
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« این طرح به عنوان طرح برتر از ترم بعد در تمام دانشگاههای کالیفرنیا اجرا خواهد شد!
صفحه اصلی
انجمن دفاع از شاهزاده برای استقرار دمکراسی در ایران! »
رها, برادر هفده سالم, هر وقت یه جای کارش لنگ میشه, ماشین میخواد, با دوستاش یه چیزایی میخواد بخوره که خونه مامان اینها نمیشه, با جی اف جان قرار داره یا به هر عنوانی یاد خواهر بزرگش میافته و زنگ میزنه اینطوری شروع میکنه:
" چه طوری آنجلینا جون. اصلا من هیچوقت بهت گفتن تو چقدر شبیه جسیکا آلبا هستی؟ البته یکی از همکلاسیهام میگه بیشتر به چارلیز ترون میخوری..."
نوجون و پاکی و صداقت دیگه. کاریش نمیشه کرد. هیچ ربطی هم به وقتهای که این حرفا رو بهم میزنه نداره. خوب شاید بقیه وقتا حواس نیست و یادش میره دیگه . مهم اصل مطلب هست که این بچه چقدر راستگو هست و البته چهره شناس!
----------------------------
تمام یه ترم گزارش بنویسی در مورد زنان و خشونت و تبعیض و سرویسهای اجتماعی و جنگ و چه میدونم هر موضوعی که دلت میخواد حالا موضوع گزارش امتحان پایان ترمت این باشه. " شما از امتحان ایالتی برای گرفتن دیپلم دبیرستان دفاع میکنید یا نه؟"
آخه مادرت خوب, پدرت خوب. منی که اینجا اصلا دبیرستان نرفتم و اصلا نمیدونم این امتحان خروجی شما چی هست از کجا مطلب بیارم بنویسم. اون هم چی. فقط دو ساعت بدون کامپیوتر با یه دسته کاغذ, یه مقاله مرجع و دو تا دونه خودکار سیاه.
قضیه درس گزارش نویسی این ترم من این بود که ما در طول ترم در موارد مختلفی که به پیشنهاد خودمون و با نظر استاد تعیین میشد, باید گزارش مینوشتیم. امروز پایان ترمش بود. یه مقاله به ما دادند که با استناد به اون نظرات مثبت یا منفی خودمون رو بگیم و بعد از دیدگاه خودمون در اون زمینه دفاع کنیم. در کل کار سختی نبود به شرطی که لااقل یه موضوعی بود که آدم ازش یه پیش زمینه ای داشته باشه.
ظاهرا از سال ۲۰۰۶ یه قانونی تو دبیرستانهای کالیفرنیا گذاشتن که بچه ها باید یه امتحان ریاضی و انگلیسی رو بدن و اگه اون رو پاس کردن و اون مقدار واحدهای لازم رو هم برداشته باشن اون وقت فارغ التحصیل میشن و دیپلم میگیرن. اما اگه امتحان رو پاس نکنن , حتی اگه واحد ها رو تموم کرده باشن, دیپلم بی دیپلم.
حالا منی که اولین بار بود این قانون رو میشنیدم و اصلا نمیدونستم چی هست چه جوری میتونستم بدون مطالعه از توش نظر مثبت و منفی در بیارم. بیشتر از قوه تخیل بهره گرفتم تا حقایق ( چیزی آخه نمیدونستم ). در هر حال اون همه کتاب آیزاک آسیموف خوندن نوجوونی الان داره خودش رو نشون میده.
مقاله ها رو هم چهار تا استاد غیر از استاد خودمون میخونن و برای قبول شدن باید سه تاتوش اون رو قبول کرده باشن. واقعا نمیدونم چی میشه. هنوز دوتا امتحان دیگه هم مونده و من دیگه هیچ روز مرخصی هم ندارم.
کدوم یکی از این ائمه آل عبا تخصصش تو امتحان پایان ترمه؟
---------------------
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
اینجا رو خیلی دوست دارم :)
سرزمین رویایی
May 14, 2006 04:14 AM
دلم میخواست قیافت رو اون لحظه ببینم...
لوا:
دیدن هم داشت واقعا!
بي تا
May 14, 2006 11:43 PM