه. چون اغلب به خاطر شرايط اجتماعی و سياسی و تربيت غلط اصلاً به حقوق خودشون واقف نيستند. شنيدی که ميگن بردههای راضی بزرگترين دشمنان آزادی هستند؟
۳. نچ. همونطور که خودت خيلی قشنگ توضيح دادی، برای رسيدن به اين خواستهها بايد نص صريح قرآن رو زير پا گذاشت که فقط با عوض شدن حکومت عمليه. متأسفانه واقعيت همينه. اما تا آدم همچين حرفی بزنه، به خصوص اگه ساکن خارج باشه، همه کلهاش رو ميخوان درجا بکنن، اينه که بهتره بين خودمون بمونه ؛)
۴. خوب من که خارج زندگی ميکنم، اما فضولی ميکنم و جواب ميدم نه. بعد از هيفده هيجده سال دوری از ايران ديگه عمق فاجعه رو نميتونم درک کنم و اگه وبلاگها و وبسايتها نبودند تا همين حد هم نميدونستم. فکر ميکنم کسان ديگه در شرايط من وضع مشابهی دارند، مگه اينکه تازه از کشور خارج شده باشند.
۵. رجوع شود به پاسخ سوم. هر فعاليت علنی و تجمع بايد به بنبست حکومت بخوره، که ميخوره. به همين دليل که تعداد فعالان خيلی کمه، راحت ميشه سرکوبشون کرد. مسلمه که دل من هم از خوندن اخبار کتک خوردن و بازداشت خانمها در تجمعها خيلی به درد مياد، اما حس ميکنم فقط ميرن راهپيمايی که يه بلايی سرشون بياد و بعد هم به رفتار وحشيانهء مأمورين اعتراض کنند. آخه تعجب نداره که. مگه ميشه انتظار ديگهای داشت؟ نه اين که بخوام ذرهای شجاعت و صلابتشون رو نفی کنم، اما به نظر من همون زيرسازی فرهنگی که خودت ميگی، يعنی بحث کردن، اطلاع دادن، روشن کردن ذهن مردم از زن و مرد (رجوع شود به پاسخ دوم) ميتونه در درازمدت تأثير خيلی ريشهايتری داشته باشه.
پانتهآ
June 16, 2006 08:42 PM
تلاشت قابل تحسین ِ
همین که اون ور دنیا نشستی و هنوز فکرت اینجاست
اما به نظر من حمایت گرفتن از خارجی ها هر چند که کار خوبیه اما در اولویت نیست
اولویت آگاهی دادن به جامعه ی ایران ِ
متاسفانه قشری که از بی عدالتی های مستتر در قوانین آگاهند بسیار بسیار کم و محدودند
مانا
June 17, 2006 04:31 AM
عزیزم دست رو نکته ی خیلی جالبی گذاشتی و ایده ات عالیه، جواب سوالاتو یکی یکی می دم، البته اینا نظر شخصی منه و در حد سواد و مطالعه اندک خودم و امکانش هست که غلط باشه و هیچ اصراری روی درست بودنش ندارم.
1 - جلب توجه مجامع بین المللی به مسائل زنان ایران الان و توی این موقعیت، شاید بیشترین کاری باشه که می شه انجام داد. ببین ما یه تجمع مسالمت آمیز می خواهیم راه بندازیم پدرمون رو در می آرن،با خیال راحت هم این کارو می کنن، چون خیالشون جمعه که مجامع بین المللی که هیچی سه تا خیابون پایین ترم نمی دونن که اینا دارن چیکار می کنن. روز تجمع هرجایی که مردم حضور داشتن، به رفتار پلیس واکنش نشون می دادن و اعتراض می کردن و اون ها هم نه این که نزنن، ولی خوب یه ذره سعی می کردن جلوی مردم مراعات کنن. اگه بدونن که برخوردهاشون زیر نگاه های مردم و جامعه بین المللی هست جرات نمی کنن این طوری رفتار کنن و یه ذره اقلا سعی می کنن نرمش نشون بدن. تازه فشارهای بین المللی ای که در زمینه حقوق بشر روی ایران هست برای حقوق زنان تشدید می شه و بالاخره نتیجه اش صفر که نخواهد بود.
2 - ببین الان صرفا با تاکید روی جنبه منطقی و انسانی و حقوق بشری خواسته های جنبش زنان ایران هست که می شه توی جامعه جهانی مطرحشون کرد چون که اگر از نظر تعدادی و درصد جمعیت نگاه کنیم، خیلی بدیهی و منطقیه که دولت به حرفها و خواسته های ما محل نذاره چون زنان آگاه به حقوق خودشون در ایران، خیلی خیلی خوش بینانه حساب کنی 20 درصد جمعیت زنان هم نیستن. حالا حدودا می شه روی 5 درصد از مردها هم حساب کرد که اینا روی هم می شه 25 درصد جمعیت، بقیه اصلا هیچ ایده ای ندارن که حقوق زن چیه و آیا از زن ایرانی حقی ضایع شده و اصلا احساس نارضایتی نمی کنن از این موضوع و اگر هم بکنن، هیچ تصوری از مبارزه برای احقاق این حق و تغییر وضعیت ندارن، یعنی به عنوان یه امر اجباری بدیهی پذیرفتنش. پس فقط با تاکید روی این که خواسته های جنبش زنان منطقی و انسانی و ناظر به حقوق بشر هست می شه اونها رو مطرح کرد، و البته باید ضمنش تلاش کرد درصد بیشتری از جامعه به این مسائل آگاهی پیدا کنن.
مشکلات اصلی روشنه: در درجه اول نابرابری های قانونی و این که کلا قانونگذار زن رو از سهم مساوی در حقوق و انسانیت با مرد محروم کرده ( مصادیقش زیاده از قوانین مدنی و طلاق و ازدواج و ارث و شهادت و حضانت و ولایت بچه بگیر تا قوانین جزایی و دیه و سن کیفری و الخ ... ) درجه دوم نابرابری آموزشی و بعد نابرابری در بازار کار و حقوق در برابر کار معین. مخصوصا باید به مشکلات زنان کارگر توجه کرد که از ستم مضاعف طبقاتی و جنسیتی رنج می برن. حالا نگرش مردسالار جامعه که قرن ها طول می کشه تا عوض بشه بماند..
3 - مسیر عملی برای رفع این تبعیض ها اول از همه افزایش آگاهی اقشار عام جامعه و نه فقط طبقه ی روشنفکر و دانشجو و فعال امور زنان و طبقه متوسط و ... هستش چون اگه جامعه و خود زن ها برای خودشون حقی رو قائل نباشن حتی دادن اون حق توسط قانون بهشون هم هیچ مشکلی رو حل نمی کنه ( مثلا همین الان با حربه های قانونی می شه تا حدودی از خشونت خانگی علیه زنان جلوگیری کرد ولی زن سنتی که کتک خوردن از شوهرشو طبیعی می دونه کی می ره دادگاه شکایت کنه از این موضوع؟!) آگاهی به حقوق زن باید در جامعه ترویج بشه و مخصوصا بین اقشار پایین. قدم بعدی اینه که دولت رفع نابرابری های قانونی رو بپذیره. به نظر من برخلاف تصور خیلی ها پذیرش این موضوع از طرف دولت اونقدر ها هم بعید نیست فقط احتیاج به کار فرهنگی داره برای این که درصد زیادی از جامعه خواهان این موضوع باشن، و هم چنین احتیاج به زمان داره. اگه خیلی خیلی خوب کار کنیم شاید بتونیم برای 20 سال دیگه امیدوار باشیم تلاش هامون نتیجه بده
( فراموش نکنیم با وجودی که رای خواهی زنهای آمریکا منافاتی با مذهب رسمی کشورشون و احساسات و عقاید عمومی نداشت و دولتشون هم این قدر مستبد و دگم نبود و تلاشهاشون کاملا جدی و مستمر، حدود 70 سال طول کشید تا به نتیجه برسه ) پذیرش این اصلاحات قانونی اون قدرها هم اصول نظام رو زیر سوال نمی بره فقط احتیاج به تفسیرهای موافق چند فقیه و مجتهد داره که عدم تضادش رو با اصول اسلام حاضر باشن تایید کنن ( می دونم خوش بینانه است ولی خوب این چیزیه که ما بهش احتیاج داریم)
4 - ببین همه ی ایرانی های مقیم خارج یه زمانی توی ایران بوده ن، اینجا زندگی کرده ن و سختی های این جامعه رو تجربه کردن. اتفاقا برای شخص من این که تویی که توی یه محیط امن با حقوق برابر و تامین شده زندگی میکنی، و میتونی عوض این کارا بری با دل راحت از آزادیهایی که ما خوابشم نمی بینیم لذت ببری، داری با ماها که این مشکلات رو تجربه می کنیم همدردی می کنی و از این همه فاصله به مسائل ما توجه نشون می دی و دلت می خواد یه کمکی بکنی خیلی ارزشمندتر از کمک یه فرد داخلیه چون مشکلات ما مشکل عملی اون هست و مشکل عملی تو نیست، اما تو باز هم برای حلش تلاش می کنی. فقط کافیه که ایرانیهای مقیم خارج توی تعیین خط مشی یا راه حل یا هرچی سعی کنن بیرون گود بودن خودشون توی موضعشون تاثیر منفی نذاره و نظراتشون تبدیل به بیرون گود نشستن و لنگش کن گفتن نشه. همین.
5 - تجمع و حرکات اعتراضی این فرمی نه که بی فایده باشه، ولی ما می تونیم انرژی مونو روی کارهای دیگه یی که اثرشون خیلی بیشتر باشه متمرکز کنیم. مثلا همون زیرسازی فرهنگی که گفتی، ببین عملا توی همکلاسیهای دانشگاه من از 60 تا دختر دو سه تاشون هستن که اصولا می دونن که حقوق زن و تضییع اون توی ایران یعنی چی و به این موضوع علاقه نشون می دن، اون هم وقتی همه شون دانشجوی حقوق هستن!! خوب راه زیرسازی فرهنگی این جا می تونه این باشه که مثلا شخص خود من هفته ای یک نفر از اینا رو دعوت کنم باهاش صحبت کنم بدون هیچ توقعی و هیچ انتظاری و هیچی فقط براش روشن کنم که حقوق زن و نابرابری حقوقی در ایران یعنی چی و مبارزه باهاش از چه راه هایی امکان داره و چه تلاشهایی برای این کار داره صورت می گیره، همین و بس، هدف کوتاه مدتم هم این باشه که مثلا هشت مارس سال بعد اگه اون دختر اتفاقی از توی خیابون رد شد و تجمع گرامیداشت هشت مارس رو دید یادش بیاد که اهان امروز فلان روزه و اینا اصلا واسه چی اینجا هستن و نگه "چه بیکارایی" یا هر عکس العمل منفی دیگه ای، حداقل توی ذهنش نسبت به حرکت ما مثبت یا بی طرف باشه. این روند اگه ادامه پیدا کنه اون آدم ظرف چند سال و با بالا رفتن آگاهیش اگه از جنبش حقوق زنان حمایت نکنه حداقل دیگه تفکر مردسالار نداره یا اینکه ارزشهای مردسالار درونیش ضعیفتر شده و به سمت انسان سالاری پیش رفته. حالا این فقط یه مثاله ولی راه های زیادی واسه فرهنگ سازی و افزایش اگاهی هست که نظر شخص من اینه که اگه یه ذره به اقشار پایین تر جامعه بکشه بهتره، چون یه جورایی جنبش فمینیستی ایران داره منحصر به طبقه ی دانشجوی بورژوای روشنفکر می شه( نه جنبش زنان، جنبش زنان ایران اعم از جنبش فمینیستی ش هستش، زنانی هستن که برای حقوق زن فعالیت می کنن بدون این که بدونن فمینیسم چیه یا این که توی مجامعی که امروز به مجامع فمینستی ایران شناخته شدن رفت و آمد داشته باشن ) مصداقش هم این که حتی توی بیانیه خونده نشده 22 خرداد، اعتراض به قراردادهای موقت کار که عامل اصلی مشکلات زنان کارگر هستن توی بند آخر بیانیه ذکر شده بود.
شرمنده که انقدر طولانی شد!! خوشحال می شم نظرت رو راجع به حرفام بدونم:)
الیزه
June 17, 2006 04:49 AM
اونقد عصبانیم که نمیتونم به این سوالها جواب بدم فقط دلم میخواد فریاد بزنم . مشکل زنهای ایرانی اینه که به جای اینکه 4 تا کتاب دزست حسابی بخونن که بفهمن حق و ناحق کدومه سر خودشون رو با مجلس ختم انعام و ختم قران و نذری دادن گرم میکنن به امید اینکه خدا دلش بسوزه و مشکلاتشون حل بشه و هیچوقت فکر نکردن اگر همین اسلام توی یه کشور درست حسابی بوجود امده بود که بعد به خاطر بی لیاقتیهای ایرانیا به کشورمون رسید الان مجبور نبودیم به خاطر حقوق بدیهیمون بدبختی بکشیم و سرکوب بشیم . هیچوقت فکر نکردن چطور کورکورانه برای کسانی اشک میریزن که ادم حسابشون نکردن و با بی عدالتیها تمام زندگیشون رو سرشار از اضطراب و ترس کردن . متاسفانه باید سراغ فقها رفت شاید بشه با بعضیشون کنار اومد مثل صانعی که لطف کردن سن تکلیف رو از 9 سال به 13 سال ارتقا دادکه البته خیلیا باهاش مخالفن و معتقدن باید زنها از 9 سالگی در بند بودن رو شروع کنن مبادا بد عادت بشن و خوشی بزنه زیر دلشون .
امان از کسانی که دینها رو بوجود اوردن برای بردگی انسانها و امان از کسانی که کورکورانه به بردگی تن میدن .
نگار
June 18, 2006 01:05 PM
سلام ، من گمان ميکنم اول قدم بايد جلب توجه زنان و مردان داخل ايران باشه و نه مجامع جهانی . واقعا چند زن و مرد ايرانی دغدغه شون و مساله شون اين حرفهاست؟ تصادفه کسانی که قربانی اين نوع بی عدالتی هستند ناآگاه ترين هم نسبت به اون هستند. شما اگر تونستید نظر اطنها راجلب کنید نظر مجامع جهانی خودبه خود جلب ميشه.
مردی...
June 18, 2006 01:20 PM
بهت ای-میل میزنم
ملیحه
June 18, 2006 04:14 PM
1- راستشو بخوای منم فکر می کنم جلب توجه مجامع داخلی (و بخصوص زنان) الان خیلی مهمتره. اون روز که از هفت تیر می یومدم توی تاکسی می گفتن چه خبره؟ و بعد خودشون می گفتن معلوم نیست باز ایندفعه برای چی شلوغ کردن و حتی نمی دونستن موضوع راجع به زنانه. ضمن اینکه آگاهی توی زنان خودمون هنوز خیلی کمه و هنوز خیلی ها حتی عمق حقوق پایمال شدشونو درک نمی کنن.یا اینکه ترجیح می دن با این شرایط کنار بیان. راجع به اینکه تجمع درست بود یا نه راستش همین که عکس اون یک خانوم که کتک می زنه دخترارو تو اینترنت پخش می شه مثبته، اما از طرفی آیا هزینه هایی که پرداخت شد رو محاسبه کردیم؟و چقدر تونستیم به آگاهی عمومی کمک کنیم؟ من فکر می کنم این تجمع ها وقتی مفیده که بتونیم تبلیغات زیادی روش داشته باشیم.(نه فقط توی اینترنت). اما با این وضع که حتی روزنامه ای هم در اختیار نداریم...؟
مینا
June 18, 2006 10:24 PM
2- در مجامع داخلی باید روی آگاهی هرچه بیشتر زنان و جامعه نسبت به حقوق پایمال شده کار کنیم (که وقتی مثلاً شروط ساده ازدواج توی جامعه محدود و نسبتاً روشنفکر کاربران اینترنت مطرح می شه این همه واکنش های عجیب غریب در پی اش نباشه!) و حقوق کاملاً بدیهی ای مثل حق طلاق، اشتغال، اصلاح قوانین مربوط به ارث، شهادت، دیه و... رو مطرح کنیم. فکر می کنم این موارد اونقدر بدیهی هستند که در مجامع بین المللی هم اگر مطرح بشن سوال بر انگیز، پررنگ و قابل توجه خواهند بود.
3- مسیر عملی هم فکر می کنم با کمک نیروهای فعال و با یک همفکری جمعی قابل طراحیه، اما چیزی نیست که شخص (مثلاً من) بتونم بهش جواب بدم.
4- از نظر من هر کسی در هر جای دنیا که به مضوع حقوق زنان ایران حساسه می تونه (و در واقع داره اگر نگیم لطف حداقل از خود گذشتگی می کنه، البته به شرط اینکه منافع خاصی متوجهش نباشه) که در این فعالیت شرکت کنه و هر اقدامی که بکنه می تونه برای کل این جنبش مفید باشه. هر کسی که حتی خارج از ایران به این موضوع حساسه و اینقدر اونه پیگیری می کنه که حتی شرکت هم داشته باشه به نوعی حتماً اونقدر هم نسبت به وضعیت زنان در ایران بررسی و دید داره که اگر نگیم اشراف کامل ولی حداقل به طور نسبی از اوضاع خبر داشته باشه.
مينا
June 18, 2006 10:37 PM
من باید بیشتر فکر کنم اما چون ایرانی جماعت اگه بدون فکر حرف نزنه میمیره ((: علی الحساب میگم به نظر من دست کم درباره تجمع ثابت شده که ضررش از سودش بیشتره چون اون چیزی که از دست میره زندگی و روان زنهاییه که تعدادشون زیاد نیست و ما بهشون واسه کارهای مهمتری نیاز داریم و خیلی قدمهای کوچیک و کم سر و صدا اما مهم و فرهنگ ساز می تونند انجام بدن . بجای گذروندن وقت تو زندان و بازجویی و تهدید و هراس و زیر بار خشمی که منجر به روانی فرسوده و افسرده میشه . باور کنید خیلی از زنهای جنبش فمنیسم ایران شرایط روانی مساعد ادامه مسیر رو ندارند . و این تاسفباره . چرا باید توان و انرژی و زنده گی شون به این شکل هدر بره وقتی می تونه مفید موثرتر باشه .
negah
June 19, 2006 03:34 AM
در زماني، راي دادن زنان هم خلاف شرع گفته ميشد اما بالاخره زنان هم حق راي گرفتند و شرع اسيبي نديد
در ميان بسياري از انديشمندان اسلامي در تفسير اين آيهها اختلاف وجود دارد چرا كه بسياري آنها را براساس اتفاق افتاده در آن زمان ميدانند و معتقدند بايد تفسيري با روز براي آن ارائه شود
و هستند كشورهاي اسلامي كه اين مشكل را ندارند مانند مالزي
پس شرع يك مشكل نيست، آن چه به عنوان شرع قلمداد ميشود مقاومتهاي مردمي است كه از تغيير و پيشرفت ميترسند و هرچيزي را به شرع ميبندند
اما يك واقعيت ديگر هم هست و آن عدم آگاهي زنان و مردان است كه حتي تصويب چنين قانونهايي نميتواند مشكلي را حل كند يا بعضا مشكلاتي را سبب شود
1- قدرت و پول فساد ميآورد واين در ميان تمامي حكومتها در تمامي جهان كم و بيش ديده ميشود
مجامع بينالمللي با دو بشكه نفت، همه جيز را فراموش خواهند كرد
با توجه مجامع بينالمللي به جز ايجاد شهرت براي عدهاي، دردي دوا نخواهد شد
2- زنان برخي از مشكلات را حس كردهاند و تقاضاي بهبود دارند اما وقتي به آنها ميگويي كه سرپرستي منزل هم بايد به اشتراك باشد، چپ چپ نگاهت ميكنند
هنوز شناخت دقيقي از خواستههاي بسياري وجود ندارد و درد آنجاست كه به دليل عدم آگاهي بسياري خواسته دقيقشان را نميدانند كه شناختي از آن وجود داشته باشد
3- هنوز حركتي با مطالعه صورت نگرفته كه راه حل عملي موثري هم شناخته شده باشد
4- تا درد نكشيده باشي، خيلي از عمق درد خبردار نخواهي شد
5- حتي اين حركت كه بيشترين بازتاب را داشته در ميان مردم بسياري انعكاسي نيافته
و در شهرستانها كه هيچ اطلاعي از حركتهاي از اين نوع داده نميشود
متاسفانه مديريت درستي وجود ندارد و تجمع هم حداقل همانطور كه تا كنون نشان داده شده، تاثيري نداشته است
لوا: همه حرفات متین. اما من فقط چند سالی هست که از همین دردها فرار کردم پس خیلی از عمق دور نیستم. فکر هم نمیکنم به این زودی اون بدبختیها یادم بره. هنوز هم منتظرم ببینم نظرات بیشتری جمع میشه که بشه یه نتیجه گیری کلی کرد یا نه. ولی به نکته های خوبی اشاره کردی که ممنونم.
نسيم
June 19, 2006 10:14 PM
اين مساله كه مطرح شد خيلي خوب هست.. از نظر من كه زن هستم و تو يكي از شهر هاي جنوب ايران دارم زندگي مي كنم و رنج عظيم زنها را مي بينم حقوق زن ستاندن خيلي مهم هست.. ولي اين كه كيا مي خوان مدافع حقوق زنا باشن و با چه حركتهايي رو اصلا نمي تونم درك كنم .. من به عنوان يه زن اصلا ريخت و قيافه اي كه اين مدافعين حقوق زن برا خودشون درست مي كنن با آن وزك و دوزك و قر و قميش رو قبول ندارم.. رفتار ما بايد در شان فرهنگمون باشه كه ازمون دفاع بشه.. اينجور كه اينا مي پوشن و مي گردن و خودشون درست مي كنن هركي فكر ميكنه منظورشون از حقوق زن اول از همه لخت و پتي كردن زن هست.. ببينيد خانمهاي محترم فمينسيت.. زنهاي ايراني رو كلا در نظر بگيرن نه اونايي كه دورو برتون هستن و سكس و آزادي و اين مسايل فعلا بزرگترين دغدغه شون هست.. بابا شما اگه قانون لخت گشتن رو ميخواين تصويب كنن از حمايت هيچ كس برخوردار نيستين حتا همين زنهاي دهات.. اگه هم حقوق زن به و در راس اون حقوق قانوني اون هست خوب يه رهبري مقبول.. يه تشكيلاتي كه تو تعريف جامعه ما بگنجه رو ترتيب بدين تا حداقل مقبوليت عام داشته باشين ..اگه هم منظورتون فقط خودتون هستين .. كه هيچ.. هر جور راحتين عمل كنين
مهتا
June 20, 2006 02:27 AM
سلام. از وبلاگ انار به اینجا سر زدم.
خیلی برخورد دموکراتیک و منطقی داری به این مساله زنان ایران. مشکل عمده من با کمپینهای فعلی--مثل استادیوم رفتن زنها--اینه که اینها نماینده عموم زنها نیستن. اکثرا مشکلاتشون مشکلات زنان معمولی جامعه نیست.
من اخبار اینها رو پیگیری می کنم و برام مهمه. ولی نوع نگاه من و پیشنهاداتم بیشتر از نوع بهتر کردن آموزش و سطح سواد زنهاست. فکر نمی کنم کارهای نمادین اینطوری خیلی (/اصلا) تاثیر داشته باشه.جز اینکه یه سری تنشها و حساسیتها رو زیاد می کنه.
ته دلم هم به کسانی که در صدر این قضایا هستن اعتماد ندارم. فکر می کنم بیشتر از اینکه بخوان کار مثبتی انجام بدن، می خوان خونمایی کنن.
(از سوالهای منطقی که طرح کردی خیلی خوشم اومد.)
SA
June 23, 2006 03:32 AM
ممنونم از طرح خوبتون. در اینباره تو وبلاگم چندتا پیشنهاد دادم که شدیدا به نقد شما احتیاج داره. بهر حال هرکاری که بتونم برای کمک به این طرح در صورت نهایی شدن انجام میدم
daneshjoo
June 23, 2006 04:16 AM
این تجمع برای اعتراض به برداشت های تبعیض آمیز از قرآن و سنت در مورد زنان شکل گرفت
خوب این هم که معلومه مردم سنتی (مرد یا زن) با این پیشینه فکری احتیاج بیشتری به آگاه شدن دارند تا این جور اعتراض هاوشاید در آن صورت این تجمع ها با حمایت مردمی سرنوشت دیگری داشته باشند
گستره اين آگاهي بايد از فضاي مجازي به درون اجتماع جايي كه خانوم جلسه اي ها براي ملت نسخه مي پيچند برود
اين صحبتها و اين اعتراض ها ما را در مقابل قرآن و شرع و عرف قرار مي دهد
چه ميشود كرد واقعيت جامعه
اين است و همه خوب ميدانيم
من كه وظيفه خود ميدانم وساعاتي كه با دوستانم هستم با تمام عكس العمل هاي دلسردكننده اشان سعي ميكنم از وقت استفاده كننم و نظرشان را به سوي انگونه مسائل جلب كنم
اگر كتابي خوانده باشم يا منبعي كه كمك مي كند در اختيارشان ميگذارم شايدبراي قدم اول سوالهايي در ذهنشان شكل گيرد
اي كاش روي كار هاي فرهنگي جلسات و اينگونه فعاليت ها وقت و برنامه بيشتري گذاشته ميشد با همه محدوديتهاكه اين گروه هاي فعال در زمينه مسائل زنان در ايران دارند
موفق باشيد واميدوار
tala
June 24, 2006 06:38 AM
خسته نباشید.در رابطه با این سوالت که آیا جلب توجه مجامع بین المللی به مشکلات زنان میتونه مفید باشه یا نه .من شک ندارم که میتونه .اینکه چقدر از زنان ایران اطلاعات دارند وچقدر همکاری میکنند راستش اصلا نباید روی اکثریت حساب کرد چون همونطور که میدونی شرایط عادی زندگی به خاطر فشارهای فرساینده ای که به مردم اعمال میشه انقدر دشواره که مردم صدها حق زیر پا گذاشته شده دارند طوری که حقوق زنان توش گمه .تحصیلکرده هاش هم حتی به بیتفاوتی وحشتناکی مبتلا شدن که تکون دادنش سخته .گذشته از این ها این حقیقت که همه میترسند همغیر قابل انکاره .تو خودت خیلیخوب میدونی که پرونده سازی تو ایران به راحتی آب اتفاق میافته .حتی الان هم که دارم توی وبلاگ تو کامنت میذارم دور نمیبینم که اگه یکروز لازم بشه همین کامنت منو از توی این وبلاگ در بیارن و بر عیله من به عنوان براندازی نظام پرونده سازی کنن .پس اگه بچه های اینجا کمتر فعالن خیلی نمیشه سرزنششون کرد ولی اگه توجه مجامع بین المللی جمع بشه وپشت گرمیهایی وجود داشته باشه بخ تدریج آگاهی هم تو خود جامعه بالا بره قطعا بی ثمر نخواهد بود .
solmaz
June 26, 2006 04:42 AM