« صفحه اصلی »

کتابهای بزرگ و زیادی تو زندگیم اثر گذاشتن. مادری داشتم که همیشه یه رمان بزرگ دستش بود و ابایی هم نداشت که اونها رو به دخترش بده که از پنج سالگی خوندن رو یاد گرفته بود. عموی که یه دوری آرزوی مرگش رو داشتم واسه اینکه شاید کتابخونه اش مال من بشه. خیلی دوسم داشت و واسه همین فکر میکردم اگه بمیره کتاباش به من میرسه. ۱۳ سالم بود که جلد اول کلیدر رو بهم داد و گفت هروقت خوندیش بگو جلد بعدیش رو بدم بهت. همون شب مجبور شد جلد بعدیش رو بیاره.
احمد محمود, ساعدی, هدایت, شاملو, اسماعیل فصیح , نادر ابراهیمی و بعدها گنحی و ادوارد سعید و دهها بزرگ دیگه رو مدیون عمو هستم.
رمان های خارجی مدیون مامانم و ایرانیهاش رو مدیون عمو علی. هرچند بزرگتر و مغرور تر که شدم و از تو همون کتابهای که بهم داده بود سرکشی رو یاد گرفتم. چقدر من کمبود کتاب دارم . چند ساله که دیگه نمیخونم . یادم نمیاد آخرین شبی که تا صبج بیدار بودم تا یه کتاب رو تموم کنم. هم دسترسی به کتابهای ایرانی ندارم که امانت بگیرم , هم هزینه کتابهای درسی اونقدر زیاده که پولی واسه بقیه نمیمونه. هرچند واسه کتاب خریدن هیچ بهانه ای نیست. باید از یه جا پول جور کرد واسش.
یه کتابهایی باعث بزرگترین دگرگونی زندگیم شدن. به نیستی رسیدم و به روح دنیا. از مذهب به انسان رسیدم و از انسان به انسان بودن به عشق. از ملاصدرا شک رو شروع کردم و نابود شدم. شیش ماه خودم رو تو فلسفه غرق کردم. باید لوا رو پیدا میکردم. عرفان رو تجربه کردم و دیدم که از من سوختن بر نمیاد. تناسخ پاسخ هوشمندانه ای بود, اما تو خون من نبود. بهش احترام میذاشتم اما رگهام حسش نمیکرد.
لبه تیغ سامرست موام من رو به دنیای دیگه ای برد. این کتاب رو خط به خط حفظم. موقع اومدن به عزیزترین دوستی که داشتم هدیه اش دادم. الان بهتر و بهتر کتاب رو درک میکنم.
همینگوی رو دوست نداشتم . دریا بندری بود که من رو وادار به تعظیم میکرد. اینجا همینگوی رو به زبان اصلی خوندم. سرهنگ هنری دریا بندری عاشقتر و دیوانه تر از سرهنگ هنری همینگوی هست.
یوستین گردر با " دنیای صوفی" باعث عمیق ترین نگاهها و بزرگترین تصمیمها تو زندگیم شد. این مرد و نوشتن این مرد به من یاد داد که میشه ساده نوشت و قشنگ نوشت و تاثیر گذار هم بود.
پبامبر رو به هرکسی که دوسش داشتم هدیه دادم. اینجا به زبون های مخلف پیداش کردم و برای هر تولدی به دوستانم از نژادهای مختلف یه پیامبر هدیه دادم. پیامبری که هدیه پریسا روحانی بود و کتابخونه همیشه بازش برای من.
از عرفان نیچه به " روح جهانی " کوییلو رسیدم و این " روح جهانی" رو بهتر درکش میکنم.
چقدر دلم میخواد تاریخ جهان ویل دورانت رو بخونم یه بار دیگه. هنوز خیلی تو تاریخ کم دارم. همونطوری که تو بقیه رشته ها کم دارم.
با " چهره عریان زن در عرب" که از تو کتابخونه عمو کش رفته بودم گریه کردم. اولین باری بود که برای زنان گریه کردم. به جرات میتونم بگم که این کتاب بود که من رو فیمینیست کرد . چه اتفاق شرینی از بطن یک کتاب تلخ.
و صدها کتاب دیگه. عصر شنبه هست و آهنک این وبلاگ ندا نمیدونم چه تلنگری زد که شروع کردم اینها رو نوشتن.
اما کتابی که اینروزها دارم میخونم جامعه شناسی نخبه کشی از رضا قلی هست و روایت واقعیات تلخ ایرانیت ما.
برمیگردم. باز هم حرف دارم .

April 29, 2006 6:46 PM

Comments

چه کتاب‌های خوبی خوانده‌اید! (:
خیلی چیزهایی را که دوست داشته‌ام بخوانم گویا سال‌ها پیش خوانده‌اید.

کودکی تو با من خیلی فرق داشته ، تو توی محیط کتابخونی بزرگی شدی ، من اما خودم کتاب رو کشف کردم.به سختی با مشکلات فراوون.هنوز خیلی کتاب هست که نخوندم نمی دونم عمرم کفاف می ده بخونمشون یا نه. تحت تاثیر مطلبت یه چیزایی راجع به بچگیام نوشتم. خوب داشتی دوست من

نمی دونم چرا با این پستت حال کردم ...

3 تا کتاب هست که دوست دارم بهت بگم بخونی...
1- بازگشت به منزل آخر... یادم نیست از کیه ولی تازه چاپ شده و یک دکترای ریاضی نوشته... .
2- باور کنید تا ببینید... دکتر وین دایر ترجمه آل یاسین .

3- هدایایی ازآیکیس ... دکتر وین دایر ...

فکر می کنم از کتابهایی باشه که برای همیشه آرومت کنه ...

اگه خواستی برات می فرستمشون..

این نوشته هم خیلی لذت بخش بود . هوس و تشنگی ی کتابخونی رو در آدم بیدار می کنه.

واقعاً حسوديم شد!
شما چقدر كتاباي باحال خوندين كه من فقط اسمشونو شنيدم.

یادش بخیر
شوایک سرباز پاکدل مال یاروسلاو هاشک و ترجمه ایرج پزشکزاد از زمان قبل از انقلاب مانده بوددر خانه ما هنوز کلی از قسمتهایش را یادم مانده از بس هوس انگیز بود در آن دوران برایم

فکر کنم صحنه خوابیدن شوایک ساده لوح را با زن کلنل من یک صد باری خواندم، عجیب آب از لب و لوچه آدم راه میانداخت در آن سن

بعدها وبلاگ آمد وملت شروع کردند از مدل سینه شان که سربالا یا پایین است گفتند ولی هیچکدام آن صفحه کتاب نشد که نشد

دیگر مدتهاست که کتابی نخوانده ام

اما اینجا دیده ای کلوپ کتاب دارند و یک پنل کار درست دارند که برای ملت کتاب انتخاب میکنند، من به شدت میخواهم در یکی عضو شوم اما خیلی گران است. نمیدانم برای کتابهای فارسی هم از اینها داریم منظورم book club است.

سلام، کتاب جامعه شناسي نخبه کشي تو ايران چاپ ميشه؟ و الان هست؟

سلام. حال کردم ازاین کتاب خوری که داشتی.یاد اعتیاد کتاب خوری خودم افتادم.که هر فقط نتوانم بخوان عصبی میشوم

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)