
linkdump
اگر شما ریس وبلاگستان بودید چه میکردید؟
واقعا من چرا فکر میکنم وقتی میخندم صدام قشنگتر میشه؟ واقعا اینطور نیست!
اینهم چهارشنبه سوری اینور آبیها
تلوزیون ایرانیکن
اهم
وای!این انگشترها چه قشنگن!
برنامه نوروزی دانشگاه سن فرانسیسکو
جزییات بیشتر را اینجا ببینید.
حق باکره بودن
احترام به انتخاب انسانها
چه میدانند مرز یعنیچه
روایت زن نوشت از فیلم بادبادک
اوباما و هیلاری در مقایسه با لابیست های اسراییل
از امید
روایتی از تاریخ معاصر جنبش زنان
زارا امجدیان. رادیو زمانه
بنی آدم
این ویدو بغض آورد و لبخند
من دلم ایر رو میخواد ایر منو نمی خواد
با صدای استاد جلال همتی خوانده شود.
[آرشيو]
contact
balootak [at] gmail [dot] comfriends
powered by
Movable Type 3.2RSS | Atom
search
developed by
hamidreza [dot] com
« سه موج جریان فیمینیزم
صفحه اصلی
زهر »
بابا اینها چند روزی رفتن لوس انجلس. دیروز از بلوار هالیود زنگ میزنه می گه برای چند تا کار جدید سفارش گرفته مامان نمیذاره قبول کنه. من هم گفتم آره بابا جان. دیگه از شما گذشته. باید عرصه رو برای جوانها آماده کنین. شما و مامان باید الان برید تو ویلای اسپانیا تن بگیرید!! ( این اعتماد به نفس ارثی تو خونواده ما)
-----------
یه هفته تعطیلات بهاره امروز تموم می شه و ماراتن هم دوباره از فردا شروع. این مدت هیچی درس نخوندم . یه امتحان ۴۰۰ صفحه ای دارم سه شنبه و دو تا مقاله در مورد معتادین اینترنتی و تفاوتهای جنسیتی در استفاده از اینترنت رو هم باید تا دو روز آینده تموم کنم. یکی باید بیاد به خود من در مورد این اعتیاد توضیح بده و روشهای درمانش رو بگه. قول داده بودم که این مقاله ها رو حتما تموم کنم, حالا از خودم خجالت می کشم.
-----------
این مطلب هم از بی بی سی جالب بود. من توصیه میکنم با صدا گوش کنید.
----------
بعد از مدتها, دیشب رفتیم سینما. دو تا فیلم دیدیم و یه ذره خندیدیم. Ice Age 2 و Scary Movie 4.
برای فهمیدن Scary Movie 4 باید چندتا فیلم رو دیده باشید. مثل War of the Worlds, Grudge, Brokeback Mountain. صحنه های تروریستی هم که نقل و نبات بود. یه جایی بود که تروریسته که به خودش باروت بسته بود و به خاطر قطع برق ضامن عمل نمی کنه و خوب لازم به ذکر نیست که این تروریست قیافه خاورمیانه ای با ریش و پشم داشت. تو صحنه ای هم که از سازمان ملل داشت مثلا , ایرانی ها رو دقیقا به قیافه لبنانی ها با همون لباس و عبا و عمامه سیاه درست کرده بودند. تو فیلم کمدی هم که میریم ببینیم باید آه بکشیم.
----------
احتمالا از فردا شروع میکنم به ترجمه چندتا مطلب. توی این سازمانهایی که کار داوطلبانه میکنم همیشه ایده ها و تجربه های خوب و فراوونی هست که فکر می کنم برای سازمانهای ایرانی شاید مطلوب باشه. واسه خودم هم مسلما خوبه.
یکی سازمانی هست که برای زنهای قربانی خشونت و یکی دیگه هم برای زنهای بی خوانمان برنامه داره.
----------
ای چند صد هزار نفری که هر روز این وبلاگ رو می خونید! کسی هست که میامی زندگی کنه یا اونجا رفته باشه؟ چند تا سئوال دارم .
همین.
English Weblog
archives
by dateFebruary 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
شما ماشاالله چقدر اكتيو هستين!
امتحان 400 صفحه اي و روزي دو تا فيلم و...
موفق باشيد
صادق جم
April 16, 2006 10:27 PM
عزیزم سلام...
اول یه معذرت چون یکی از مطالبت رو دزدیدم و توی وبلاگم گداشتم...
دوم اینکه بد جوری معتاد وبلاگت شدم...
سوم اینکه حتماً مقاله ترک اعتیاد رو برایه من هم بفرست....
چهارم اینکه من میامی نبودم ولی محض اطلاع عارضم که در بحرین هستم ... کاره دیگه شاید یه موقع بدردت خوردم....
پنجم اینکه به دلیل اینکه رون و به قول خورشید خانوم (بیژامه ای)نوشتنت باعث می شه که مخاطبات زیاد شن ... وجایگاهی که و لینکی که در وبلاگه صنم داری حتماً بهت کمک بیشتری برایه اعتیاده بیشتر خواهد داشت...
و در آخر ... رنگ وبلاگت به من آرامش می ده... نمی گفتم خفه می شدم
حمید
April 17, 2006 12:38 PM