
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« روزی روزگاری بارسلونا !
صفحه اصلی
کشتن ما با پنبه (۲) »
کشتن ما با پنبه (۱)
۱. به عنوان یک زن چقدر از هیکل و قیافه خودتون راضی هستید؟ چند بار برهنه روبروی آینه ایستادید و به بدن خودتون نگاه کردید؟ چقدر از دیدن هیکل بدون لباس خودتون و شریکتون در روشنایی کامل لذت میبرید؟ چقدر در لباسهایی که فرم بدنتون رو کاملا نشون میده راحت هستید؟ چند بار با رضایت از فرم بدنتون به عنوان یک بدن ایده آل حرف زدید؟ اصلا میدونید وزن سالم برای قد و سن شما از چند کیلو تا چند کیلو هست؟
۲. چند بار لامپ اطاق خواب رو شما زود تر خاموش کردید؟ چند بار لباسی خریدید که هرچند رنگش رو دوست نداشتید اما فکر کردین شما رو لاغر تر نشون میده؟ چند بار تو رژیم های عجیب و غریب من در اوردی بودید؟ چقدر خرج مواد شوینده و آرایشی میکنید برای اینکه چهره و قیافه واقعی خودتون رو بپوشونید؟ چند بار گفتید که از شکم و باسن و سینه و دست و پا و دماغ و لب و چشم تون بدتون میاد و دلتون میخواد همشون رو عمل کنید؟ چند بار ته دلتون حرف کسی رو که گفته " خوشگلم, تو قشنگترین و بهترین هیکل دنیا رو برای من داری" باور نکردید و فکر کردید داره خرتون میکنه؟
فکر نمیکنید عددهای جوابهای بخش دوم یه ذره زیادی بالاتر از عددهای قسمت اول هست؟ واقعیت رو قبول کنیم. اغلب ما زنها از هیکل و قیافه خودمون راضی نیستیم. همه میخواهیم لاغرتر , بلندتر, و برنز تر باشیم. زیبایی عیب نیست اما مدل ما برای زیبایی چی و کی هست؟ ما به کی نگاه میکنیم که خودمون رو زشت میدونیم و تصمیم به عوض شدن میگیریم؟
آیا مدلی که ما میخواهیم به اون تبدیل بشیم مادر سالمون هست؟ یا مادر بزرگ هفتاد سالمون که هنوز سر پا هست و همه کارهاش رو خودش میکنه و به عمرش یه بار هم سوتین نبسته؟ آیا هیچ وقت به فرم لگن و باسن و شکم و دست و پایی پدر و مادر و خانوادههاشون توجه کردیم؟ با ارثی که بهمون رسیده چه میشه کرد؟ اگه دست خودمون باشه از خودمون چی میسازیم؟ پاریس هیلتون ؟ تیرا بنکس ؟ جسیکا آلبا ؟ هلی بری ؟
به همین اسمهایی که الان نوشتم توجه کنید. سینما, تلوزیون, مجله ها و به طور کل رسانه ها.
این هست تصویر زن مطلوبی که ما از رسانه ها میگیریم. زنان سایز صفر یا دویی که به طور عجیبی لاغر, بلند, بلوند و موفق به نظر میرسن. عطری که اونها میزنن, رنگی که موههای اونها داره, ژیلتی که اونها استفاده میکنن, لباسی که اونها میپوشن, سیگاری که اونها میکشن و حتی مایع شستشوی توالت اونها هم یه قدرت جادویی داره. قدرت جادویی جذب یک مرد. جذب یک جنس مذکر. حتی خروسها هم دنبال این زن نمونه هستن! چه افتخاری.
چقدر تصویر این زن جادویی زندگی ما رو عوض کرده؟ چند بار بعد از اینکه یه فیلم هالیوودی دیدم نخواستیم چراغ اطاق خوابمون زیاد روشن بمونه؟ از چی خجالت کشیدیم؟
تبلیغات, تبلیغات و باز هم تبلیغات. تبلیغاتی که به طور خیلی نامحسوس و آروم از وقتی که میفهمیم تلوزیون یه جعبه جادویی هست که آدما توش راه میرن, میره تو مغز ما و یواش یواش تمام جنبه هایی زندگی ما رو محسور میکنه.
تبلیغاتی که به ما چهره ایده آل یک زن برای مرد ! رو آموزش میدن. زنی که باید لاغر, بلند, بلوند و همیشه لبخند به لب و اصلاح کرده باشه. بدون حتی یک خال مو ی اضافه در تمام بدن. زنی که باید در عین معصومیت سکسی هم باشه. چه تضادی هم ! اما این زن نمونه ما میتونه.
زنی که خونه رو با کفشوی جادویی " مستر کلین" تمیز میکنه تا وقتی شوهرش میاد تو خونه اون رو مستقیم ببره تو اطاق خواب. ( زن از هر وسیله ای استفاده میکنه که مرد رو به اطاق خواب بکشه)
زنی که رنگ موی جدید " گارنیر" باعث شده مردی دوست دخترش رو ول کنه و دنبال اون راه بیفته ( زن فقط به فکر خودش و مردش هست. دشمن بقیه زنها)
زنی که به خاطر صبحانه جدید مک دانلد به انگشتر الماسش هم نگاه نمیکنه.( و چه صبحانه جادویی باید باشه که زن از جواهر رو برگردونده)
دامنی که اگه اون رو بپوشی همه پسر های مدرسه دنبالت راه میافتن.( این خیلی مهمه. اصلا هدف از مدرسه رفتن همینه)
ریملی که مردهای نیویورک رو از کار بیکار میکنه.
سوتینی که اگه ببندین سینه هاتون دیگه زشت نیست.
رنگ مویی که که با اون میتونین فاجعه ای به اسم موههای خودتون رو قایم کنید.
ادامه بدم؟ من چند ماه وقت نذاشتم که برم تبلیغات تلوزیون و مجله ها رو بررسی کنم. دیشب یه ساعت وقت داشتم به یه کانال محلی که بدون تلوزیون کابلی هم میشد دیدش, نگاه کردم. یک ساعت تبلیغات از تلوزیون دولتی.
تو ایران که تا جایی که یادم مونده ( خدا رو شکر ما اینجا هیچ جور تلوزیون ایرانی نداریم, نه لوس آنجلسی نه جمهوری اسلامی) تبلیغاتی که زنها توشون نقش داشتن یا پودر لباس شویی بود یا کهنه بچه. همون زن نمونه مادر و خونه دار. نمی دونم تو سالهای اخیر چه تغییراتی کرده اما با توجه به محدودیتها نباید خیلی فرق کرده باشه. درسته؟
هیچ فکر کردید که حتی اگه به اینها توجه هم نکنید, اینها از پنج سالگی خوراک ذهنن ما هستن. به طور ناخود آگاه وارد مغز ما میشن و همونجا هم میمونن و دیگه اونوقت هست که هیچ غذایی رو بدون عذاب وجدان نمیخوریم. هیچ وقت موهامون رو به رنگ و حالت طبیعی نگه نمیداریم و همیشه قیافه مون رو با کرم و پودر رنگ میکنیم. و البته این رسانه ها که مخاطبشون فقط زنها نیستن. مردهای جامعه هم اونها رو میبینن و این به شدت سلایق رو تغییر میده. همونطور که تو این بیست ساله به شدت داده . حالا دیگه شرکای زنها هم اونها رو به پوشیدن یه لباس خاص یا داشتن یه رنگ مو و حتی استفاده از نوار بهداشتی تبلیغاتی دعوت میکنن.
رسانه ها ما رو به کجا میبرن؟
--------------
این قسمت اول نوشته هایی هست که بعد از دیدن ویدیو " کیلینگ آس سافتلی " نوشتم. به شدت ادامه داره.
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
من هم بارها از این تبلیغات بی نهایت عصبانی شدم. مثل تبلیغی که زن یک اسپری زیر بغل خاص رو می زنه بعد گوینده می گه "حالا با اعتماد به نفس بیشتری راه خواهید رفت بی گمان همه نظرها را جلب خواهید کرد"
Maryam
May 19, 2006 12:37 PM
جوابت را در وبلاگم داده ام.موفق باشی.
مامان غزل
May 19, 2006 01:31 PM
من میخوام حرفت رو از جنبه دیگه ای تایید کنم و اونم احساس خودم بود وقتی اولین بار فهمیدم که Dove
یه کمپین راه انداخته که نشون بده که زیبایی واقعی تو همین زنهای معمولیه...نمیدونم چرا اگه هر آدم دیگه ای بهم میگفت (و گفته اند) که همین هیکلت خیلی هم خوبه باورم نمیشد اما وقتی داو گفت انگار یه مرجع خیلی مهمی تاییدم کرده باشه..این بهم قدرتی رو نشون داد که ناخودآگاه به این رسانه ها داده ایم. آدرس کمپینشون اینجاست:
http://www.campaignforrealbeauty.com/
Anar
May 19, 2006 01:36 PM
جالب بود .
ساتين
May 19, 2006 10:39 PM
من هم یک هم چین چیزکی نوشتم!
azadeh
May 20, 2006 12:08 AM
از هر چیزی که زن رو به عنوان یک کالای مصرفی نشون بده شدیدا متنفریم
حرفای مامان غزل جالب بود
مامان و بابا و دخترشون
May 20, 2006 04:39 AM
از لينك تصاوير خيلي تشكر ميكنم!
گوشزد
May 20, 2006 02:26 PM
سلام
كلا خسته نباشي.
از يادداشتتون خيلي چيزها ياد گرفتم . به خاطر همين ممنونم از شما و ...
ميخواستم چند كلمه درباره چيزي كه شايد دوست داشتين بدونين بگم.
شايد تا يه حدودي درباره تبليغات در ايران درست فكر كنيد اما بايد بگم كه اصولا صداوسيما كه رسانه ملي هستش، رفتار تبليغاتيش هيچ تغاير اساسي و مخصوصا تئوريك با رفتار رسانههايي كه شما لينكشون رو اينجا گذاشتيد نداره.
ميتونم با قاطعيت بگم كه صداوسيما بيشتر از اينكه به فرهنگ ايراني نزديك باشه به مدرنيسم غربي اخلاق گريز نزديكه.
مثالهايي كه شما زديد خيلي ملموس بودن اما مطمئنا تنها روشهاي تغيير اشتهاي زنها و مردهاي يك جامعه به سوي مولفههايي كه شما توصيف كرديد فرق ميكنه اما صداوسيماي جمهوري اسلامي هم حداقل 70 درصد آرمانهاي همون تبليغات كاذب رو توي تئوريهاي خودش نهادينه كرده.
موفق باشيد.
خدانگهدار
محمد آزادي
May 21, 2006 10:10 AM
البته از همون خط اول نوشته معلومه که بنده نباید این متنو بخونم! ولی به نوبه خودم از این پوستهای به استخوان چسبیده اعلام انزجار میکنم
اپسیلونسکی
May 21, 2006 01:01 PM
یک من از پریس هیلتون بدم میاد دو کاترین زیتا جونز یادت رفت سه این خانوما از هیکلشون نون در میارن بایدم هالیوودی باشن ولی من که صبح تا شب پشت کامپیوتر چشام باباقوری شده چه به سایز مگس وزن و هیکل رعنا ؟
40tike
May 23, 2006 12:35 AM
نوشته خیلی خوبی بود.
بریتنی رو از قلم انداخته بودی. البته یک چند وقتی هست که به عنوان مدل سکسی روی جلدها نیست. مدل حاملگی و زایمانه..
سایه
May 24, 2006 02:40 PM
ما به شدت منتظر مي مونيم تا بقيه اش بخونيم :پي
-----------
ميشه لينكت بزارم تو وبلاگم ؟
لوا:
خواهش میکنم. اینجا هم متعلق به شماست!
هم اتاقي ( نگاه)
May 25, 2006 04:40 AM
tavagho nadarin ke az marda estefadeh konan barayeh in tablighat?
shoor o hal e zendegi bazam pontentialesh too khanoom ha bishtar hastesh va khob in yek source mohem too tarahi hastesh, albateh az aghayoon ham too tablighat kheili estefadeh mishe.
kolan bastegi be case study tarahi dareh :)
ayat
May 25, 2006 02:42 PM
آخ گفتي
نسيم
May 28, 2006 04:15 AM
متن بسیار خوبیه به امید روزی که سطح فکر جامعه به این درجه برسد
محمد رضا
June 5, 2006 03:30 AM
سلام.
خیلی زیبا و بجا حرف زدی و کلامت دلنشین و منطقی بود. راست می گویی که امروز با دیروز خیلی فرق کرده اون فرق بین آدم هاست نه فرق بین زمانه و ما امیدواریم که انسان ها انقدر خودخواه و تجملاتی نباشند به امید آن روز.
مصطفی
June 27, 2006 06:01 AM