
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« انجمن دفاع از شاهزاده برای استقرار دمکراسی در ایران!
صفحه اصلی
اورانیوم! »
دمکراسی از نوع امریکایی در ایران ( ۲)
انتخابات آینده فرماندار کالیفرنیا نزدیکه . همینطور انتخابات ریس پلیس شهر.
این انجمن دست به طرفداری گسترده از کاندیدای دموکراتها زده و میخواد با نزدیکی و جمع کردن رای ایرانی ها, بتونن در آینده ازش بهره بگیرن. این ایده خوبی هست که ایرانی ها در سرنوشت جایی که توش زندگی میکنن شریک باشن اما چه چشمداشتی میشه به وضعیت ایران داشت؟ آیا این کاندیدای دموکرات اگه فرماندار بشه ریس جمهور رو مجبور به لشکر کسی به ایران میکنه؟
فکر میکنم دیگه خودشون متوجه شده بودن که از این آب کره در نمیاد. تقریبا آمده شده بودن که برن. ازشون کارت خواستم که اگه شد تماس بگیرم و همینطور آدرس وبسایتشون رو. جالب بود که وبسایتی رو هنوز آماده نداشتن. به جای کارت خودشون کارت شاهزاده رضا رو بهم دادن که من ربطش رو نفهمیدم. روی اونهم هیچ آدرس تماس یا وب سایتی نبود.
یک طرف کارت عکس مردمی هست که پرچم ایران و آمریکا رو دارن و به طور حتم خارج ایرانه با یه عکسی از پرچم شیر و خورشید. یه طرفش هم اینها نوشته هست.
- انتخاب رژیم آینده با رای ملت
- پیروی از اصول دمکراسی با رعایت موازین جهانی حقوق بشر
- آزادی بیان و اندیشه , احزاب و اجتماعات
- تفکیک قوای سه گانه کشور بر اساس قانون اساسی
- تضمین استقلاق قوه قضایی
- تضمین حکومت قانون و برابری مردم در برابر آن
- تضمین استقلال دانشگاهها و مراکز عالی آموزشی
- تضمین حقوق اجتماعی زنان
- تضمین اختیارات قانونی نواحی مختلف کشور در چارچوب فرهنگ بومی و قومی
پاینده ایران
زیرش هم مارک شرکتی هست که کارت رو طراحی کرده.
آخر سر بهشون گفتم اینهایی که روی این کارت نوشته خیلی عالی و خوب و متعالی هست. اما منی که از اونجا فرار کردم به خودم اجازه نمیدم اینجا بشینم و برای دوستای خودم حکم صادر کنم که برن تو خیابون جلوی گلوله. گفتم مردم ایران دیگه تحمل خون رو ندارن. انقلاب و جنگ و اون همه بلا بسشون بوده. کسی که اونجا هست باید فکری بکنه. من اگه بتونم اینجا کار کسی رو راه بندازم خیلی بیشتر خوشحال میشم اگه برم واسه صد نفر حرف بزنم که اونجا اینجوری هست و اونجوری.
من فرار کردم. همین بسم هست. کاری هم از منی که اینجا هستم برای اونجا بر نمیاد.
نمیدونم. شاید بهتر بود بحث میکردم یا میرفتم تو یکی از جلساتشون و اونجا سعی در نشون دادن یه سری واقعیت میکردم اما چه فایده؟ کسی که سی ساله ایران نبوده چی رو میتونه از وضعیت الان ما درک کنه. اونی که هنوز داغ خونه و ویلای مصادره شده اش رو داره از درد من که از سال ۷۶ که سحر رو سوار اون مینی بوس لعنتی کردن و بعد از نه سال هنوز کسی هیچ خبری ازش نداره, چی میفهمه؟
فایده داشت؟ نه. مطمئنم که نداشت.
ولی اینکه بالاخره ایرانی ها تصمیم گرفتن تو انتخابات جایی که دارن توش زندگی میکنن شرکت کنن خبر خوبی بود. حتی اگه واسه منفعت خودشون هم باشه.
دم رفتنی ازشون پرسیدم از هیچ انجمن ایرانی که برای زنهای مهاجر یا بچه های قربانی خشونت , فقر یا فحشا کار کنه خبری دارن؟ بیخبر بودند. میشد حدس زد.
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
زاستش از همون دوره دمو ها تو روم شعار هاي انتخاباتي همينها بودند فقط جمله بنديشون بعضي وقتها عوض ميشه
امير حسين
May 15, 2006 11:58 AM